آدم ربایی و قتل به خاطر یک مشت دلار
گروه حوادث/ عاملان شکنجه و قتل یک مداح جوان در حالی بازداشت شدند که مدعی هستند به خاطر وعده دریافت پول و دلار از سوی معاندان این جنایت را مرتکب شدهاند.
به گزارش خبرنگار حوادث «ایران»، 5 مرداد امسال، مرد میانسالی نگران و هراسان به اداره چهارم پلیس آگاهی پایتخت رفت و از ناپدید شدن پسر 28 سالهاش به نام حمیدرضا خبر داد و گفت: «پسرم شب گذشته برای ملاقات با دوستانش خانه را ترک کرد اما دیگر برنگشت و هر چه با تلفن همراهش تماس گرفتیم، خاموش بود.»
با شکایت مرد میانسال، تحقیقات برای یافتن حمیدرضا آغاز شد. طبق اطلاعاتی که خانوادهاش در اختیار پلیس قرار داده بودند او پای پیاده برای دیدن دوستانش خانه را ترک کرده بود.
ارسال فیلم برای خانواده
کارآگاهان اداره چهارم پلیس بلافاصله به تحقیق پرداختند و در بازبینی دوربینهای مداربسته اطراف محل سکونت حمیدرضا دریافتند وی در خیابان سوار یک خودروی پژو 405 شده است؛ خودرویی که پلاکش مخدوش بود و همین موضوع شک مأموران را بیشتر کرد.
در حالی که تحقیقات ادامه داشت بار دیگر پدر حمیدرضا وحشتزده و پریشانحال به اداره آگاهی رفت و فیلمی 7 ثانیهای و بسیار فجیع را به پلیس نشان داد که حاوی تصاویر شکنجه پسرش از سوی افراد ناشناس بود. وی گفت این فیلم را برای او ارسال کردهاند و مدعی شدهاند که پسر وی را به قتل رساندهاند.
در ادامه تحقیقات کارآگاهان موفق شدند فردی به نام امیر را در این جنایت هولناک شناسایی و دستگیر کنند. متهم پس از دستگیری به همدستی با 4 نفر از دوستانش برای قتل حمیدرضا اعتراف کرد.
با اعتراف وی سه همدست دیگر او نیز بازداشت شده و تحقیقات برای دستگیری پنجمین متهم که عامل اصلی قتل است، ادامه دارد.
تحت تأثیر شبکههای معاند قرار گرفتیم
امیر، 30 ساله، یکی از چهار متهم دستگیر شده در پرونده قتل بسیجی جوان گفت: «ما تحت تأثیر شبکههای معاند قرار گرفتیم. در همان کانال تلگرامی عکس این مداح را دیدیم که زیر آن نوشته شده بود برای قتل وی از 2 تا 5 هزار دلار پول میدهیم من و دوستانم هم وسوسه شدیم.»
او ادامه داد: «یکی از ما برای سردسته باند سیم کارت تهیه کرد؛ من هم ماشینم را در اختیارشان قرار دادم، یک نفر خانهاش را در اختیار اعضای باند و سردسته باند قرار داد و در شکنجه حمیدرضا هم نقش داشتیم اما ضربات اصلی را سردسته باند زد. شب حادثه، حمیدرضا را به عنوان مسافر سوار کردیم بین راه به او خرمای آغشته به مواد مسموم تعارف کردیم وقتی بیهوش شد او را به مخفیگاهمان بردیم و بعد از چند ساعت شکنجه جان باخت بعد جسد را داخل خودرو قرار دادیم و سردسته باند او را برد و دیگر اطلاعی از ماجرا نداریم. ما فیلمی که برای خانواده فرستادیم برای شبکه معاند هم ارسال کردیم اما سیمکارت دزدی بود. پلاک خودرو را هم مخدوش کرده بودیم و هیچ ردی از خودمان به جا نگذاشته بودیم و تصور نمیکردیم دستگیر شویم.»

