چرا تاریخ مطبوعات محلی بخشی از هویت فرهنگی ایران است؟

آن‌سوی تیترهای پایتخت

رضا صائمی
دبیر گروه فرهنگی

فراخوان «همایش ملی تاریخ مطبوعات محلی ایران از آغاز تا انقلاب اسلامی» با میزبانی کتابخانه ملی و مرکز اسناد منطقه جنوب کشور که آذر ماه در شیراز برگزار می‌شود، بهانه خوبی است تا در آستانه روز خبرنگار از اهمیت و ضرورت این رویداد بنویسیم. در روزگاری که سرعت، حافظه را به حاشیه رانده است و خبر، پیش از آن‌که به تاریخ تبدیل شود، در انبوه داده‌ها گم می‌شود، برگزاری همایشی درباره تاریخ مطبوعات محلی، صرفاً یک رویداد دانشگاهی نیست، تلاشی است برای بازگرداندن حافظه به رسانه و رسانه به حافظه. این همایش، دعوتی است برای مکث، برای دوباره دیدن آنچه سال‌ها در هیاهوی اخبار روزانه از نظر دور مانده است.  تاریخ مطبوعات، تاریخ کاغذهای زردرنگ و آرشیوهای خاک‌خورده نیست، تاریخ نفس کشیدن یک جامعه است. اگر بخواهیم فراز و فرودهای فرهنگی، اجتماعی و حتی سیاسی ایران را بخوانیم، باید لابه‌لای ستون‌های روزنامه‌های محلی جست‌وجو کنیم، همان نشریاتی که شاید تیراژشان محدود بود، اما دامنه تأثیرشان تا عمق زندگی مردم امتداد داشت. بسیاری از روایت‌هایی که در رسانه‌های سراسری مجال ظهور پیدا نمی‌کرد، در مطبوعات محلی ثبت شده و امروز به اسناد زنده تاریخ بدل شده‌اند. در واقع، مطبوعات محلی آینه‌ای هستند که جزئیات زندگی روزمره، دغدغه‌های شهروندان، تحولات فرهنگی، مناسبات قدرت و حتی تغییرات سبک زندگی را با دقتی ثبت کرده‌اند که کمتر منبع تاریخی دیگری از آن برخوردار است.
 اهمیت این همایش از همین نقطه آغاز می‌شود؛ از این باور که تاریخ رسانه را نمی‌توان فقط از پایتخت نوشت. ایران را باید از شیراز، تبریز، رشت، مشهد، اهواز، بوشهر، کرمان، سنندج، زاهدان و ده‌ها شهر دیگر نیز خواند؛ از دل روزنامه‌هایی که زبان مردم همان اقلیم بودند و نبض تحولات محلی را ثبت کردند. تاریخ مطبوعات محلی، در واقع تاریخ ایران از زاویه‌ای کمتر دیده‌شده است؛ روایتی که اگر نادیده گرفته شود، تصویر ما از گذشته، تصویری ناقص و مرکزگرا خواهد بود.
 انتخاب شیراز برای میزبانی این همایش نیز معنایی فراتر از یک انتخاب جغرافیایی دارد. فارس، یکی از خاستگاه‌های مهم روزنامه‌نگاری ایران است، استانی که هم در تولید اندیشه و هم در شکل‌گیری جریان‌های فرهنگی و ادبی سهمی انکارناپذیر داشته است. از اولین نشریات تأثیرگذار تا حضور روزنامه‌نگاران و نویسندگانی که در شکل دادن به افکار عمومی نقش داشته‌اند، این شهر همواره بخشی از حافظه مطبوعاتی ایران بوده است. طبیعی است که بازخوانی میراث مطبوعاتی جنوب کشور از چنین نقطه‌ای آغاز شود، جایی که هنوز بسیاری از اسناد، عکس‌ها، نشریات و روایت‌های ناگفته، چشم‌انتظار پژوهشگران هستند.  اما ارزش این رویداد تنها در گردآوری مقاله‌ها نیست. آنچه اهمیت دارد، شکل‌گیری گفت‌وگویی تازه میان نسل امروز رسانه و میراث دیروز مطبوعات است. روزنامه‌نگاری، بدون شناخت گذشته خود، در معرض تکرار خطاها و فراموشی تجربه‌ها قرار می‌گیرد. آرشیوها فقط محل نگهداری اسناد نیستند؛ کارگاه تولید آگاهی‌اند و هر سند مطبوعاتی، روایتی است از نسبت جامعه با حقیقت، قدرت، فرهنگ و مردم. هر شماره یک روزنامه، نه فقط مجموعه‌ای از خبرها، بلکه تصویری از روح زمانه است؛ از آنچه جامعه می‌اندیشیده، مطالبه می‌کرده و از آن بیم یا امید داشته است.  شاید یکی از مهم‌ترین دستاوردهای چنین همایشی، جلب توجه به ضرورت حفظ و دیجیتال‌سازی آرشیوهای مطبوعاتی باشد. هنوز بخش قابل توجهی از میراث رسانه‌ای استان‌ها در معرض فرسودگی، پراکندگی یا حتی نابودی قرار دارد. بسیاری از نشریات محلی، به دلیل محدودیت امکانات یا نبود نظام آرشیوی منسجم، در خطر فراموشی هستند، در حالی که هر صفحه از آنها می‌تواند منبعی ارزشمند برای پژوهشگران تاریخ، جامعه‌شناسی، ارتباطات، مطالعات فرهنگی و حتی برنامه‌ریزان توسعه باشد. حفظ این میراث، صرفاً یک اقدام فرهنگی نیست؛ سرمایه‌گذاری برای آینده پژوهش و شناخت دقیق‌تر جامعه ایرانی است.  در عصر رسانه‌های دیجیتال و شبکه‌های اجتماعی، شاید بیش از هر زمان دیگری به بازخوانی تاریخ مطبوعات نیاز داشته باشیم. نه از سر نوستالژی، بلکه برای فهم اینکه رسانه چگونه می‌تواند مسئولیت اجتماعی خود را حفظ کند؛ چگونه می‌تواند هم روایتگر زمانه باشد و هم حافظ حافظه جمعی. امروز که تولید و انتشار محتوا با سرعتی بی‌سابقه انجام می‌شود، بیش از گذشته به معیارهای حرفه‌ای، اخلاق رسانه‌ای و تجربه نسل‌های پیشین نیازمندیم؛ تجربه‌ای که بخش مهمی از آن در صفحات مطبوعات محلی ثبت شده است.
 این همایش، اگر بتواند میان پژوهش، رسانه، دانشگاه، آرشیو و تجربه زیسته روزنامه‌نگاران پلی پایدار برقرار کند، تنها یک رویداد تقویمی نخواهد بود؛ بلکه می‌تواند آغازگر حرکتی تازه برای بازخوانی هویت رسانه‌ای ایران باشد. هویتی که فقط در روزنامه‌های بزرگ پایتخت شکل نگرفته، بلکه در صدها نشریه محلی، در شهرهای کوچک و بزرگ، در میان دغدغه‌های مردم و قلم روزنامه‌نگاران گمنام اما اثرگذار نیز ریشه دارد.گاهی برای فهم آینده، باید تیترهای دیروز را دوباره خواند؛ زیرا تاریخ مطبوعات، فقط تاریخ رسانه نیست، تاریخ جامعه‌ای است که خود را در آینه رسانه بازشناخته و روایت کرده است.