دیپلماسی پیشدستانه مکمل دفاع پیشدستانه

سید جلال دهقانی فیروزآبادی
استاد روابط بین‌الملل دانشگاه علامه طباطبایی

راهبرد دفاعی ایران تاکنون ماهیت تدرُّجی و پلکانی داشته است؛ به گونه‌ای که از بازدارندگی پیشینی به پسینی، دفاع فعال و تصعید افقی به دفاع پیشدستانه و تصعید عمودی تحول یافته است. دفاع پیشدستانه عبارت است از دفع تهدید عینی بالفعل پیش از عملی‌ شدن آن. این راهبرد هوشمند، گزینه شکست نظامی و‌ تسلیم جمهوری اسلامی ایران را منتفی کرده است. ایران، براساس برقراری موازنه قدرت جدید و شکست‌ناپذیری به معنای تداوم بقا و تسلیم‌ناپذیری، ترامپ را مجبور کرد تا تفاهم‌نامه اسلام آباد را بپذیرد. کشورهای شورای همکاری خلیج فارس نیز خود را با منطق توازن قدرت جدید وفق داده و درصدد تعامل متعادل با ایران هستند. قدرت‌های بزرگ و جامعه بین‌المللی نیز الزامات منزلت نوین ایران را درک کرده و به آن اذعان دارند.
جمهوری اسلامی ایران موفق شد در چارچوب سه ضلعی میدان، مقاومت مردمی و دیپلماسی مقاوم از جنگ  تحمیلی، سرفراز و سربلند بیرون بیاید. در عملیات کنترل تنگه هرمز نیز تاکنون کشور عزم و اراده خود مبنی بر تحقق بی کم و کاست تفاهم‌نامه را نشان داده و ثابت کرده است. منطق ایران پیشدستانه و هدف آن نیز متعهدسازی آمریکا به اجرای یادداشت تفاهم است؛ منطق عملیات نظامی ایران در تنگه هرمز نیز دفاع پیشدستانه بوده است. به طوری که جمهوری اسلامی ایران به این جمع‌بندی رسید که هدف آمریکا از تفاهمنامه تاکتیکی بوده و  قصد اجرای تفاهم‌نامه را ندارد. از این رو، ایران با اعمال مدیریت بر تنگه هرمز، اول، نشان داد که به هیچ وجه از اجرای کامل مواد تفاهم‌نامه کوتاه نمی‌آید؛ دوم، پیش از آنکه وضعیت خودساخته آمریکا در تنگه هرمز عادی‌سازی شود، از آن پیشگیری می‌کند؛ سوم، آمریکا باید تفاهم کاغذی را به تعهد واقعی و عینی تبدیل کند.
دفاع پیشدستانه را باید با دیپلماسی پیشدستانه تکمیل کرد. دیپلماسی، بنابر یک تعریف، فن و توان کسب، حفظ و اعمال مسالمت‌آمیز قدرت در روابط بین‌الملل است؛ به گونه‌ای که رابطه این همانی بین قدرت و دیپلماسی برقرار گردد. بنابراین تعریف، دیپلماسی پیشدستانه عبارت است از زمینه‌سازی و ایجاد بستر سیاسی لازم برای کسب، حفظ و اعمال قدرت پیش از اقدام دیپلماتیک دیگران، به ویژه دشمنان و رقبا. از این رو، دیپلماسی پیشدستانه ماهیت ابتکاری دارد و به معنای مماشات و دیپلماسی التماسی نیست. پیشدستی در دیپلماسی به معنای استفاده حداکثری از دیپلماسی کنش‌مند در سطوح دوجانبه، کم‌جانبه و‌ چندجانبه قبل از توسل دشمن به آن است. به گونه‌ای که در اثر تحرک و‌ ابتکار دیپلماتیک ایران، دشمن دچار انفعال و‌ انزوای سیاسی و‌ دیپلماتیک شود.
دیپلماسی پیشدستانه متضمن پیشدستی ایران در استفاده بیشینه از انواع مختلف دیپلماسی اعم از متعارف و مکمل و ابزارهای مسالمت‌آمیز برای بازداشتن دشمن از موجه‌سازی تجاوز، ادامه جنگ، و مقصرسازی ایران است؛ هدف، پیشی گرفتن از دشمن در اجماع سازی و ائتلاف‌سازی سیاسی و منفعل، مأیوس و منصرف کردن آن در امکان ادامه جنگ تجاوزکارانه علیه کشور و مجبور و متعهد کردن آن به تعهداتش است. در این میان، دیپلماسی دفاعی، حقوقی و عمومی اهمیت و ضرورت راهبردی دارد. یکی از ارکان و ابعاد دیپلماسی پیشدستانه، دیپلماسی دفاعی فعال به منظور استفاده از همه ظرفیت‌های سیاسی لازم برای بازسازی و تقویت توان دفاعی کشور است.‌ عنصر دیگر، دیپلماسی حقوقی بازدارنده است؛ به گونه‌ای که به دشمن امکان و اجازه استفاده از قوانین بین‌المللی، موازین حقوقی،  رژیم‌ها و سازمان‌های بین‌المللی علیه ایران را نداد. رکن دیگر، دیپلماسی عمومی کنش‌مند جهت تبیین دفاع میهنی برای ملت‌ها و تنویر افکار عمومی منطقه‌ای و جهانی است. فعال کردن همه کانال‌های دیپلماتیک یک مؤلفه مهم دیگر  دیپلماسی پیشدستانه است.
دیپلماسی پیشدستانه متضمن و مستلزم توقف دفاع مشروع نیست؛ به طوری که در حین جنگ نیز می‌توان همزمان و هماهنگ با عملیات دفاعی به اقدامات دیپلماتیک نیز مبادرت ورزید تا جنگ به نفع کشور پایان یابد. همچنین، باید ابتکار عمل دیپلماتیک را به دست گرفت و با ارائه طرح‌های ابتکاری برای پایان قطعی جنگ، دشمن را در موضع تدافعی، انفعال و انزوا قرارداد. در دیپلماسی پیشدستانه، از طرق اعمال قدرت هوشمند، دشمن را باید مجبور به پذیرش راه حل‌های سیاسی قاطع و نافع و متعهد به تعهداتش کرد.
بنابراین، اولویت راهبردی دیپلماسی پیشدستانه، تضمین عینی تعهدات آمریکاست که در رأس آن حقظ بازدارندگی تنگه هرمز قرار دارد. در چارچوب صلح از طریق قدرت، دیپلماسی بازدارنده حداکثری را باید فعال و بالفعل کرد. نباید اجازه داد آمریکای متجاوز «جنگ انتخابی» خود علیه ایران را به یک «جنگ ضروری» برای تأمین امنیت بین‌المللی تبدیل کند. تلاش برای برقراری نظم منطقه‌ای مشارکتی درونزا با محوریت ایران و مساهمت سایر کشورهای منطقه برپایه امنیت به هم‌پیوسته یک اولویت دیگر دیپلماسی پیشدستانه است.