«ایران» الگوی هزینه‌کرد باشگاه‌های فوتبال در آستانه آغاز رقابت‌های لیگ برتر را بررسی می‌کند

گرداب اسکناس‌سوزی

سینا حسینی/ در آستانه آغاز فصل جدید رقابت‌های فوتبال باشگاهی ایران، بار دیگر موضوع قراردادهای نجومی بازیکنان و مربیان به یکی از بحث‌های داغ فضای عمومی تبدیل شده است؛ موضوعی که نه‌تنها تکراری، بلکه نشانه‌ای از برخی مشکلات در مدیریت فوتبال باشگاهی ایران است. در شرایطی که بسیاری از باشگاه‌های لیگ برتری همچنان از نبود درآمد پایدار رنج می‌برند و با مشکلات جدی مالی و هزینه‌های جاری دست‌وپنجه نرم می‌کنند، انعقاد قراردادهای سنگین و بعضاً غیرمنطقی با بازیکنان داخلی و خارجی، بیش از هر زمان دیگری پرسش‌برانگیز شده است.
منتقدان بر این باورند که ریشه بخش قابل‌توجهی از این نابسامانی‌ها را باید در نبود نظارت مؤثر و فقدان شفافیت مالی در ساختار باشگاه‌ها جست‌وجو کرد. هنگامی که صورت‌های مالی شفاف نیست و سازوکار پاسخگویی تعریف نشده، طبیعی است که تصمیمات پرریسک و کوتاه‌مدت جایگزین برنامه‌ریزی اصولی شود. نتیجه چنین رویکردی، افزایش تصاعدی بدهی‌ها و شکل‌گیری پرونده‌های متعدد حقوقی در مراجع داخلی و بین‌المللی است؛ پرونده‌هایی که هزینه‌های سنگینی را بدون هیچ بازدهی فنی یا اقتصادی به فوتبال ایران تحمیل کرده‌اند.
مرور محکومیت‌های سریالی باشگاه‌های ایرانی در نهادهای بین‌المللی به‌روشنی نشان می‌دهد که پرداخت میلیاردها تومان غرامت به بازیکنان و مربیان به رویه‌ای عادی تبدیل شده است؛ در حالی که این هزینه‌ها نه‌تنها به بهبود کیفیت فوتبال منجر نشده، بلکه در عمل منابع محدود باشگاه‌ها را نیز مستهلک کرده است. این در حالی است که افزایش سطح دستمزدها، اگر بدون پشتوانه اقتصادی و برنامه‌ریزی باشد، نه نشانه رشد، بلکه علامتی از بی‌تعادلی ساختاری است.
واقعیت تلخ آن است که با وجود این حجم از هزینه‌کرد، فوتبال باشگاهی ایران در عرصه بین‌المللی دستاورد قابل‌توجهی نداشته است. حذف نمایندگان ایران از رقابت‌های آسیایی در سال‌های اخیر، بویژه در لیگ نخبگان و لیگ قهرمانان سطح دو، گواه روشنی بر این روند است. در مقابل، نمونه‌های موفقی در فوتبال آسیا دیده می‌شود که با بودجه‌هایی به‌ مراتب کمتر، اما با مدیریت حرفه‌ای و برنامه‌محور، به نتایج قابل‌توجهی دست یافته‌اند. برای مثال، باشگاه‌هایی مانند اولسان هیوندای کره‌جنوبی یا کاوازاکی فرونتال ژاپن، با اتکا به ساختارهای پایدار مالی، آکادمی‌های فعال و سیاست‌های نقل‌وانتقالاتی منطقی، توانسته‌اند در رقابت‌های قاره‌ای عملکردی موفق داشته باشند؛ آن هم بدون ورود به چرخه هزینه‌های افسارگسیخته. حتی تیم‌هایی با بودجه محدودتر در شرق و جنوب‌شرق آسیا، با تمرکز بر توسعه زیرساخت و مدیریت منابع، توانسته‌اند حضوری رقابتی در سطح قاره داشته باشند.
نکته قابل‌ تأمل اینجاست که با وجود هشدارهای مکرر کارشناسان و توصیه‌های رسمی مسئولان فدراسیون فوتبال، همچنان الگوی هزینه‌کرد در باشگاه‌ها تغییری اساسی نکرده است. هر فصل پیش از آغاز لیگ، بر لزوم رعایت انضباط مالی تأکید می‌شود، اما در عمل شاهد افزایش هزینه‌ها و تعمیق چالش‌های مالی هستیم. این شکاف میان توصیه و اجرا، خود نشانه‌ای از ضعف در نظام نظارتی و ضمانت‌های اجرایی است.
در شرایطی که در فوتبال حرفه‌ای جهان، بویژه در اروپا، اصل «فیرپلی مالی» به‌عنوان چارچوبی الزام‌آور پذیرفته شده و باشگاه‌ها ناگزیرند هزینه‌های خود را با درآمدهای واقعی‌شان تطبیق دهند، فوتبال ایران همچنان درگیر الگوی ناپایدار «هزینه بدون درآمد» است. تداوم این وضعیت نه‌تنها آینده اقتصادی باشگاه‌ها را تهدید می‌کند، بلکه می‌تواند به چالشی فراگیر در کل ساختار فوتبال کشور منجر شود.
به نظر می‌رسد عبور از این وضعیت، نیازمند بازنگری جدی در شیوه‌های مدیریتی، ایجاد شفافیت مالی، تقویت نظام نظارتی و حرکت به‌ سوی درآمدزایی پایدار است. بدون چنین اصلاحاتی، هر گونه افزایش هزینه صرفاً به معنای تعمیق زیان و تکرار ناکامی خواهد بود؛ چرخه‌ای که اگر شکسته نشود، دستاوردی جز اتلاف منابع و عقب‌ماندگی بیشتر در پی نخواهد داشت.