دوران افت و کاهش ترانسفر از لیگ ایران
جلال چراغپور
کارشناس فوتبال
معمولاً ایجنتها در هر دوره جام جهانی، بازیکنان را بر اساس استانداردهای روز بازی برای ترانسفر به باشگاهها انتخاب میکنند. این استانداردها بهگونهای است که ایجنتها با مشاهده بازیکنان، خیلی سریع آن را تشخیص میدهند؛ درست مانند کارشناس الماس که در هر شرایطی بتواند قطعات الماس را شناسایی کند. در واقع ایجنتها بازیکنان را در جریان بازی بر اساس فاکتورهایی چون کنترل و نحوه کنترل توپ، تسلط بر توپ، نگاه به بازی و مسترینگ انتخاب میکنند. شکارچیان استعداد با چشمانی تیزبین، بازیکنان را نه بر اساس اتفاقات تصادفی فوتبال، بلکه طبق استانداردهای بهروز این رشته میبینند. آنها فوقتخصص در تماشای بازیکن دارند؛ همانطور که کارلوس کیروش در جوانی در زمینه مشاهده و انتخاب بازیکن برای منچستریونایتد تخصص بالایی داشت. با این شرایط، این سؤال مطرح میشود که کدام ملیپوش فوتبال ایران را میتوان صاحب «مستر تکنیک» دانست؟ حتی در مقالهای جدید از فیفا آمده است که مهم نیست بازیکن در شرایط بدون فشار چگونه توپ را استپ میکند، بلکه مهم کنترل توپ در موقعیتهای فشرده است؛ زمانی که بازیکنان حریف او را محاصره کردهاند و باید واکنش نشان دهد. در این مقاله حتی به ۲۰ آیتم اشاره شده که یکی از آنها«احتمال گلزنی تیمها» است؛ مفهومی که کمتر بهصورت دقیق تعریف شده است. طبق این تعریف، 7 آیتم در کنار هم قرار میگیرند تا احتمال گلزنی تیمی و انفرادی شکل بگیرد. ممکن است تیمی ۵۰۰ پاس بدهد، اما بیش از دو گل به ثمر نرساند؛ بنابراین، این تعداد پاس الزاماً به گل منجر نمیشود. در واقع، عواملی مانند موقعیت در زمین، نوع تمرینات، پاسهای خطرناک، نحوه پاسهایی که خط دفاع حریف را میشکنند، سرعت پاسها و موارد مشابه، احتمال گلزنی تیم را از نگاه تحلیلگران تیزبین پیشبینی میکنند و پس از بررسی، مشخص میشود که کدام تیم شانس بیشتری برای پیروزی دارد. نکته مهم دیگر، میدانگری (عملکرد بدنی و واکنشی) ورزشکار است. برای مثال، امباپه ۱۰۰ متر را در ۱۰ ثانیه میدود و واکنشهایش حدود سهدهم ثانیه است؛ مشابه مسی. چرا مسی در بازی کمتر آسیب میبیند، اما طارمی در دریبل دچار آسیب میشود؟ زیرا بازیکنی مانند مسی از سرعت پیشبینی بالا، واکنش سریع و انفجار سرعت برخوردار است، در حالی که همه بازیکنان چنین چابکیای ندارند. بازیکن ما با وزن ۸۰ کیلوگرم و قد ۱۸۵ سانتیمتر، در مواجهه با دو مدافع زمین میخورد، اما امباپه میتواند توپ را از میان ۱۰ بازیکن عبور دهد و به همین دلیل او را «بازیکن جنگجو» مینامند. در چنین شرایطی، نهایت مسیر طارمی بازگشت به لیگ فوتبال ایران است، در حالی که بازیکنانی مانند امباپه، عثمان دمبله و لامین یامال در تیمهای بزرگ جهان بازی میکنند. در واقع، زمانی که یک بازیکن مجموعهای از شاخصههای بدنی، واکنش سریع، مسترینگ با توپ و سرعت تصمیمگیری را در اختیار داشته باشد، از او به عنوان «بازیکن ژنوم دهه ۲۰۲۶» یاد میشود. در مقابل، حتی مجموع ویژگیهای ملیپوشان ایران نیز به استانداردهای بازیکنی مانند امباپه نمیرسد. بنابراین، وقتی فوتبالیستهای ایرانی حاضر در جام جهانی ۲۰۲۶ علاوه بر فاصله با استانداردهای روز دنیا، از نظر سنی نیز در وضعیت بالاتری قرار دارند، نباید انتظار داشت پیشنهاد بازی از لیگهای معتبر فوتبال جهان دریافت کنند. ممکن است برخی بگویند کریستیانو رونالدو در ۴۰سالگی نیز در جام جهانی بازی کرده است، اما باید توجه داشت که یک کادر حرفهای ۱۲نفره، شرایط بدنی او را در سطح بالا نگه میدارد؛ با این حال، در جام جهانی نیز آنگونه که انتظار میرفت ظاهر نشد و حتی اشک ریخت. این وضعیت بهطور کلی به ضرر فوتبال ایران تمام میشود؛ چرا که با عدم ترانسفر بازیکنان به باشگاههای خارجی، باشگاهها از نظر مالی متضرر میشوند و سطح کیفی فوتبال کشور نیز کاهش مییابد. البته این اولین بار نیست که بازیکنان ایرانی در اوج، لژیونر میشوند و در دوران افت، به لیگ داخلی بازمیگردند.

