مدیرکل امور مراقبتی و توانمندسازی کودکان و نوجوانان سازمان بهزیستی کشور خبر داد
اجرای طرح «دستهای مهربان» در ۲۴ استان
سمیه افشین فر
گروه اجتماعی
مراکز نگهداری، پناهگاهی برای کودکان بیسرپرست و بدسرپرست محسوب میشوند تا آنها را از آسیبهای خیابانی دور نگه دارند، اما چالش اصلی فراتر از تأمین خوراک و پوشاک است. کارشناسان بر این باورند که کیفیت زندگی در این مراکز، نه با امکانات رفاهی، بلکه با میزان «پیوستگی عاطفی» و «آمادگی برای ورود به اجتماع» سنجیده میشود؛ رویکردی که در نظام نوین مراقبتی، جایگزین رویکردهای سنتی حمایتی شده است. به همین دلیل در یکی، دو سال گذشته مسئولان سازمان بهزیستی تمرکز سیاستهای خود در قبال این کودکان را به جای نگهداری در مراکز شبانهروزی به نگهداری در خانوادهها تغییر دادهاند و سیاست خانواده محوری را به جای مرکزمحوری در پیش گرفتهاند. دکتر حمیدرضا الوند مدیرکل امور مراقبتی و توانمندسازی کودکان و نوجوانان سازمان بهزیستی کشور در گفتوگو با «ایران» با بیان اینکه سیاستهای خانواده محور سازمان بهزیستی بر مبنای فرهنگ ملی و دینی ماست که با باورهای درونیمان سنخیت دارد، میگوید: «در گذشته وقتی کودکی پدر و مادرش را از دست میداد، غیرت و همبستگی خانوادگی اجازه نمیداد که این کودک از چارچوب خانواده خارج شود و خاله، عمو، دایی یا سایر بستگان از او حمایت میکردند. اما متأسفانه شرایط به نوعی رقم خورد که در نظام برنامهریزی برای حمایت از این بچهها برنامهای تعریف کردیم که کم کم تبدیل به فرهنگ شد. بدین صورت که مراکز شبانهروزی خدمات خوبی دادند و جای پدر و مادر نشستند که این موضوع به جای تحکیم بنیان خانواده به تضعیف آن منجر شد و والدگری مسئول در نظام فرهنگی ملی ما در بخش خانواده و جامعهشناسی خانواده ضعیف شد.»
سیاست بهزیستی مؤسسهزدایی است، نه مؤسسهزایی
الوند با بیان اینکه در یکی، دو سال گذشته 70 درصد منابع و بودجه سازمان به برنامههای خانواده محور اختصاص پیدا کرده است، میگوید: «ما اعتبارات بخش مراقبت در خانواده را تحت عنوان کمک نگهداری در خانواده به پدر و مادر زیستی میدهیم. همچنین مدل مراکز روزانه هم در راستای برنامه خانوادهمحور طراحی شده تا از سپردن غیرضروری کودکان و نوجوانان به مراکز شبانهروزی پیشگیری کنیم تا کودکان بتوانند وارد سیستم مراقبت روزانه شوند و توسط تیم تخصصی مرکز (مسئول فنی، مدکار، روانشناس و مربی) خدمات تخصصی دریافت کنند و در پایان روز به آغوش خانواده برگردند». به گفته الوند، این کار کمک میکند تا نقش والدگری مسئول در خانوادهها تقویت شود؛ موضوعی که در قانون مدنی، قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بیسرپرست، قانون حمایت از اطفال و نوجوانان و همچنین در قانون تأمین زنان و کودکان بیسرپرست (مصوبه سال 1371) بر آن تأکید شده است که سرپرستان قانونی باید مسئولیتهای خود را بپذیرند. او توضیح میدهد: «ما مراکز روزانه کودکان نداشتیم یعنی همه مراکز شبانهروزی بودند، با اینکه در بند 4 ماده سه قانون حمایت از تأمین زنان و کودکان بیسرپرست مصوب سال 1371 به این مراکز اشاره شده بود، اما این قانون مغفول مانده بود، به همین دلیل در دولت چهاردهم کمک کردیم تا مراکز روزانه راهاندازی شوند. در آییننامه اجرایی قانون آمده بود که «سازمان بهزیستی میتواند در راستای حمایت از کودکان بیسرپرست به راهاندازی و حمایت از کودکان در واحدهای شبانهروزی و روزانه اقدام کند، اما این موضوع مغفول مانده بود، چون سیاست سابق سازمان مؤسسهزایی بود نه مؤسسه زدایی. با این تفاسیر این آییننامه را پیگیری کردیم و در حال حاضر مراکز روزانه در چهار استان تهران، فارس، خراسان رضوی و گلستان راهاندازی شده است و تا پایان سالجاری به شکل آزمایشی اجرا خواهد شد.»
در مراکز روزانه 87 درصد کودکان
به خانه برمیگردند
او با بیان اینکه با راهاندازی این مراکز حدود 87 درصد کودکان در پایان روز نزد خانوادههایشان برمیگردند، میگوید: «این بزرگترین آرزوی کودکان، تقویت پیوند عاطفی با خانواده است. تا امروز چون ما چنین مدلی نداشتیم و فقط مدل شبانهروزی اجرا میشد، با جدا کردن کودکان از خانواده، ناخواسته به تضعیف بنیان خانواده دامن میزدیم. اما توسعه مراکز روزانه، با توجه به تغییر وضعیت از بیسرپرستی به بدسرپرستی، کمک میکند تا با مداخلات حرفهای و مددکاری، این کودکان را دوباره به اعضای صلاحیتدار خانواده پیوند بزنیم.»
مدیرکل امور مراقبتی و توانمندسازی کودکان و نوجوانان سازمان بهزیستی کشور توضیح میدهد: «بیش از 87 درصد کودکان و نوجوانان تحت سرپرستی سازمان، به دلیل بدسرپرستی و با رأی صادره از مراجع قضایی ذیصلاح، وارد سیستم مراقبتهای شبانهروزی میشوند. این امر به معنی آن نیست که تمام اعضای همبسته خانواده آنها صلاحیت نگهداری از آنان را ندارند. در یک نظام خانواده و خویشاوندی گسترده، بدون تردید بسیاری از اعضای خانواده مانند پدربزرگ و مادربزرگ یا سایر بستگان نزدیک صلاحیتهای اجتماعی لازم را برای نگهداری از این کودکان دارا هستند». به گفته الوند، در برخی از موارد پدر یا مادر رد صلاحیت میشود و نفر الگوساز بعدی در همان نظام خویشاوندی، شرایط اجتماعی لازم را برای نگهداری فرزند دارد؛ اما به دلایل کاری یا شرایط ضعیف خانوادگی، دستگاه قضایی برای اینکه این کودکان آسیب نبینند، آنها را به سازمان بهزیستی معرفی میکند. بنابراین طرح مراقبت موقت حمایتی در مراکز روزانه ویژه کودکان و نوجوانان اجرا و برای این کار اعتبار خاصی در نظر گرفته شده که دو بخش دارد. او در توضیح این بخشها میگوید: «بخش اول نیمی از اعتبار مربوط به یارانه است که برای ارائه خدمات در مراکز روزانه (خدمات آموزشی، تحصیلی و تربیتی زیر نظر تیم مراقبت شامل مددکار، روانشناس، مربی تربیتی و مسئول فنی) هزینه میشود. خدماتی که در مراکز مراقبت روزانه به فرزندان ارائه میشود، مشابه خدمات مراکزشبانهروزی است با این تفاوت که فرزندان در پایان روز به آغوش خانواده برمیگردند. در بخش دوم، نیمی دیگر از اعتبار بر اساس مدیریت مورد، توسط مددکار، بر وضعیت کودک در خانواده نظارت میشود تا اطمینان حاصل شود خدماتی که ارائه شده از بین نمیرود. همچنین این بخش با مداخلات تخصصی تیم مدیریت مورد، به تقویت خانواده و آموزش مهارتهای لازم به آنها کمک میکند.» الوند با بیان اینکه سرانه نگهداری هر کودک در مراکز روزانه حدود 20 میلیون تومان است که از سرانه مراکز نگهداری شبانهروزی کمتر است، میگوید: «ما به دنبال توسعه مراکز شبانهروزی نیستیم. مراکز روزانه کمک میکند تا کودکی که بر اساس حکم قضایی وارد سیستم ما میشود و به هر دلیلی پدر یا مادر یا اولیای قهری صلاحیت نگهداری از او را از دست دادهاند، توسط تیم مراقبت حرفهای مورد حمایت قرار بگیرد. این تیم شامل مددکار، روانشناس، مربی علوم تربیتی و مسئول کارشناس فنی با همکاری بخش قضایی است که کمک میکنند یکی از این اعضای صاحب صلاحیت کودک را پیدا و با او مذاکره کنند و در حقیقت تمایل این فرد را به یک فرآیند عملیاتی تبدیل میکنند. آن فرد کودک را با حکم دادگاه به خانوادهای که صلاحیت قانونی دارد تحویل میدهد و از طریق مددکار حرفهای بر وضعیت کودک نظارت میشود. کودک صبح تا ساعت 5 بعدازظهر در مراکز روزانه به مدرسه میرود، خدمات تحصیلی، مشاوره و مهارتآموزی دریافت میکند و سپس به خانواده و نزد سرپرست قانونی خود برمیگردد. با این اقدام هم حمایت از خانواده را داریم و هم خدمات تخصصی و فنی تعلیم و تربیت و تخصصی ارائه میکنیم.»
مرکز سلامت اجتماعی
مهدی برای همه خانوادهها
مدیرکل امور مراقبتی و توانمندسازی کودکان و نوجوانان سازمان بهزیستی کشور با اشاره به دومین اقدام سازمان در راستای حمایت از خانوادهها میگوید: «دومین خدمت ما در این حوزه راهاندازی مرکز سلامت اجتماعی خانواده است. بر اساس بررسیهای انجام شده 27 درصد از بچههایی که بر اساس حکم قضایی وارد مراکز شبانهروزی ما میشوند به دلیل طلاق والدینشان است. بنابراین احساس کردیم اگر یک مرکز بینبخشی در درون سازمان بین معاونتهای مختلف (مانند دفتر مشاوره، دفتر امور کودکان و دفتر امورخانواده) و بیرون سازمان ایجاد کنیم، میتوانیم خانوادههای کشور را با پرورش مهارتهای روابط بین زوجه و فرزندپروری تقویت کنیم. این کار باعث کاهش میزان طلاق در کشور میشود و با این کاهش، ورودی به سیستم ما هم کمتر خواهد شد. این مراکز با رویکرد تقویت خانواده محوری در دو استان اصفهان و تهران به شکل آزمایشی در حال ایجاد است. این مراکز مخصوص خانوادههای خاصی نیست و مردم به شکل عام میتوانند از آن استفاده کنند. به نظرم این مراکز را میتوانیم مهدهای خانواده هم بدانیم.»
برش
پیوند دستهای مهربان کودکان و سالمندان
مدیرکل امور مراقبتی و توانمندسازی کودکان و نوجوانان سازمان بهزیستی کشور با بیان اینکه کودکان در مراکز بهزیستی از اعضای خانواده خود دور هستند یا خانواده ندارند، به اجرای طرح دستهای مهربان اشاره میکند و میگوید: «در این طرح، سالمندان در کنار کودکان بیسرپرست و بدسرپرست قرار میگیرند تا ارتباط بین نسلی شکل بگیرد. هدف از اجرای طرح دستهای مهربان، تقویت بنیانهای عاطفی و احیای مفاهیمی مانند مادربزرگ و پدربزرگ است. گروه سنی کودکان در این طرح، 7 تا 12 سال است تا تعامل بهتری با سالمندان داشته باشند.»
این طرح در 24 استان و در 91 مرکز سازمان بهزیستی به شکل همزمان اجرا میشود. این ارتباط در حقیقت انتقال تجربیات بین نسلی است. الوند توضیح میدهد: «ما در حال ورود به سالمندی هستیم، سالمندان توانمندی هم داریم، تمام متخصصان امور سالمندی معتقدند که یکی از شاخصهای سلامت در سالمندان تقویت مشارکت اجتماعی آنهاست، بنابراین تصمیم گرفتیم سالمندانی که سلامت هستند و در کانونهای جهاندیدگان یا در مراکز روزانه حضور دارند یا سالمندانی که بازنشسته هستند و از یک سری شاخصهای سلامت مانند توانمندی، مهارت و تجربه برخوردارند به عنوان پدربزرگ و مادر بزرگ با کودکان ما در مراکز مرتبط شوند و در تقویت بنیانهای عاطفی و تقویت بهداشت و سلامت روان این کودکان با ما همکاری کنند. این پدربزرگان و مادربزرگان معنوی براساس برنامههایی که تدوین میشود، یک روز در هفته بین دو تا سه ساعت با همراهی مسئولان مراکز در این مکانها حضور پیدا میکنند و بر اساس ساعاتی که برای آنها تعریف میشود و بر اساس سطح ارتباطی در حوزه مبانی دینی، مهارتهای اجتماعی، هنجارپذیری و مهارتهای فردی به تیم مراقبت ما کمک میکنند تا کودکانی که از پدر و مادر محروم هستند از این ظرفیت هم استفاده کنند. با این کار هم اتحاد اتصال بین نسلی شکل میگیرد و هم سالمند احساس مفید بودن و توانمندی پیدا میکند.»

