سبک مدیریت مهمتر از وعده قهرمانی
ابراهیم قاسمپور
مربی پیشین تیم ملی فوتبال
هیأترئیسه فدراسیون فوتبال، شرط ارائه برنامه از سوی سرمربی تیم ملی برای حضور در جام ملتهای آسیا را به گونهای مطرح کردهاند که گویی برنامه پیشین برای جام جهانی نهتنها رضایتبخش نبوده، بلکه شاید اساساً برنامهای در کار نبوده است. در چنین فضایی، درخواست «تضمین قهرمانی» بیش از آنکه منطقی و حرفهای باشد، به نوعی سادهسازی از واقعیت پیچیده فوتبال شباهت دارد. در فوتبال حرفهای جهان، هیچ مربی با درخشانترین رزومه نیز تعهدی برای قهرمانی نمیدهد؛ چراکه عوامل متعدد و پیشبینیناپذیری در موفقیت یک تیم دخیل هستند. از این رو، تنها مربیانی ممکن است چنین تضمینی بدهند که انگیزه اصلیشان بیش از آنکه فنی باشد، مالی است. با نگاهی به وضعیت فوتبال ایران، بهویژه در پنجاه سال اخیر که نه در سطح باشگاهی، نه ملی و نه حتی در ردههای پایه موفق به کسب جایگاهی درخور در آسیا شدهایم، روشن است که مسأله فراتر از نام سرمربی است. در چنین شرایطی، ماندن سرمربی فعلی یا جایگزینی او، بهتنهایی تفاوت بنیادینی ایجاد نخواهد کرد. تیم ملی فوتبال ایران اکنون حدود 165 روز تا آغاز جام ملتهای آسیا فرصت دارد و سرمربی فعلی نیز چهرهای خارجی نیست که از شناخت لازم نسبت به فوتبال ایران و بازیکنانش بیبهره باشد. بنابراین، تغییرات گسترده در ترکیب یا سبک بازی، نه ضروری است و نه بهسادگی امکانپذیر. واقعیت این است که اکثر مربیان ایرانی در یک سطح قرار دارند و تفاوتهای زیادی در رویکردهای فنی آنان دیده نمیشود. آنچه شاید میان آنان تمایز ایجاد کند، بیشتر به سبک مدیریت، نحوه ارتباط با بازیکنان و فضای روانی تیم بازمیگردد. بر همین اساس، اگر تغییر سرمربی رخ دهد، لزوماً لطمهای جدی به تیم وارد نخواهد شد و حتی ممکن است شوک ناشی از این تغییر در کوتاهمدت اثرات مثبتی نیز به همراه داشته باشد. در این میان، فیفادیها بهترین فرصت برای برگزاری دیدارهای تدارکاتی و آمادهسازی تیم ملی محسوب میشوند. ولی این پرسش جدی مطرح است که آیا فدراسیون فوتبال در دوره گذشته و در آستانه جام جهانی توانست از این فرصتها بهدرستی بهره ببرد؟ با توجه به شرایط خاص فوتبال ایران، از محدودیتهای بینالمللی گرفته تا مشکلات برنامهریزی، بعید به نظر میرسد اینبار نیز شاهد برگزاری بازیهای تدارکاتی باکیفیت باشیم. در بهترین حالت، ممکن است دیدارهایی با تیمهایی در سطح مالی، بنگلادش و امثال آنها برگزار شود؛ مسابقاتی که هر چند خالی از فایده نیستند، اما نمیتوانند معیار مناسبی برای سنجش آمادگی تیم ملی در مسیر رقابتهای بزرگ آسیایی باشند.

