جام جهانی ۲۰۲۶ و چهره نوین امنیت ورزشگاهها
فوتبال زیر سایه کنترل امنیتی آمریکا
در ظهر روز ۱۳ ژوئن، زمانی که نزدیک به ۷۰ هزار تماشاگر برای تماشای اولین دیدار جام جهانی فوتبال در ورزشگاه «خلیج سانفرانسیسکو» گرد هم آمدند، آنچه در ظاهر یک جشن بزرگ ورزشی به نظر میرسید، در لایههای زیرین خود به صحنهای پیچیده از نظارت، فناوری و امنیت چندلایه تبدیل شده بود. مسابقه رأس ساعت ۱۲ آغاز شد، اما در واقع، «بازی» اصلی ساعتها پیشتر شروع شده بود؛ زمانی که سامانههای نظارتی، دوربینها، حسگرها و زیرساختهای دادهای ورزشگاه فعال شدند و محیط را بهطور کامل رصد میکردند.
آغاز یک نظارت نامرئی
پیش از آنکه تیمهای قطر و سوئیس پا به زمین بگذارند، این ورزشگاه بود که بازی را آغاز کرده بود. سامانههای تشخیص چهره در ورودیها فعال شدند، حرکت جمعیت را زیر نظر گرفتند و حتی صداهای غیرعادی در میان هیاهوی تماشاگران را شناسایی کردند. این دادهها بهصورت پیوسته به یک مرکز کنترل در محل ارسال میشد؛ مرکزی که اطلاعات را در اختیار شبکهای گسترده از نهادهای مجری قانون در سطوح محلی، ایالتی و فدرال قرار میداد. در چنین ساختاری، ورزشگاه دیگر صرفاً یک فضای ورزشی نیست؛ بلکه به یک گره حیاتی در شبکهای بزرگتر از نظارت تبدیل میشود. این شبکه، بویژه در جریان رویدادهای بزرگی مانند جام جهانی، بهطور مستقیم زیر نظر وزارت امنیت داخلی ایالات متحده (DHS) فعالیت میکند.
آزمایشگاهی برای فناوریهای امنیتی
برخلاف تصور عمومی، آنچه در ورزشگاه «لویز» (نام رایج ورزشگاه خلیج سانفرانسیسکو) رخ میدهد، یک استثنا نیست. در تمامی شهرهای میزبان جام جهانی در آمریکا، زیرساختهای امنیتی به یک سامانه گسترده فدرال متصل هستند. اسناد بودجهای نشان میدهد که این رقابتها نهتنها یک رویداد ورزشی، بلکه بهعنوان میدان آزمایشی برای فناوریهای نوین نظارتی نیز مورد استفاده قرار میگیرند. این رویکرد پیشتر نیز در رویدادهایی مانند سوپربول (مسابقه نهایی و فینال لیگ ملی فوتبال آمریکایی) تجربه شده است. وزارت امنیت داخلی، چنین رویدادهایی را در قالب سازوکاری موسوم به «ارزیابی رویدادهای ویژه» یا SEAR طبقهبندی میکند. در این چارچوب، مسابقات جام جهانی در بالاترین سطوح امنیتی، یعنی SEAR1 و SEAR2 قرار گرفتهاند؛ سطحی که با مراسم تحلیف رئیسجمهوری آمریکا برابری میکند.
نکته قابلتوجه این است که برای اعمال این سطح از نظارت، نیازی به موافقت برگزارکنندگان رویداد نیست. به این ترتیب، نقش فیفا در برنامهریزی امنیتی محدود شده و این وزارت امنیت داخلی است که مستقیماً با مدیران شهری و مسئولان ورزشگاهها هماهنگ میکند.
فناوریهایی که تماشاگران را ردیابی میکنند
در قلب این سیستم، شرکتهای فناوری قرار دارند که تجهیزات پیشرفته نظارتی را تأمین میکنند. یکی از این شرکتها، Flock Safety است که در توسعه سامانههای تشخیص صوتی نقش دارد. این سامانهها قادرند صداهایی مانند شلیک گلوله یا فریادهای درخواست کمک را شناسایی کرده و بلافاصله نیروهای امنیتی را مطلع کنند. در کنار آن، شرکت IDEMIA فناوریهای زیستسنجی را فراهم کرده است؛ فناوریهایی که پیشتر در ایستگاههای بازرسی فرودگاهها توسط سازمان امنیت حملونقل آمریکا (TSA) استفاده میشدند. در ورزشگاه، ورود افراد دارای مجوز از طریق اسکن اثر انگشت یا تشخیص چهره انجام میشود. اما این تنها بخشی از ماجراست. شبکهای متشکل از صدها مایل کابل فیبر نوری، تمامی این سامانهها را به یکدیگر متصل میکند. این شبکه مانند یک «سیستم عصبی مرکزی» عمل کرده و دادهها را به یک مرکز داده پیشرفته منتقل میکند؛ جایی که اطلاعات توسط شرکتهایی مانند Cisco پردازش و تحلیل میشوند.
نظارت فراتر از چهره
در این سامانه، تماشاگران نهتنها از طریق چهره، بلکه از طریق نوع پوشش خود نیز قابل شناسایی هستند. فناوریهای جدید امکان جستوجوی افراد را بر اساس توصیفهای ساده فراهم کردهاند؛ برای مثال، «مردی با پیراهن آبی و کلاه کابویی». این قابلیت، سطح جدیدی از نظارت را معرفی میکند که فراتر از روشهای سنتی عمل میکند. در خارج از ورزشگاه نیز دوربینهای پیشرفته با قابلیت بزرگنمایی بالا، خیابانها و مسیرهای اطراف را بهطور مداوم زیر نظر دارند. این پوشش نظارتی گسترده، در عمل محدودهای فراتر از ورزشگاه را در بر میگیرد و شهر را به بخشی از سیستم امنیتی تبدیل میکند.
امنیت یا نقض حریم خصوصی؟
گسترش چنین فناوریهایی، پرسشهای جدی درباره تعادل میان امنیت و حریم خصوصی مطرح کرده است. از یک سو، مقامات امنیتی تأکید میکنند که این اقدامات برای پیشگیری از تهدیدات احتمالی ضروری است. از سوی دیگر، منتقدان معتقدند که این سطح از نظارت میتواند به نقض گسترده حقوق شهروندی منجر شود.
سازمانهای ناظر و گروههای مدنی هشدار دادهاند که استفاده از این فناوریها در رویدادهای بزرگ، ممکن است به عادیسازی نظارت دائمی در زندگی روزمره منجر شود. بویژه آنکه زیرساختهای ایجادشده پس از پایان مسابقات نیز برچیده نمیشوند و همچنان به فعالیت خود ادامه میدهند.
میراثی پایدار از یک رویداد موقت
یکی از مهمترین ابعاد این موضوع، «میراث امنیتی» جام جهانی است. برخلاف استادیومها یا زیرساختهای فیزیکی که ممکن است پس از مدتی تغییر کاربری دهند، سامانههای نظارتی معمولاً باقی میمانند و حتی توسعه پیدا میکنند. به این ترتیب، رویدادی که در ظاهر موقتی است، تأثیری بلندمدت بر ساختار امنیتی شهرها میگذارد. این روند پیشتر در سایر کشورها نیز مشاهده شده است؛ جایی که رویدادهای بزرگ ورزشی به بهانهای برای گسترش ابزارهای نظارتی تبدیل شدهاند. اما آنچه در آمریکا رخ میدهد، بهدلیل مقیاس فناوری و سطح هماهنگی میان نهادهای مختلف، ابعاد گستردهتری دارد.
فضاهای هوشمند یا مناطق کنترلشده؟
تحولات اخیر نشان میدهد که ورزشگاههای مدرن بهسرعت در حال تبدیل شدن به «فضاهای هوشمند» هستند؛ فضاهایی که در آنها هر حرکت، صدا و رفتار قابل ثبت و تحلیل است. این روند، اگرچه میتواند امنیت را افزایش دهد، اما در عین حال، تجربه حضور در چنین مکانهایی را نیز تغییر میدهد.
تماشاگران دیگر صرفاً بیننده یک مسابقه نیستند؛ بلکه خود به بخشی از یک شبکه دادهای تبدیل میشوند. هر ورود، هر حرکت و حتی هر واکنش آنها میتواند ثبت و تحلیل شود.
پرسشهای بیپاسخ
جام جهانی ۲۰۲۶، فراتر از یک رویداد ورزشی، نمایانگر تغییرات عمیق در نحوه مدیریت امنیت در فضاهای عمومی است. استفاده گسترده از فناوریهای نظارتی، نشاندهندهگذار از مدلهای سنتی امنیتی به سیستمهای هوشمند و دادهمحور است.
اما این تحول پرسشهای مهمی را نیز به همراه دارد: آیا امنیت بیشتر به معنای پذیرش نظارت گستردهتر است؟ و آیا جامعه آماده است بهای این امنیت را با کاهش حریم خصوصی بپردازد؟ پاسخ به این پرسشها، نهتنها آینده ورزشگاهها، بلکه مسیر کلی جوامع در مواجهه با فناوریهای نوین را تعیین خواهد کرد.
منبع:فارین پالیسی

