جلال چراغپور،کارشناس فوتبال در گفت‌وگو با «ایران»:

قهرمانی اسپانیا یک شبه رخ نداد

مهری رنجبر/ اسپانیا با اتکا به فوتبال حساب‌شده، بازی تیمی و صبر تاکتیکی توانست جام قهرمانی را بالای سر ببرد؛ قهرمانی‌ای که پیش از آغاز رقابت‌ها بسیاری آن را چندان محتمل نمی‌دانستند. در شرایطی که برخی کارشناسان با تکیه بر اهرم بزرگی به نام لیونل‌مسی، از پیش جام جهانی 2026 را به نام آرژانتین نوشته بودند، تیم واقعی اسپانیا با ساختاری منسجم و رویکردی صبورانه، توانست مهره کلیدی آلبی‌سلسته را از جریان بازی خارج کند و مانع از تکرار قهرمانی این تیم شود.
جلال چراغ‌پور، کارشناس فوتبال در گفت‌وگو با «ایران»، به تحلیل فینال جام جهانی 2026 و ابعاد مختلف این مسابقه پرداخت. او بررسی خود را از نگاهی کلی‌تر به ساختار این دوره از رقابت‌ها آغاز کرد. متن کامل این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید.
چراغپور در این باره می‌گوید: «جام جهانی با حضور 48 تیم نیازمند بررسی، آسیب‌شناسی و شناخت شرایط جدید است. کسانی که درباره بازی‌ها قضاوت می‌کنند، باید یک روند فکری را از کل مسابقات دنبال کنند و به یک برداشت کلی از جام جهانی 2026 برسند.»
 
دو مسیر متفاوت تا فینال
مربی پیشین تیم ملی فوتبال ایران، با اشاره به مسیر متفاوت اسپانیا و آرژانتین تا رسیدن به فینال، می‌گوید: «در فینال، دو تیم اسپانیا و آرژانتین مرحله ‌به ‌مرحله بالا آمده بودند؛ دو تیم با دو ساختار انگیزشی و ویژگی‌های متفاوت. هر دو تیم از نظر فیزیکی استانداردهای لازم برای فوتبال مدرن را داشتند؛ نه بیش از حد ریزاندام بودند و نه بیش از اندازه درشت و سنگین. به این نتیجه رسیده‌ایم که تیم‌های بیش از حد ستبر، یکی از مهم‌ترین فاکتورهای فوتبال یعنی چابکی را از دست می‌دهند.»
او درباره تفاوت شخصیتی دو تیم نیز توضیح داد: «آرژانتینی‌ها معمولاً تیمی تند و پرخاشگر هستند، اما اسپانیایی‌ها صبورترند و نوعی تمدن رفتاری در فوتبال آنها دیده می‌شود. آنها بی‌دلیل وارد بحث و درگیری نمی‌شوند، رفتارهای خارج از چارچوب ندارند و در مقابل بی‌اخلاقی حریف نیز معمولاً کنترل بیشتری از خود نشان می‌دهند. البته در فوتبال باشگاهی شرایط متفاوت است، اما در تیم ملی می‌توان شخصیت یک کشور را بهتر مشاهده کرد.»
 
وابستگی بیش از حد آرژانتین به مسی
چراغپور درباره رویکرد تاکتیکی آرژانتین در فینال گفت: «آرژانتین با سیستم 1-5-4 بازی می‌کرد و امیدوار بود جرقه‌ای از مسی اتفاق بیفتد. پنج هافبک پشت سر او قرار داشتند و مسی آزادی عمل داشت تا تنها برای یک فرار یا یک لحظه تعیین‌کننده آماده باشد؛ اتفاقی که یک بار هم رخ داد، اما دروازه‌بان اسپانیا زودتر به توپ رسید.»
او معتقد است ساختار هجومی آرژانتین بیش از اندازه به ستاره خود وابسته بود: «فوتبال آرژانتین عملاً با هدف رساندن توپ به مسی طراحی شده بود. همه چیز به او ختم می‌شد؛ حتی کرنرهای کوتاه دوباره به مسی بازمی‌گشت تا ضربه دوم یا سوم را بزند. ضربات ایستگاهی به او سپرده می‌شد، فرارها را او انجام می‌داد و بخش زیادی از ساختار هجومی تیم بر اساس توانایی‌های او شکل گرفته بود.»
 
اسپانیا؛ فوتبال همه‌جانبه و چندبعدی
چراغپور در مقابل، فوتبال اسپانیا را نمونه‌ای از بازی کامل تیمی دانست و گفت: «اسپانیا تمام زمین را بازی می‌کرد؛ از مشارکت مدافعان کناری در حمله گرفته تا حضور هفت بازیکن در زمین حریف هنگام حمله. آنها فوتبال کاملاً تیمی و چندبعدی ارائه دادند.»
او ادامه داد: «در این فینال، تماشاگران در واقع دو نوع فوتبال متفاوت دیدند؛ یک فوتبال با استراتژی متمرکز بر یک بازیکن و یک فوتبال همه‌جانبه که بر همکاری جمعی استوار بود. فوتبال اسپانیا نزدیک به 13 آیتم مهم را همزمان در اختیار داشت. آنها خود را به محوطه جریمه نزدیک می‌کردند و این کاری است که اسپانیا در آن در سطح بالایی قرار دارد.»
وی با اشاره به تعداد موقعیت‌های ایجادشده توسط اسپانیا توضیح می‌دهد: «اسپانیا فرصت‌های گلزنی زیادی ایجاد کرد و اگر دروازه‌بان آرژانتین روز فوق‌العاده‌ای نداشت، این تیم می‌توانست چهار یا پنج گل دریافت کند.»
 
فلسفه فوتبال اسپانیا
چراغپور معتقد است موفقیت فوتبال اسپانیا حاصل یک روند طولانی‌مدت و پیوند عمیق میان فرهنگ هواداری و فلسفه بازی در این کشور است؛ فوتبالی که نه یک‌شبه ساخته شده و نه محصول تصمیم یک مربی یا یک نسل خاص بوده است.
او در این باره می‌گوید: «ذائقه هواداران اسپانیایی به مرور مسیر فوتبال این کشور را اصلاح کرده و به سبکی رسانده که امروز الگویی برای بسیاری از تیم‌های دنیا محسوب می‌شود. اسپانیا سال‌هاست از زمان یوهان کرایف و حتی مربیان دیگری که به این کشور آمدند، یک تجربه مهم را پشت سر گذاشته است. بسیاری با این تصور وارد فوتبال اسپانیا شدند که می‌توانند فوتبال آنها را اصلاح کنند، اما در نهایت خودشان از فوتبال اسپانیا یاد گرفتند.»
او ادامه داد: «اساس و شکل فوتبال اسپانیا به‌صورت ناخودآگاه به ذائقه تماشاگران این کشور بازمی‌گردد.»

نقش فرهنگ هواداری در شکل‌گیری فوتبال کشورها
چراغپور با اشاره به تأثیر فرهنگ هواداری بر مسیر فوتبال کشورها توضیح داد: «اگر گروهی از تماشاگران دانش کافی از فوتبال نداشته باشند و از بازی خشن، درگیری، توپ‌های بلند و فوتبال بی‌نظم لذت ببرند، به‌تدریج همین مدل بازی جای فوتبال واقعی را می‌گیرد. وقتی بازیکنی پایش را روی ساق بازیکن حریف می‌گذارد و رد می‌شود و تماشاگر می‌گوید «حقش بود»، یا وقتی بازیکن توپ را بی‌هدف بلند می‌زند و مسابقه به یک جنگ فیزیکی تبدیل می‌شود، کم‌کم این سبک مورد پذیرش قرار می‌گیرد.»
او در ادامه می‌گوید: «مربیان نیز به سمت چیزی می‌روند که مدیران باشگاه‌ها می‌خواهند و مدیران هم به سمت خواسته‌ای حرکت می‌کنند که بقای آنها را تضمین کند؛ یعنی خواست مردم.»
 
مسیر اسپانیا و درس‌هایی برای فوتبال 
چراغپور در پایان تأکید کرد که مسیر اسپانیا به دلیل مطالبه‌گری هوادارانش متفاوت بوده است: «در اسپانیا وقتی تماشاگر از عملکرد تیم ناراضی می‌شود، با تکان دادن دستمال سفید اعتراض خود را نشان می‌دهد. حتی در مقطعی که فوتبال اسپانیا مسیر خود را گم کرده بود و تصور می‌کرد فوتبال فقط یعنی پاس‌های زیاد، هواداران اعتراض کردند و گفتند فوتبال فقط گردش توپ نیست.»
او ادامه داد: «آنها تلاش برای رسیدن به محوطه 18 قدم، شوت‌زنی، ضربه سر، یک‌دو کردن، چرخش، موقعیت‌های تک‌به‌تک و مجموعه‌ای از آیتم‌هایی را می‌خواستند که در نهایت به گل منجر می‌شود.»
مربی پیشین تیم ملی فوتبال ایران معتقد است اصلاح فوتبال اسپانیا نتیجه همین مطالبه‌گری بوده است: «فوتبال اسپانیا با همین واکنش‌های هواداران اصلاح شد؛ آنها چیزی را مطالبه کردند که از دیدن آن لذت می‌بردند. بنابراین فوتبال اسپانیا یک‌شبه به اینجا نرسیده است.»
او در پایان با اشاره به مسیر مشابه ژاپن گفت: «ژاپن هم همین مسیر را طی کرده؛ فوتبالی چشم‌نواز، منظم و بی‌آزار ارائه می‌دهد، بدون اینکه تماشاگر از رفتار و اخلاق بازیکنان ناراحت شود و در عوض از خود فوتبال لذت ببرد. فوتبال ایران هم باید همین مسیری را طی کند که ژاپن و اسپانیا طی کردند و به موفقیت رسیدند.»