درباره اخباری که این روزها از فروش نمایش‌ها به گوش می‌رسد

بازارسیاه یا سیاه بازی؟

حامد قریب
گروه فرهنگی

هرازگاهی خبری منتشر می‌شود که بلیت یک نمایش تئاتر نایاب شده، بازار سیاه برایش شکل گرفته و دلالان پشت در سالن‌ها ایستاده‌اند. این خبرها قرار است چه چیزی را به مخاطب القا کنند؟ اینکه تئاتر ایران به مرحله‌ای رسیده که تقاضایش از عرضه پیشی گرفته و حالا مانند برخی کنسرت‌ها، بلیت‌هایش دست به دست می‌شود؟ اما کمی باید مکث کرد. 
بازار سیاه زمانی شکل می‌گیرد که با یک بازار بزرگ، پرتقاضا و دارای گردش مالی بالا روبه‌رو باشیم. با همه احترام به مخاطبان هنر نمایش، تئاتر ایران، هنوز چنین بازاری ندارد. تعداد اجراها و سالن‌هایش محدود است و مهم‌تر از همه، جامعه مخاطبان تئاتر اساساً قابل قیاس با بازار موسیقی یا فوتبال نیست. بنابراین اگر برای چند اجرای خاص و با حضور چند چهره شناخته‌شده، همه بلیت‌ها فروخته شود، لزوماً به معنای شکل‌گیری یک بازار سیاه گسترده نیست.
از این منظر، گاهی این پرسش پیش می‌آید که آیا روایت «کمیاب شدن بلیت» خود به ابزاری تبلیغاتی تبدیل نشده است؟ در اقتصاد فرهنگ، ایجاد احساس کمیابی یکی از شناخته‌شده‌ترین روش‌های تحریک تقاضاست؛ مخاطب وقتی تصور کند چیزی در حال تمام شدن است، بیشتر برای خرید آن ترغیب می‌شود و طبیعی است که هر خبر مربوط به «تمام شدن بلیت» یا «بازار سیاه» تنها یک خبر ساده نباشد و بتواند کارکرد تبلیغاتی هم پیدا کند. نکته قابل تأمل دیگر، تغییر آرایش بازار تئاتر در سال‌های اخیر است. برخی پلتفرم‌های خصوصی دیگر صرفاً فروشنده بلیت نیستند؛ آنها به تدریج در مقام تهیه‌کننده، سرمایه‌گذار، بهره‌بردار سالن و حتی بازیگر رسانه‌ای ظاهر شده‌اند. این همزمانی نقش‌ها، پرسش‌هایی درباره تمرکز قدرت در بازار تئاتر ایجاد می‌کند. وقتی یک مجموعه هم سالن را در اختیار دارد، هم تهیه‌کنندگی می‌کند، هم بلیت می‌فروشد و هم روایت رسانه‌ای موفقیت آثارش را شکل می‌دهد، طبیعی است که حساسیت نسبت به تعارض منافع افزایش یابد.
نگارنده قصد ندارد درباره هیچ مجموعه‌ای حکم صادر کند و مدعی وجود بازارسازی سازمان‌یافته باشد؛ اما وظیفه رسانه، طرح پرسش است. آیا همه خبرهای مربوط به بازار سیاه، بازتاب یک واقعیت بیرونی‌اند یا گاهی بخشی از فرآیند ساختن تصویری از یک موفقیت تجاری؟
اگر امروز هر نمایشی که چند بازیگر مشهور دارد با برچسب «بلیت نایاب» و «بازار سیاه» معرفی شود، باید مراقب باشیم که تئاتر، به جای آنکه با کیفیت آثارش قضاوت شود، با تکنیک‌های بازاریابی سنجیده نشود. هنر نمایش بیش از هر چیز به اعتماد مخاطب نیاز دارد و اعتماد، با تبلیغات اغراق‌آمیز به دست نمی‌آید؛ با صداقت به دست می‌آید.
شاید پرسش اصلی این نباشد که آیا برای تئاتر بازار سیاه وجود دارد یا نه؛ بلکه این باشد که چه کسانی از رواج چنین روایتی سود می‌برند.