اسماعیل یغمایی، چهره پیشکسوت باستان‌شناسی در ۸۵ سالگی درگذشت

کاوشگر تمدن ایران

گروه کتاب -  اسماعیل یغمایی، از چهره‌های پیشکسوت باستان‌شناسی که با نام احسان یغمایی هم شناخته می‌شود و فرزند حبیب یغمایی (شاعر، پژوهشگر ادبی و سردبیر مجله یغما) بود، یکشنبه ۲۸ تیر در بیمارستان پارس تهران درگذشت. او از ۱۵ تیر به‌خاطر سکته مغزی در بیمارستان بستری شده بود و در کما به سر می‌برد.
یغمایی از جمله پژوهشگرانی بود که بیش از نیم قرن از عمر خود را وقف کاوش، مطالعه، مستندسازی و حفاظت از میراث تاریخی و تمدنی ایران کرد و نامش با بخشی از مهم‌ترین پژوهش‌ها و کاوش‌های باستان‌شناسی کشور گره خورده است.  آثار و دستاوردهای علمی این استاد پیشکسوت، سهمی ماندگار در شناخت لایه‌های تمدنی ایران و غنای دانش باستان‌شناسی کشور داشته و برای نسل‌های مختلف پژوهشگران، منبعی غنی و الهام‌بخش به شمار می‌رود. 
تصویر اندوهگین و اشک‌بار یغمایی پس از مشاهده بی‌مهری‌ها و تخریب آثار تاریخی که به سرعت در فضای مجازی دست به دست شد، به نمادی از غیرت، دغدغه و دلسوزی برای میراث کشور تبدیل شد. اسماعیل یغمایی ۲۷ شهریور ۱۳۲۰ در تهران به دنیا آمد. پس از گرفتن دیپلم از دبیرستان ۱۵ بهمن، سال ۱۳۳۹  وارد دانشکده باستان‌شناسی و تاریخ هنر دانشگاه تهران شد و سال ۱۳۵۴ با فوق‌لیسانس باستان‌شناسی از همان دانشگاه فارغ‌التحصیل شد. 
مسیر حرفه‌ای او از اردیبهشت ۱۳۴۶ و با استخدام در اداره‌ باستان‌شناسی کل کشور آغاز شد؛ از همان دوره، حضورش در شمار زیادی از کاوش‌های باستان‌شناسی ایران ثبت شد. یغمایی در کتاب «گیسوان هزار ساله» درباره زندگی شخصی و ماجرای باستان‌شناس شدنش می‌نویسد: «بچه خیابان ژاله تهران هستم، چهارراه آب سردار، اما رگ و ریشه‌ام از خور است... با پدر و مادری کوچیده به تهران... پس از کارشناسی و مدت‌ها سرگردانی سرانجام لوله‌کش اداره باستان‌شناسی فوت کرد و با سفارش زنده‌یاد دکتر نگهبان ردیف حقوقش را به من دادند.» به این ترتیب یغمایی از سال ۱۳۴۶ نخستین بار با دکتر نگهبان، کلنگ به دست راهی بیابان شد. راهی که تا سال‌های پایانی عمرش به درازا کشید. نخستین تجربه‌ کاوش باستان‌شناسانه یغمایی در هفت‌تپه خوزستان، از زمستان ۱۳۴۶ تا بهار ۱۳۴۷ گذشت و در سال‌های بعد عضو هیأت‌های کاوش در شهرسوخته، شوش (تپه جعفرآباد)، شیخ‌تپه ارومیه، کاخ هخامنشی چرخاب برازجان، بررسی منطقه کمرود آمل و محوطه کاخ ساسانی بیشاپور بود. همچنین همراه سیف‌الله کامبخش‌فرد در معبد آناهیتا کنگاور، عزت‌الله نگهبان در تپه قبرستان و زاغه دشت قزوین و شهریار عدل در دامنه کوه بی‌بی شهربانو ری کار کرد و البته در گروه‌های باستان‌شناسی منطقه هندیجان و حاشیه رودخانه زهره، تل دروازه مرودشت فارس، منطقه چنارباشی ایلام، حاشیه مرزی ایران و عراق، تپه‌یحیی دشت سوغون کرمان، تپه گودین کنگاور، دشت خوزستان  و دشت ایوه ایذه هم حضور داشت. یغمایی با این تجربه گرانسنگ، سرپرست نخستین گروه گمانه‌زنی باستان‌شناسی پس از انقلاب شد که از پاییز ۱۳۵۸ تا بهار ۱۳۵۹ در تپه چغاگاوانه اسلام‌آباد غرب انجام شد.
 
پیوند کاوش میدانی و تفسیر تاریخی
اسماعیل یغمایی در حافظه باستان‌شناسی ایران با چند نقش همزمان شناخته می‌شود؛ پژوهشگر، سرپرست کاوش‌ها و نویسنده‌ای که یافته‌های میدانی را به متن آورد و به آنها صورت مکتوب بخشید و نامش در کنار محوطه‌هایی چون کاخ بردک‌سیاه دیده می‌شود؛ محوطه‌ای که سال‌ها بعد به یکی از محورهای مهم کارهای پژوهشی او تبدیل شد. او در کتاب «کاخ بردک‌سیاه» فرضیه‌ خاستگاه راستین هخامنشیان را بر پایه کاوش‌های باستان‌شناسی در این محوطه تاریخی  مطرح کرد. این کتاب بخشی از پیوند کاوش میدانی و تفسیر تاریخی در آثار او را نشان می‌دهد؛ پیوندی که در بخش قابل‌توجهی از دیگر آثارش ادامه یافت. «شوش: کاوش‌های باستان‌شناسی در شهر پانزدهم دوره عیلام میانی»، «آن قصر که جمشید...: پژوهشی در پیشینه‌شناسی تخت جمشید»، «نقاط امن»، «وقتی که بچه بودم»، «ارگان؛ کاوش‌های باستان‌شناسی در مزگت دوره ایران اسلامی»، «دشتستان بزرگ؛ بررسی و تعیین حریم آثار باستانی»، «حصار در حصار» و «بوی تر بلوط» از جمله دیگر کتاب‌های منتشرشده زنده‌یاد اسماعیل یغمایی است.