از حفره‌های امنیتی تا تبادل پیام‌ها و تصمیم‌گیری در شعام

ناگفته ‌های عراقچی از جنگ و مذاکره

سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه در گفت‌وگویی تحت عنوان برنامه «ماجرای جنگ ۲» به روایت ابعاد آشکار و ناگفته تحولات پرتنش جنگ با آمریکا و اسرائیل پرداخت و از پشت‌پرده برخی تصمیمات و رخدادهای این دوره سخن گفت. عراقچی در بخش اول این گفت‌وگو به روایت خود از روند مذاکرات پیش از آغاز جنگ ۱۲ روزه پرداخت و با تأکید بر اینکه جنگ نتیجه شکست دیپلماسی نبود، گفت طرف مقابل پس از آنکه نتوانست خواسته‌های خود را از مسیر مذاکره به ایران تحمیل کند، گزینه نظامی را در پیش گرفت. او با رد این برداشت که «مذاکره باعث جنگ شد»، اظهار کرد: «یک تصور غلط وجود دارد که باید اصلاح شود؛ اینکه مذاکره باعث جنگ شد یا اینکه ما مذاکره کردیم و باز هم جنگ دیدیم. این تعبیر درستی نیست.» عراقچی با اشاره به روند مذاکرات پیش از جنگ افزود: «آنها ابتدا دیپلماسی را هم امتحان کردند؛ چراکه دیپلماسی راه کم‌هزینه‌تری است. موضوع غنی‌سازی صفر پیش از جنگ دوازده‌روزه در مذاکرات مطرح شد. ما در مقابل خواسته غیرقانونی و غیرمعقول آنها برای غنی‌سازی صفر مقاومت و ایستادگی کردیم. وقتی دیدند از طریق مذاکره نمی‌توانند به خواسته خود برسند، جنگ را آغاز کردند.»

چرا جنگ ۱۲ روزه آغاز شد؟
وزیر امور خارجه ادامه داد: «تصمیمی در طرف مقابل وجود داشت که به یک‌سری اهداف درباره ایران برسد و ما تلاش داشتیم مسیر آن را به سمت کاری غیر از جنگ هدایت کنیم. اما زمانی که طرف مقابل دید از طریق مذاکره به خواسته‌اش نمی‌رسد، سراغ جنگ رفت، نه اینکه مذاکره منجر به جنگ شده باشد. ایستادگی ما برای حفظ منافع ملی و اینکه حاضر نشدیم پشت میز مذاکره خواسته‌های آنها را بپذیریم، باعث شد راه سخت‌تر را انتخاب کنند و نتیجه آن نیز شکست در جنگ دوازده‌روزه بود.»
وی در ادامه با اشاره به زمینه‌های شکل‌گیری این جنگ گفت که پس از رخدادهایی مانند تحولات لبنان، شهادت سید حسن نصرالله، سقوط دولت سوریه و دیگر تحولات منطقه، در آمریکا این تصور شکل گرفت که ایران بازدارندگی منطقه‌ای خود را از دست داده است. به گفته عراقچی، بر همین اساس این برداشت نیز به وجود آمد که ایران برای جبران این وضعیت به سمت بازدارندگی هسته‌ای حرکت خواهد کرد و بنابراین باید پیش از تحقق چنین وضعیتی، برنامه هسته‌ای ایران متوقف شود. عراقچی همچنین درباره ارزیابی رژیم صهیونیستی از شرایط منطقه گفت: «در سمت رژیم صهیونیستی این تصور شکل گرفته بود که ایران ضعیف شده و اکنون زمان آن رسیده که کار را یکسره کنند. با همین تصور وارد جنگ دوازده‌روزه شدند.»

شروع «جنگ ۴۰ روزه»
عراقچی در ادامه این گفت‌وگو به سناریوی دشمن برای «جنگ ۴۰ روزه» پرداخت و گفت که طرف مقابل پس از پایان جنگ ۱۲ روزه نیز دچار محاسبات نادرست درباره ایران بود. وزیر امور خارجه اظهار کرد: «ماجرای جنگ چهل‌روزه از اینجا شروع می‌شود که آنها پس از جنگ دوازده‌روزه دچار یک اشتباه محاسباتی دیگر شدند؛ چراکه تصور مقاومت ایران را نکرده بودند. آنها باید آمادگی بیشتری پیدا می‌کردند اما صرفاً تجهیزات و تسلیحات خود را افزایش دادند. تصورشان این بود که رژیم صهیونیستی با یک حمله چندروزه همه‌چیز را از بین می‌برد و جمهوری اسلامی تسلیم می‌شود. همه این تصورات، تصورات باطلی بود. وقتی این اتفاق نیفتاد و دیدند آمادگی لازم برای طولانی شدن جنگ را ندارند و مردم نیز به صحنه آمدند، از نظام حمایت کردند و پشت نظام ایستادند، مجبور شدند جنگ را متوقف کنند.»

هشداری که کشورهای عربی را ترساند
عراقچی با اشاره به برخی تحولات پیش از آغاز جنگ ۱۲ روزه تصریح کرد که ایران در مقاطعی با ایجاد بازدارندگی، مانع از وقوع درگیری شده بود. او گفت: «ما قبل از جنگ دوازده‌روزه، دو سه بار تا مرز جنگ رفتیم و با همین تهدیدها جلوی آن را گرفتیم. یکی از رهبران کشورهای منطقه به من گفت که مطمئن باشید به شما حمله خواهند کرد؛ تأسیسات هسته‌ای و نفتی شما را از بین می‌برند و شما هم پاسخ نخواهید داد، چون رهبری‌تان را هم هدف قرار می‌دهند.» وزیر امور خارجه ادامه داد: «به آنها گفتم موضوع به این سادگی که شما تصور می‌کنید نیست. اگر هر نقطه‌ای از ما را بزنند، ما نقطه مقابل آن را هدف قرار می‌دهیم. اگر تأسیسات هسته‌ای ما را بزنند، تأسیسات هسته‌ای آنها را می‌زنیم. اگر ظرفیت‌های نظامی ما را هدف قرار دهند، پاسخ می‌دهیم. اگر آمریکا هم مشارکت کند، پایگاه‌های آمریکایی در منطقه را هدف قرار خواهیم داد. اگر تأسیسات نفتی ما را بزنند و ما نتوانیم نفت صادر کنیم، هیچ‌کسی در منطقه نمی‌تواند نفت صادر کند.»

چرا نیروهای سیاسی هدف قرار گرفتند؟
عراقچی سپس به تغییر ارزیابی آمریکا و رژیم صهیونیستی پس از جنگ ۱۲‌روزه اشاره کرد و گفت: «به باور آنها، اداره کشور در جریان جنگ تنها بر عهده نیروهای نظامی نبود و نیروهای سیاسی نیز نقش مؤثری در مدیریت شرایط داشتند.» به گفته وی، «بر همین اساس این جمع‌بندی شکل گرفت که در صورت تداوم درگیری، علاوه بر نیروهای نظامی، نیروهای سیاسی و در رأس آنها رهبر جمهوری اسلامی نیز هدف قرار گیرند؛ چراکه تصور می‌کردند با چنین اقدامی، نظام سیاسی ایران فرو خواهد پاشید.»
 
سرمایه اجتماعی نظام
محاسبات دشمن را برهم زد
او همچنین با اشاره به ارزیابی کشورهای غربی از وضعیت داخلی ایران گفت: «آنها تصور می‌کردند سرمایه اجتماعی نظام از بین رفته و زمینه اجتماعی آماده است؛ اما در جنگ دوازده‌روزه، سرمایه اجتماعی نظام به میدان آمد و همه متوجه شدیم چه سرمایه بزرگی در اختیار داشتیم؛ سرمایه‌ای که کمتر قدر آن را دانسته بودیم.» وزیر امور خارجه در ادامه افزود: «دشمن همچنین تصور می‌کرد پس از وقایع 17 و 18 دی، امکان از دست رفتن حمایت اجتماعی فراهم شده و این سرمایه در حال از دست رفتن است. از نظر نظامی نیز برآوردشان این بود که اگر جنگ از دوازده روز به دو هفته کشیده شود، کار تمام خواهد شد. آنها به برخی کشورهای منطقه نیز گفته بودند کمی مقاومت کنید، جمهوری اسلامی جرأت بستن تنگه هرمز را ندارد، تهدیدهایش بلوف است و توان گسترش جنگ به منطقه را هم ندارد. با همین تحلیل‌ها جنگ را آغاز کردند.»
هیچ‌کسی غافلگیر نشد
عراقچی در بخش دیگری از سخنانش با تأکید بر آمادگی دستگاه‌های مختلف کشور برای مواجهه با جنگ گفت: «به محض آغاز درگیری، همه برنامه‌های ازپیش‌طراحی‌شده وارد مرحله اجرا شد.» او اظهار کرد: «به محض آغاز جنگ، همه اقدامات بلافاصله و به ‌شکل منظم و سازمان‌یافته آغاز شد. هیچ‌کسی غافلگیر نشده بود و برای همه سناریوها از پیش آمادگی وجود داشت. مذاکرات با عمان نیز صرفاً یکی از ابزارهایی بود که از آن استفاده کردیم؛ اگر نتیجه می‌داد، بسیار خوب و اگر هم نتیجه نمی‌داد، مسیرهای دیگر از قبل پیش‌بینی شده بود.» وزیر امور خارجه ادامه داد: «وقتی جنگ آغاز شد، با توجه به اینکه از قبل در جریان این سناریوها بودم، شخصاً با وزیران امور خارجه کشورهای منطقه تماس گرفتم و موضوع را برای آنها توضیح دادم. سپس بیانیه صادر کردیم و مصاحبه‌های رسانه‌ای را آغاز کردیم. هدف اصلی ما در آن روزها این بود که صدای ایران را هرچه سریع‌تر به جهان برسانیم؛ صدایی همراه با اعتمادبه‌نفس.»
 
نه با تهدید عقب می‌نشینیم، نه با تطمیع
عراقچی با اشاره به پیام‌هایی که در جریان جنگ به طرف آمریکایی منتقل کرده، از گفت‌وگوی خود با استیو ویتکاف سخن گفت و تأکید کرد که ایران در برابر تهدیدها عقب‌نشینی نخواهد کرد. او اظهار کرد: «یک بار به آمریکایی‌ها و ویتکاف گفتم تا حالا شده در جلسه‌ای شرکت کنی و هر لحظه احتمال بدهی کل جلسه منفجر می‌شود؟ همین‌طور هاج و واج نگاه می‌کرد. گفتم ما اینها را تجربه کردیم و ایستادیم؛ باید با ما طور دیگری صحبت و رفتار کنید. نه می‌توانید ما را تهدید کنید و نه تطمیع.»
 
چرا حمله به زیرساخت‌ها 
ادامه پیدا نکرد؟
وزیر امور خارجه با اشاره به حملات انجام‌شده علیه زیرساخت‌ها نیز گفت: «در مورد زیرساخت‌ها هم همین بود. چند جا را زدند و ما هم بلافاصله پاسخ دادیم.» عراقچی درباره علت متوقف شدن حملات به زیرساخت‌ها افزود: «چون ما هم بلافاصله زیرساخت‌های منطقه با سهامداران آمریکایی را هدف قرار دادیم و آنجا بود که کشورهای منطقه فهمیدند جنگ جدی است و به ترامپ فشار آوردند. اگر زدن زیرساخت‌ها از طرف ما آغاز می‌شد، مشروعیت پاسخ ما زیر سؤال می‌رفت. آنها با اختیار جنگ را در این حوزه شروع کردند؛ اگر ما آغازکننده بودیم، حملات را به‌طور کامل گسترش می‌دادند.»

چرا آتش‌بس پذیرفته شد؟
 عراقچی درباره روند تصمیم‌گیری برای پذیرش آتش‌بس تأکید کرد: هیچ‌کس نمی‌تواند با قطعیت بگوید اگر جنگ مثلاً ۱۵ روز بیشتر ادامه پیدا می‌کرد، دستاورد بیشتری حاصل می‌شد یا خسارت‌های بیشتری به کشور وارد می‌آمد. وی با اشاره به سازوکار قانونی تصمیم‌گیری درباره آتش‌بس افزود: «قانون اساسی این مسئولیت را بر عهده شورای عالی امنیت ملی گذاشته و تشخیص این موضوع بر عهده اعضای شورا و تأیید نهایی آن نیز با رهبر انقلاب است.» به گفته وی در نشست نهایی شعام نیز دیدگاه‌های موافق و مخالف مطرح بود اما در نهایت تصمیم بر این شد که در صورت پذیرش چارچوب ده‌بندی پیشنهادی ایران از سوی آمریکا، آتش‌بس پذیرفته شود. وزیر امور خارجه در پاسخ به انتقادهای مطرح‌شده درباره پذیرش آتش‌بس نیز تأکید کرد: «اگر آتش‌بس را ۱۰ روز زودتر پذیرفته بودیم، شهید علی لاریجانی، شهید سید اسماعیل خطیب، عسلویه و فولاد مبارکه را همچنان داشتیم.»

 

بــــرش

حفره امنیتی در جهت دهی 
به تصمیم سازی و فضای روانی نقش دارد
عراقچی از وجود خلأهای امنیتی سخن گفت و تأکید کرد، اطلاع طرف مقابل از برگزاری این جلسات در روز 9 اسفند (روز حمله به بیت رهبری) نیازمند بررسی جدی است. وزیر امور خارجه اظهار کرد: «به نظر من، آنها به‌خوبی می‌دانستند که رهبر انقلاب هر روز صبح در دفتر خود حضور دارند و این هدف برای آنها قابل دسترس بود، اما متوجه شده بودند که جلسه فرماندهان در ساختمان مجاور یا یکی دو ساختمان آن‌طرف‌تر در حال برگزاری است و به همین دلیل همان زمان را برای حمله انتخاب کردند. هرچند در هر ساختمان معمولاً جلسه‌ای در حال برگزاری بود، اما اینکه در همان زمان، دفتر رهبر انقلاب، جلسه شورای دفاع به ریاست آقای شمخانی، جلسه وزارت اطلاعات و نشست شورای راهبردی سیاست خارجی همزمان در حال برگزاری بود، نمی‌دانم اتفاقی بوده یا خیر. آنچه از نظر من مهم‌تر است، این است که آنها از برگزاری این جلسات اطلاع داشتند و این نشان‌دهنده وجود یک حفره امنیتی است؛ حفره‌ای که احتمالاً هنوز هم به‌طور کامل برطرف نشده و باید درمان شود.»  وی افزود: «من معتقدم این حفره امنیتی صرفاً به نفوذ و دستیابی به اطلاعات محدود نمی‌شود، بلکه در جهت‌دهی به تصمیم‌سازی‌ها و حتی فضای روانی کشور نیز نقش ایفا می‌کند.»