مجید جلالی، کارشناس فوتبال در گفتوگو با «ایران»:
فیفا، نقشه قدرت در فوتبال را تغییر میدهد
پریسا غفاری/ در سالهای اخیر، تغییرات ساختاری در جام جهانی فوتبال بویژه افزایش تعداد تیمها به ۴۸ تیم بحثهای گستردهای را میان کارشناسان، مدیران و علاقهمندان این ورزش برانگیخته است. موافقان این طرح، آن را گامی در مسیر جهانیتر شدن فوتبال، افزایش عدالت رقابتی و توسعه این ورزش در قارههای کمتر برخوردار میدانند؛ در حالی که مخالفان نسبت به افت کیفیت فنی مسابقات، افزایش فشار بر بازیکنان و پیچیدهتر شدن تقویم رقابتی هشدار میدهند. برای بررسی ابعاد گوناگون این تحول از دیدگاه اقتصادی، فنی و مدیریتی به سراغ «مجید جلالی»، کارشناس فوتبال، رفتیم تا درباره این نکات با او گفتوگو کنیم. وی با دفاع از رویکردهای فیفا، از نقش پررنگ اقتصاد در تصمیمگیریهای این نهاد تا تأثیر این تغییرات بر کیفیت مسابقات، توسعه فوتبال در آسیا و آینده این رویداد بزرگ جهانی گفت و تأکید کرد باید به این تغییرات خوشبین باشیم. متن کامل این گفتوگو را در ادامه میخوانید.
درآمد بیش از ۱۰ میلیارد دلاری فیفا از جامجهانی ۲۰۲۶، نتیجه پروژهای بزرگ و افزایش تیمها به ۴۸ تیم بود. اما برخی معتقدند این افزایش به کیفیت فوتبال لطمه زده است. نظر شما چیست؟
نگاه فیفا فراتر از نگاههای معمول در جامعه است. این نهاد، فوتبال را بهعنوان ورزش اول جهان میبیند و جام جهانی را بزرگترین رویداد ورزشی دنیا میداند. افزایش تعداد تیمها باعث میشود جمعیت عظیمی از مردم در سراسر جهان درگیر این رویداد شوند و توجه رسانهای به شکلی چشمگیر و حتی انفجاری افزایش پیدا کند. برای کشورهای تازهوارد نیز، حضور در جام جهانی به یک رویداد تاریخی و حتی «اتفاق قرن» تبدیل میشود که تأثیرات فرهنگی، رسانهای و احساسی عمیقی بر جای میگذارد.
اینفانتینو بهدنبال آن است که حتی کشورهایی مانند بنگلادش، پاکستان، هند و چین با جمعیتی نزدیک به سه و نیم میلیارد نفربه این رقابتها راه پیدا کنند تا به توسعه فوتبال در این کشورها کمک شود. چراکه حضور در جام جهانی، آنها را ناگزیر به برنامهریزی و تلاش بیشتر برای پیشرفت فوتبال میکند.
آیا افزایش تعداد تیمها به کیفیت مسابقات آسیب وارد نکرده است؟
این موضوع پیش از آغاز مسابقات بسیار مطرح بود و بسیاری بر این باور بودند که افزایش تیمها باعث افت کیفیت بازیها میشود. اما نمونههایی مانند تیم کیپورد نشان داد که این نگرانیها لزوماً درست نیست. این تیم با نمایشی که مقابل اسپانیا و سایر همگروهیهایش داشت، توانست فوتبال و کشور خود را به جهان معرفی کند. این مثال خوبی است که نشان میدهد باید به کشورهای بیشتری فرصت حضور داد.
از سوی دیگر، آمار و ارقام بویژه در مرحله گروهی نشان داد که از نظر کیفی، مسابقات نسبت به دورههای گذشته رشد داشته است. آنچه در نهایت به اثبات رسید، این بود که جام جهانی ۲۰۲۶ سطح استقبال عمومی، کیفیت رقابتها و فرصت دادن به تیمهای شایسته را افزایش داده است.
آیا طولانیتر شدن مسابقات بر توان فیزیکی بازیکنان تأثیر منفی نداشته است؟
جام جهانی طی حدود شش هفته برگزار میشود و هر تیم بهطور میانگین هفتهای یک مسابقه انجام میدهد. حال این سؤال مطرح است که فشار واقعی را کدام ایجاد میکند؛ باشگاهها یا جام جهانی؟ در لیگها، بازیکنان گاهی تا سه بار در هفته به میدان میروند و همین موضوع احتمال آسیبدیدگی را افزایش میدهد.
در این میان، یوفا از جمله سرسختترین مخالفان این طرح بوده است. الکساندر چفرین، رئیس این نهاد، این ایده را نامناسب توصیف کرده و هشدار داده که چنین تغییری هم به کیفیت مسابقات و هم به رقابتهای انتخابی اروپا آسیب میزند. همچنین ویکتور مونتاگلیانی، رئیس کونکاکاف، با تکرار این نگرانیها، گسترش بیشتر مسابقات را تصمیم درستی ندانسته است.
اما به نظر میرسد مخالفت این نهادها بیشتر به مسائل درآمدزایی و اختلال در برنامههای رقابتی خودشان بازمیگردد. علاوه بر این، آنها تمایل دارند ساختار و ابعاد جغرافیایی فوتبال در حوزه نفوذ خود را حفظ کنند.
یعنی اعتقاد دارید معجزه پول مخالفان را وادار به عقبنشینی خواهد کرد؟
گردش مالی قاره آسیا از سایر قارهها بالاتر است. وقتی فوتبال در این قاره تا این اندازه طرفدار دارد، نمیتوان صرفاً به دلیل فاصله فنی با اروپا، سهمیه آن را محدود به همان چهار تیم نگه داشت.
برگزاری جام جهانی در قطر نشان داد که باید به آسیا اعتماد کرد. درست است که تیمهایی مانند اردن و قطر نتوانستند نتایج درخشانی کسب کنند، اما این آغاز مسیری تازه برای فوتبال آسیاست. اگر کنفدراسیون فوتبال آسیا (AFC) مدیریت مناسبی داشته باشد، در آینده میتواند به یکی از قدرتهای مهم فوتبال تبدیل شود.
کشورهای مخالفی مانند انگلیس، آلمان و تا حدی اسپانیا، فوتبال را بیشتر بهعنوان یک صنعت و فناوری میبینند و به دنبال بهرهبرداری حداکثری از آن هستند. برای مثال، ژاپن در ۲۰ سال گذشته به جذب مربیان خارجی وابسته بود، اما اکنون حتی یک مربی خارجی هم در این کشور فعالیت نمیکند. مخالفان این طرح تمایل دارند قدرت فوتبال در اختیار همان ۱۰ تا ۱۲ تیم برتر باقی بماند. باید توجه داشت که نقش اقتصاد در پیشرفت فوتبال بسیار پررنگ است؛ برای نمونه، اگر کشوری مانند چین با جمعیتی بیش از یک و نیم میلیارد نفر فرصت حضور در جام جهانی را پیدا کند، سرمایهگذاری عظیمی در فوتبال خود انجام خواهد داد.
آیا افزایش تعداد تیمها به درآمد باشگاهها هم کمک کرده است؟
سالها باشگاهها انتقاد داشتند که ریسک آزاد کردن بازیکنانشان برای رقابتهای ملی را میپذیرند، در حالی که فیفا بیشترین منافع را به دست میآورد. اکنون فیفا حدود ۲۲۰ میلیون یورو میان باشگاههایی که بازیکنان ملیپوش خود را در اختیار این تورنمنت قرار میدهند، توزیع کرده است.
آیا برگزاری تورنمنت طولانی باعث خستگی بازیکنان و تیمها نمیشود؟
این جام درسهای بزرگی برای بازیکنان، مربیان، داوران، آکادمیها و بهطور کلی همه ذینفعان فوتبال به همراه داشت. مهم این است که این تجربهها بهدرستی رصد و تحلیل شود. باید پذیرفت که چنین فشارهایی در هر تورنمنتی وجود دارد و اگر مدیریت روانی مناسبی صورت گیرد، میتواند به شکوفایی
منجر شود.
یکی از درسهای مهم این جام این بود که صرفاً داشتن بازیکنان بزرگ کافی نیست، بلکه نحوه ساختن یک تیم اهمیت بیشتری دارد. برای مثال، فرانسه با وجود در اختیار داشتن ستارههای بزرگ نتوانست به فینال برسد. در مقابل، تیمی مانند اسپانیا با ستارههای کمتر اما ساختار تیمی منسجم، عملکردی قابل توجه داشت. اگر این تیم بتواند بازی فیزیکی و هوشمندانه آرژانتین را کنترل کند، میتواند چهره یک قهرمان واقعی را به جهان نشان دهد.
با این تفاسیر شما اجرای تصمیمات فیفا مبنی بر افزایش تیمهای حاضر در جام جهانی را به سود فوتبال میدانید؟
با تغییرات ساختاری، جام جهانی از نظر تعداد تماشاگر، میزان درآمد و اهمیت اجتماعی، حتی از المپیک نیز پیشی خواهد گرفت. این روند، فوتبال را به قدرتمندترین رویداد ورزشی و فرهنگی جهان تبدیل میکند؛ بهگونهای که توجه عمومی به آن از مجموع سایر ورزشها و حتی بسیاری از رویدادهای جهانی فراتر خواهد رفت.

