محمدعلی موحد در رونمایی از نسخه قطع کوچک مثنوی عنوان کرد

خداوند مرا گرفتار مثنوی و مولانا کرد

 پریسا احدیان: عصر سه‌شنبه ۲۴ تیر، شصت‌وسومین نشست سه‌شنبه‌های مجله «بخارا» به رونمایی از نسخه قطع کوچک مثنوی با حضور محمدعلی موحد و جمع بسیاری از دوستداران ایشان در شهر کتاب نیاوران برگزار شد.در ابتدای این نشست علی دهباشی با خوشامدگویی به میهمانان گفت: «قطع کوچک مثنوی در شش جلد به همراه فهرست و کشف الابیات در جلد جداگانه از سوی نشر هرمس منتشر شده است. این چاپ جیبی با قطع و شکل متفاوت و وزن سبک عرضه شده که جامع همه محسنات و مزایای چاپ‌های قبل است.»
سپس محمدعلی موحد از فراز و نشیب تصحیح مثنوی و آشنایی با مولانا و شمس چنین سخن گفت: «گرفتاری برای ما از اوان جوانی بود. از همان زمان گرفتار مولانا شدیم و هنوز هم گرفتارش هستیم و خیلی خوشحالم از این جهت و بسیار خوشبخت. حس می‌کنم خداوند مرا با مثنوی گرفتار کرد. مدارک و طبقاتی در درگیری کار با مولانا وجود دارد. مسأله تصحیح مثنوی و خواندن آن و فکر در این‌باره که این آدم می‌خواسته چه بگوید و قضیه شمس تبریز و مقالات او و ارتباط آنها با مثنوی و کیفیت گرفتاری مولانا با شمس و شمس با مولانا که هر کدام داستانی دارد، در ظاهر به نظر می‌آید با هم وفق ندارند ولی باید این روایت‌ها را کنار هم گذاشت. من از اول زندگی او آغاز کردم و بعد قضیه تصحیح مثنوی و عرضه مثنوی که در تصحیح اول در مقدمه‌ام به آنها اشاره کردم. دوست داشتم در مقدمه کتاب‌ها به خواننده‌ام بگویم که چطور درگیر این جریان شدم. اگر یادتان باشد شرح مفصلی برای مقدمه «فصوص الحکم» ابن عربی نوشتم. شاید ظاهراً ارتباطی به کار مثنوی نداشته باشد اما با آن مرتبط است. من به مثنوی از راه مقالات شمس راه پیدا کردم. با این اثر پیش از شناخت مقالات آشنا بودم اما یک شناخت سطحی بود. بعدها که قضیه مقالات پیش آمد از این متن‌ها دوباره به شناخت مثنوی رسیدم. مستشرقینی که این مقالات را به قول مرحوم مینوی از خزائن کتابخانه‌های ترکیه کشف کردند همه باور دارند که پس از خواندن آن حالا باید دوباره مثنوی را خواند.»
 
اشعار مولانا در اوج عرفان و زیبایی‌شناسی است
موحد در ادامه افزود: «شمس تبریزی گمنام زیسته بود و خودش هم این را می‌گوید. مأموریتش این بود و می‌گفت از عالم غیب به من گفته‌اند آن بنده نازنین ما در میان قوم ناهموار گیر کرده و حیف است که او را به زیان برند. آن هم در مورد مولانایی که در چند مدرسه مشهور بود و سخنرانی خوب و مفتی شهر بود با سوادی که در کتاب‌هایش پیداست و تمام ظرایف و دقایق را در یک لحظه می‌بیند. با وجود این درویشی بی‌نام و نشان یک روز صبح پیدا شده و جلوی مولانا را گرفته و بیان کرده: به من گفته‌اند تو را نجات بدهم و از آن تاریخ به بعد است که مولانا، مولانا می‌شود. همان‌طور که تا ۳۸ سالگی او و وصل به شمس، از مولانا هیچ نمی‌دانیم. شمس تبریزی نقطه عطف زندگی مولاناست. اگر شمس نبود مولانا را به آن شکلی که می‌شناسیم نداشتیم همان‌طور که بدون افلاطون نمی‌توانستیم به حکمت سقراط برسیم. او شگفتی جهان بشری است و هر عصر حقیقتی تازه از او می‌یابد.»
دکتر موحد سپس در مورد تأکید نیکلسون به مقالات شمس و شناخت مثنوی از طریق این مقالات گفت: «مرحوم فروزانفر در مجلس یادبود نیکلسون آخرین نامه از او را رو می‌کند و می‌گوید که حالا من شب و روز گرفتار مقالات هستم و آنها را می‌خوانم. تصحیح مقالات برای من هم دری بود که به روی مثنوی باز شد. در مقدمه ابن عربی مطرح کردم که مولاناشناس‌های قدیم و جدید گفته‌اند که ما مثنوی را از پشت عینک ابن عربی می‌شناختیم. در مقاله‌ام از شارحین نقل کرده‌ام که مثنوی کتابی است مشکل‌تر از مشکل و آسان‌تر از آسان. می‌دانم اگر ۲۰۰ سال دیگر هم عمر کنم باز مثنوی مورد استفاده من و دریایی است که موج می‌زند و هر بار که می‌خوانی چیز تازه‌ای می‌بینی. مولانا در اوج عرفان به زیبایی‌شناسی ادبی نیز دست یافت. با موازینی که در غرب به عنوان زیبایی‌شناسی مطرح شده است به مسأله شاعرانگی مولانا تأکید دارند. در معیارهای زیبایی‌شناسی و ادبیات امروز، مولانا به دلیل دقت در نظر شعری و توانایی در بیان رمزها در جایگاه فوق‌العاده‌ای قرار دارد.»
دکتر موحد در لحظات پایانی این نشست در مورد انتشار شرح مثنوی گفت: «شرح دفتر اول روی میز کارم است و ضعف چشم و دست یاری نمی‌کند. به سبب بیماری‌ها و از دوران کرونا قلم از دستم افتاده است. ولی به هر طریق باید منتشر شود.» در پایان این مراسم علی جعفرآبادی، مدیرعامل شهر کتاب نماد سیمرغ را به رسم یادبود به استاد موحد تقدیم کرد.