واکنش هنرمندان به حملات اخیر دشمن به شهرهای جنوبی کشور
همه جای ایران سرای من است
«ایران سرزمین ماست. ما از یک آب و خاک هستیم. ما فرزندان ایران هستیم.» این جملات را باشو، کودک خاکآلود و جنگزده بهرام بیضایی، با لرزش صدایی که بوی غربت میدهد، برای کودکان گیلک میخواند. همان لحظه که کلمات از دهانش خارج میشود، جادویی در فضا معلق میشود؛ بچهها، همانهایی که دایره خشونت دورش کشیده بودند، سنگها را زمین میگذارند و سکوت، جای هیاهو را میگیرد. آنها نه فقط به کلمات کتاب درسی که به حقیقتی بزرگتر گوش میسپارند: این که ما از یک آب و خاکیم. حالا که جنوب، در تب داغ اضطراب جنگ است انگار دوباره همان حلقه تشکیل شده است؛ هنرمندانی از تمام اقلیمها دستبهدست هم دادهاند تا بگویند: «اینجا قلب ایران است» و همه دور یک حقیقت واحد ایستادهایم؛ حلقهای که مرکز ثقلش جنوب است و شعاعش، تمام آن چیزی است که ما را «ما» میکند.
پرویز پرستویی از جمله هنرمندانی است که در نوشته کوتاهش بر این همبستگی ملی تاکید کرده و جانم فدای ایران را این گونه زمزمه کرده است: «از بلوچستان تا بوشهر، از جزیره قشم تا کیش، از هرمزگان تا خوزستان جانم فدای ایران.» هوتن شکیبا و محسن کیایی با بازنشر صحنههایی از «باشو، غریبه کوچک» به همان مرکز مشترک برگشتند؛ همان جایی که بچهها دور باشو حلقه میزنند و ایران را از دل یک کتاب درسی میخوانند. بهرام افشاری و زانکو تصویری از بهبهان منتشر کرده و نوشتند: «بهبهان قلب ایران.» عباس جمشیدیفر هم چابهار را نشانه رفت و نوشت: «چابهار قلب ایران است.» کاظم دانشی با انتشار تابلو ورودی بندرعباس این عبارت را اضافه کرد «به بندرعباس خوش آمدید. جمعیت ۹۰ میلیون نفر».
وقتی روی تابلو بندرعباس نوشته میشود «جمعیت ۹۰ میلیون نفر»، معنایش این است که این خاک، خانه همه ماست. فرقی نمیکند کجا زاده شده باشی؛ بوشهر، خرمشهر، چابهار یا دورترین نقاط کوهستانی. جنوب، «مادر زمین» است؛ همانجا که ریشهها از گرما و سختی، آب میخورند و صبوری میآموزند. فاطمه معتمدآریا با انتشار استوریهایی از جنوب و موسیقی جنوب، بینیاز از توضیح، همان دلبستگی قدیمی را زنده کرده است و احترام برومند هم در بخشی از پیام اینستاگرامی خود آورده است: «هر شعلهای از هر نقطه کشورم... عزیزانم در قشم، بندرعباس، چابهار، به کدامین گناه داغدار میشوند؟»
جنوب، پاره تن همه ماست. اگر این پهنه، زخمی بردارد، دردش در جان تکتک ما میپیچد. محسن چاوشی با جملهای کوتاه در این باره نوشته است: «جنوب خون من است که میریزد. به یاد جای خالی مردانی که دیگر بازنمیگردند.» غزل شاکری درد جنوب را رنج پیکره واحد ایران عنوان کرده است: «ایران یک پیکر است. وقتی جنوبش درد دارد، هیچ جایش آرام نیست. رنج جنوب رنج همه ماست.» صابر ابر با نقل قولی از احمد محمود، نسبت به عادی شدن جنگ هشدار داده و در ادامه آورده است: «کاش هیچوقت دیدن خانهای که میسوزد، کودکی که میترسد، مادری که چشم به راه است و شهری که هر روز زخمیتر میشود، برایمان عادی نشود.» او در ادامه تأکید کرده است: «این روزها، جنوب ایران فقط یک جغرافیا نیست؛ تکهای از قلب ماست که زیر صدای جنگ میتپد.»
در این میان، صدای کسانی که جنگ را زیستهاند، رنگ دیگری دارد. رضا صادقی با لحنی صریح آمیخته به غرور ملی نوشته است: « جنوبی جماعت پای خاک که بیاد وسط قصهاش فرق میکنه. از زمان پرتغالیها تا الان، هر حروم لقمهای خواسته پاش رو بذاره تو خاک وطن، فقط پاش باقی مونده.» او همچنین در ادامه آورده است: «اینجا خاک اجداد منه؛ با جون نشد با خون نگهش میداریم.» مهرداد خوشبخت هم با نقد واژه «پرتابه» که رسانهها برای بمب به کار میبرند، تجربه زیسته خود را چنین روایت کرده است: «اینا که رو سر جنوب میباره پرتابه نیست، بمب و موشکه، وقتی میگی پرتابه میباره، انگار مث بارون میباره لطیفه… مو بچه آبادانُم، بچه جنوب، تمام هشت سال جنگزده بودیم زیر بمبارون اهواز و نمیگفتیم پرتابه. پرتابه خیلی لطیفش میکنه… توی مدرسه میدویدیم کنار دیوار حیاط دراز میکشیدیم، دستمونو مینهادیم رو سرمون و میگفتیم داره بمبارون میکنه. با تغییر اسم که جنگ لطیف نمیشه، میشه؟» یوسف حاتمیکیا تصویری از پوتینهای سربازان در آسایشگاه ایرانشهر منتشر کرده است؛ تصویری که بدون کلمه به قلب آدم چنگ میزند. الهام پاوهنژاد کوتاه و تلخ نوشته است: «آخ بمیرم برای لرزش دلتون.»
سام درخشانی، علی قمصری، وحید آقاپور، سیدعلی صالحی، شکیب شجره، نعیمه نظامدوست، سوگل طهماسبی، راغب، مهران غفوریان، حسام منظور، گرشا رضایی، گیتی قاسمی و ... دیگر هنرمندانی هستند که هر کدام با زبانی متفاوت، یک حرف را زدند: جنوب، پاره تن ماست.

