کارنامه ۱۸ ماهه توسعه سینما در شهرستانها ورق خورد
گام عملی دولت در مسیر عدالت فرهنگی
۳۳ سالن جدید ۹ هزار صندلی را به چرخه اکران آوردند
سالهاست یکی از چالشهای اصلی نظام فرهنگی کشور، فاصله میان امکانات فرهنگی در کلانشهرها و شهرستانهای کوچکتر است؛ فاصلهای که خود را در حوزههای مختلف نشان داده و شاید یکی از ملموسترین نمودهای آن، دسترسی نابرابر مردم به سالنهای سینما باشد. در حالی که شهرهای بزرگ کشور از شبکهای گسترده از پردیسهای سینمایی، سالنهای متعدد و امکانات متنوع نمایش فیلم برخوردارند، بسیاری از شهرستانها، با جمعیت قابل توجه، همچنان از داشتن یک سالن سینمای فعال محروماند. نبود سینما در بسیاری از شهرهای کوچک، تنها به معنای نبود یک فضای نمایش فیلم نیست؛ بلکه نشانهای از شکاف در دسترسی عمومی به محصولات فرهنگی، کاهش فرصتهای اجتماعی برای خانوادهها و جوانان و محدود شدن چرخه اقتصاد فرهنگی در خارج از مراکز اصلی کشور است. به همین دلیل، توسعه زیرساختهای سینمایی در شهرستانها طی سالهای اخیر به یکی از محورهای مهم سیاستگذاری فرهنگی تبدیل شده است. در چنین شرایطی، یکی از راهکارهایی که برای عبور از محدودیتهای مالی و زمانی انتخاب شده، استفاده از ظرفیت مجتمعهای فرهنگی موجود و تبدیل آنها به سالنهای سینمایی است؛ رویکردی که در دولت چهاردهم با تمرکز بیشتری دنبال شده و به گفته مسئولان مؤسسه سینماشهر، طی ۱۸ ماه گذشته منجر به تبدیل دهها سالن فرهنگی به فضای نمایش فیلم در نقاط مختلف کشور شده است.
مسأله قدیمی
شهرستانهایی که سینما ندارند
توسعه سینما در ایران همواره با یک مسأله اساسی روبهرو بوده است: تمرکز امکانات در شهرهای بزرگ. اگرچه تعداد سالنهای سینمایی کشور در سالهای اخیر افزایش یافته، اما توزیع این سالنها همچنان نامتوازن است. بسیاری از شهرهای کوچک و متوسط به دلیل جمعیت کمتر، بازگشت اقتصادی دشوارتر و نبود سرمایهگذاری بخش خصوصی، برای سالها در فهرست مناطق فاقد سینما باقی ماندهاند.
حبیب ایلبیگی، مدیرعامل مؤسسه سینماشهر، در تشریح دلیل اجرای طرح تبدیل مجتمعهای فرهنگی به سینما، به همین مسأله اشاره کرده و گفته است بیش از ۷۰ شهرستان زیر ۳۰۰ هزار نفر جمعیت در کشور فاقد سینما هستند. این آمار نشان میدهد توسعه شبکه سینمایی کشور تنها با ساخت سالنهای جدید توسط بخش خصوصی امکانپذیر نیست و نیازمند استفاده از ظرفیتهای موجود است.
در بسیاری از این شهرستانها، مجتمعهای فرهنگی متعلق به دستگاههای فرهنگی وجود دارند که امکانات اولیهای مانند سالن اجتماعات، فضای برگزاری برنامه و زیرساختهای فرهنگی دارند، اما به دلیل نبود تجهیزات سینمایی یا برنامهریزی مناسب، از ظرفیت کامل خود استفاده نمیکنند. تبدیل این فضاها به سالن سینما، در واقع تلاشی برای استفاده دوباره از سرمایههای موجود و کاهش هزینه توسعه زیرساخت فرهنگی است.
تبدیل مجتمعهای فرهنگی به سینما راهبردی برای عدالت فرهنگی
طرح تبدیل مجتمعهای فرهنگی به سالن سینما در چارچوب سیاست عدالت فرهنگی و مردمیسازی فرهنگ دنبال شده است. مفهوم عدالت فرهنگی در این رویکرد، صرفاً افزایش تعداد سالنها نیست؛ بلکه تلاش برای آن است که امکان بهرهمندی از محصولات فرهنگی برای مردم مناطق مختلف کشور فراهم شود.
سینما به عنوان یکی از عمومیترین شکلهای مصرف فرهنگی، نقشی فراتر از سرگرمی دارد. سالن سینما میتواند به یک فضای اجتماعی برای خانوادهها، نوجوانان و جوانان تبدیل شود؛ مکانی که علاوه بر نمایش فیلم، زمینه تعامل اجتماعی و حضور فعالتر مردم در فعالیتهای فرهنگی را فراهم میکند.
بر همین اساس، سیاست تبدیل مجتمعهای فرهنگی به سینما را میتوان بخشی از تلاش برای تغییر نگاه سنتی به توسعه فرهنگی دانست؛ تغییری که به جای تمرکز صرف بر ساخت پروژههای بزرگ در مراکز استانها، به دنبال فعالسازی ظرفیتهای مغفول در شهرستانهاست.
کارنامه ۱۸ ماهه؛ ۳۳ سالن جدید
در مسیر توسعه سینمای شهرستانی
بر اساس اعلام مؤسسه سینماشهر، در ۱۸ماه گذشته ۳۳ سالن از مجتمعهای فرهنگی در ۱۴ استان و ۳۰ شهرستان کشور به سالن سینما تبدیل شدهاند. این اقدام موجب اضافه شدن ۸۸۶۱ صندلی به ظرفیت سینمای کشور شده است؛ ظرفیتی که پیش از این در قالب فضاهای فرهنگی موجود وجود داشت اما امکان بهرهبرداری سینمایی از آن فراهم نبود.
این آمار نشان میدهد رویکرد جدید، بیشتر بر استفاده از ظرفیتهای آماده و کاهش زمان رسیدن مردم مناطق محروم فرهنگی به خدمات سینمایی متمرکز است. ساخت یک سینمای جدید معمولاً نیازمند زمین، سرمایهگذاری، طراحی، ساخت و تجهیز است و ممکن است سالها زمان ببرد؛ اما تجهیز یک مجتمع فرهنگی موجود میتواند مسیر دسترسی مردم به سینما را کوتاهتر کند.
شهرهایی مانند ابوموسی، بیلهسوار، خاش، کنگان، قروه، بوکان و کوهدشت از جمله مناطقی هستند که در این مسیر قرار گرفتهاند؛ شهرهایی که به دلیل موقعیت جغرافیایی، جمعیت یا شرایط اقتصادی، کمتر مورد توجه سرمایهگذاران بخش خصوصی برای احداث سینما قرار گرفتهاند.
آذربایجان شرقی؛ الگوی موفق توسعه سینمای شهرستانی
در میان استانهای کشور، آذربایجان شرقی در اجرای این طرح جایگاه ویژهای پیدا کرده است. طبق اعلام مسئولان سینماشهر، این استان با تبدیل مجتمعهای فرهنگی هفت شهرستان فاقد سینما شامل آذرشهر، میانه، مرند، شبستر، بستانآباد، مراغه و سراب، توانسته است رتبه نخست کشور را در این حوزه کسب کند.
اضافه شدن ۱۴۵۹ صندلی به ظرفیت سینمای کشور از محل این پروژهها، نشاندهنده ظرفیت بالای استان برای توسعه زیرساختهای فرهنگی در خارج از مرکز استان است. این تجربه همچنین نشان میدهد همکاری میان مدیریت ملی، ادارههای فرهنگی استانی و مسئولان محلی میتواند نقش تعیینکنندهای در موفقیت پروژههای فرهنگی داشته باشد.
افتتاح سینما شهریار بستانآباد با ظرفیت ۲۰۰ صندلی، آخرین نمونه از این روند در آذربایجان شرقی است؛ پروژهای که علاوه بر ایجاد یک فضای فرهنگی جدید، پاسخ به یک مطالبه اجتماعی قدیمی در این شهرستان محسوب میشود.
از ساخت سالن تا حفظ مخاطب چالشهای پیش روی سینماهای شهرستانی
اگرچه افزایش تعداد سالنهای سینما و توسعه زیرساختهای نمایش فیلم، نخستین گام برای گسترش عدالت فرهنگی به شمار میرود، اما تجربه سالهای گذشته نشان داده است که داشتن یک سالن سینما به تنهایی تضمینکننده پایداری آن نیست. سینما، برخلاف بسیاری از فضاهای فرهنگی دیگر، یک مجموعه زنده و اقتصادی است که استمرار فعالیت آن به مجموعهای از عوامل وابسته است؛ از مدیریت حرفهای و شناخت مخاطب گرفته تا کیفیت اکران، تبلیغات، شرایط اقتصادی منطقه و ارتباط مستمر با جامعه محلی.
به بیان دیگر، افتتاح یک سالن سینما پایان یک مسیر نیست؛ آغاز مرحلهای دشوارتر است که در آن باید برای حفظ مخاطب، مدیریت هزینهها و تبدیل سینما به یک نهاد فرهنگی پایدار برنامهریزی کرد.
در بسیاری از شهرستانها، نبود سابقه طولانی فعالیت سینمایی، سبب شده است بخشی از مردم با فرهنگ رفتن به سینما فاصله بگیرند. این موضوع بهویژه در شهرهایی که سالها فاقد سالن نمایش بودهاند، نیازمند برنامهریزی فرهنگی و تبلیغاتی است. سینما باید بتواند دوباره جایگاه خود را در سبد فرهنگی خانوادهها پیدا کند.
اقتصاد سینمای شهرستانی
میان هزینههای ثابت و درآمدهای محدود
یکی از مهمترین چالشهای پیش روی سالنهای سینمایی در شهرهای کوچک، مسأله اقتصاد فعالیت فرهنگی است. سالن سینما برای ادامه فعالیت خود نیازمند هزینههایی مانند نگهداری تجهیزات، پرداخت حقوق کارکنان، سیستمهای فنی، تبلیغات و بهروزرسانی امکانات است. در مقابل، تعداد مخاطبان در شهرستانهای کوچک معمولاً محدودتر از کلانشهرهاست و فروش بلیت ممکن است پاسخگوی همه هزینهها نباشد.
همین مسأله باعث شده است که بخش خصوصی در بسیاری از مناطق کمتر به سمت ساخت سینما حرکت کند. سرمایهگذار خصوصی معمولاً زمانی وارد یک حوزه میشود که چشمانداز بازگشت سرمایه روشن باشد؛ اما در برخی شهرستانها، شرایط جمعیتی و اقتصادی چنین انگیزهای ایجاد نمیکند.
از این منظر، تبدیل مجتمعهای فرهنگی به سینما یک راهکار میانی محسوب میشود؛ چراکه بخش مهمی از هزینههای ایجاد زیرساخت مانند ساختمان و فضای فیزیکی از قبل وجود دارد و سرمایهگذاری اصلی روی تجهیزات، استانداردسازی و آمادهسازی سالن متمرکز میشود.
با این حال، استمرار فعالیت این سینماها نیازمند حمایتهای مکمل است. ایجاد مشوق برای بهرهبرداران، هماهنگی با دستگاههای فرهنگی، استفاده از ظرفیت مدارس و دانشگاهها برای جذب مخاطب و طراحی برنامههای فرهنگی جانبی میتواند به پایداری این مراکز کمک کند.
نقش مدیریت حرفهای
چرا آموزش مدیران سینما اهمیت دارد؟
یکی از نکات قابل توجه در برنامههای جدید سینماشهر، توجه به موضوع آموزش نیروی انسانی در سینماهاست؛ موضوعی که شاید در نگاه اول کمتر از ساخت سالن اهمیت داشته باشد، اما در عمل یکی از عوامل تعیینکننده موفقیت یا شکست یک مجموعه سینمایی است.
مدیریت سینما دیگر تنها به فروش بلیت و نمایش فیلم محدود نمیشود. یک مدیر سینما باید بتواند مخاطبشناسی کند، برنامه اکران را تحلیل کند، از ابزارهای تبلیغاتی جدید استفاده کند، ارتباط مؤثر با جامعه محلی ایجاد کند و از دادههای فروش برای تصمیمگیری بهره ببرد.
بر همین اساس، برنامهریزی برای آموزش نیروهای انسانی سینماها در حوزههایی مانند اصول سینماداری، مدیریت مالی و اداری، سیستم فروش، مدیریت گیشه، فروش هوشمند، تحلیل داده، سامانههای مرتبط و تبلیغات، میتواند گامی مهم برای حرفهایتر شدن شبکه سینمایی کشور باشد.
در گذشته، بسیاری از سینماهای شهرستانی، بیشتر بهعنوان یک فضای فرهنگی عمومی اداره میشدند، اما تجربه امروز نشان میدهد اداره یک سینمای موفق نیازمند ترکیبی از دانش فرهنگی، اقتصادی و مدیریتی است.
تجربه بستانآباد؛ وقتی یک افتتاحیه
به مطالبه اجتماعی تبدیل میشود
افتتاح سینمای «استاد شهریار» بستانآباد، نمونهای از همین نگاه جدید به توسعه فرهنگی است. این سینما با ظرفیت ۲۰۰ صندلی، اگرچه از نظر تعداد صندلی در مقایسه با پردیسهای بزرگ شهری مجموعهای کوچک محسوب میشود، اما در مقیاس یک شهرستان میتواند نقش مهمی در زندگی فرهنگی مردم ایفا کند.
واکنش مردم بستانآباد پس از اعلام افتتاح این سینما، نشانهای از وجود تقاضای فرهنگی در مناطق فاقد زیرساخت است. به گفته بهرهبردار این مجموعه، پس از نصب اطلاعیه افتتاح سینما، تماسهای متعددی از سوی شهروندان برای اطلاع از زمان اکران فیلمها دریافت شده است.
این استقبال نشان میدهد مسأله اصلی در بسیاری از شهرستانها نبود علاقه مردم به سینما نیست؛ بلکه نبود امکان دسترسی است. وقتی زیرساخت فراهم شود، بخشی از مخاطبان بالقوه میتوانند به مخاطبان بالفعل تبدیل شوند.
شهرداریها و بخش خصوصی
حلقه مفقوده توسعه سینما
یکی از موضوعاتی که در مسیر توسعه سینماهای شهرستانی اهمیت زیادی دارد، نقش مجموعههای محلی مانند شهرداریها و بخش خصوصی است. تجربه برخی شهرها نشان داده است ورود مدیریت شهری به ساخت یا حمایت از سینما میتواند روند توسعه زیرساخت فرهنگی را سرعت بخشد.
با این حال، تبدیل این اقدام به یک رویه پایدار نیازمند تغییر نگاه است. سینما نباید صرفاً یک پروژه عمرانی دیده شود، بلکه باید بهعنوان یک خدمت فرهنگی و اجتماعی مورد توجه قرار گیرد.
در بسیاری از کشورهای مختلف، فضاهای فرهنگی مانند سینما، کتابخانه و مراکز هنری بخشی از برنامه توسعه شهری محسوب میشوند. این نگاه میتواند در ایران نیز بهتدریج تقویت شود تا توسعه فرهنگی تنها وابسته به بودجههای دولتی نباشد.
عدالت فرهنگی
از شعار تا شاخص عملکرد
یکی از کلیدواژههای اصلی در سیاست فرهنگی دولت چهاردهم، عدالت فرهنگی و مردمیسازی است. اما سنجش تحقق این مفهوم نیازمند شاخصهای مشخص است. افزایش تعداد سالنها، تعداد صندلیهای اضافه شده، تعداد شهرستانهای برخوردار از سینما و میزان دسترسی مردم مناطق مختلف به خدمات فرهنگی، از جمله معیارهایی هستند که میتوانند عملکرد این سیاست را نشان دهند. تبدیل ۳۳ سالن مجتمعهای فرهنگی به سینما و اضافه شدن نزدیک به ۹ هزار صندلی، یک دستاورد قابل اندازهگیری در حوزه زیرساختی محسوب میشود. با این حال، مرحله بعدی یعنی افزایش مخاطب، پایداری اقتصادی سالنها و تبدیل سینما به بخشی از زندگی فرهنگی مردم، نیازمند برنامههای مکمل خواهد بود.
تجربه نشان میدهد توسعه فرهنگی زمانی موفق خواهد بود که میان زیرساخت، محتوا و مخاطب ارتباط برقرار شود. ساخت سالن بدون توجه به تولید و نمایش مناسب محتوا یا ایجاد زیرساخت بدون شناخت نیازهای فرهنگی جامعه، نمیتواند به نتیجه مطلوب برسد.
چشمانداز آینده؛ شبکه سینمایی کشور متوازنتر خواهد شد؟
طرح تبدیل مجتمعهای فرهنگی به سینما را میتوان بخشی از یک مسیر بزرگتر برای بازتوزیع امکانات فرهنگی در کشور دانست. این مسیر البته با چالشهایی همراه است، اما تجربه استانهایی مانند آذربایجان شرقی نشان میدهد با هماهنگی میان نهادهای مختلف میتوان بخشی از شکاف موجود را کاهش داد.
ادامه این روند نیازمند شناسایی دقیق شهرستانهای فاقد سینما، اولویتبندی مناطق، حمایت از بهرهبرداران، ارتقای کیفیت سالنها و توجه به آموزش نیروی انسانی است. سینما در شهرهای کوچک تنها یک سالن نمایش فیلم نیست؛ میتواند به یک مرکز تعامل اجتماعی، محلی برای حضور نسل جوان و بخشی از هویت فرهنگی شهر تبدیل شود. از این منظر، روشن شدن چراغ یک سینما در یک شهرستان، صرفاً افتتاح یک ساختمان نیست؛ نشانهای از تلاش برای نزدیکتر کردن امکانات فرهنگی به زندگی روزمره مردم است.
در نهایت، موفقیت این سیاست زمانی کامل خواهد شد که هر صندلی تازهای که به ظرفیت سینمای کشور اضافه میشود، نه فقط یک عدد در جدول آمار، بلکه جایگاهی برای حضور یک شهروند، یک خانواده و یک نسل جدید از مخاطبان فرهنگی باشد.
برش
از زیرساخت تا زیست فرهنگی؛ ضرورت تداوم یک مسیر
توسعه سالنهای سینما در شهرستانها را نمیتوان صرفاً در چارچوب افزایش آمار زیرساختی ارزیابی کرد. اهمیت اصلی این طرح زمانی آشکار میشود که یک فضای فرهنگی جدید بتواند به بخشی از زیست روزمره مردم منطقه تبدیل شود. تجربه کشورهای مختلف نشان داده است مراکز فرهنگی زمانی ماندگار میشوند که از یک ساختمان صرف فراتر رفته و به محل شکلگیری ارتباطات اجتماعی، تجربههای مشترک و مشارکت عمومی تبدیل شوند.
در بسیاری از شهرهای کوچک، یک سالن سینما میتواند نقش یک نقطه اتصال فرهنگی را ایفا کند؛ فضایی که خانوادهها، نوجوانان و جوانان در آن، نه فقط برای تماشای فیلم، بلکه برای حضور در یک تجربه جمعی فرهنگی گرد هم میآیند. از این منظر، توسعه سینما در شهرستانها میتواند بخشی از سیاست تقویت سرمایه اجتماعی نیز تلقی شود.یکی از مزیتهای طرح تبدیل مجتمعهای فرهنگی به سینما این است که این پروژهها معمولاً بر بستر فضاهایی شکل میگیرند که پیش از این نیز با فعالیتهای فرهنگی پیوند داشتهاند. این موضوع باعث میشود ارتباط میان مجموعه جدید سینمایی و جامعه محلی سریعتر شکل بگیرد.
مجتمعهایی که سالها میزبان برنامههای فرهنگی، هنری و آموزشی بودهاند، اکنون میتوانند با اضافه شدن امکان نمایش فیلم، به مجموعههایی چندمنظوره و فعالتر تبدیل شوند.با این حال، استمرار موفقیت این طرح نیازمند نگاه بلندمدت است. تجربه نشان داده است برخی پروژههای فرهنگی پس از افتتاح، به دلیل نبود برنامه بهرهبرداری مناسب یا محدود شدن منابع نگهداری، با کاهش فعالیت مواجه شدهاند. بنابراین مرحله پس از افتتاح، اهمیت کمتری از مرحله ساخت و تجهیز ندارد.در این میان، نقش سیاستگذاری فرهنگی در ایجاد یک شبکه منسجم سینمایی اهمیت پیدا میکند.
سالنهای جدید باید بتوانند از ظرفیتهای توزیع فیلم، تبلیغات هماهنگ، آموزش مدیران و استفاده از سامانههای نوین فروش بهرهمند شوند. اتصال سینماهای شهرستانی به یک شبکه حرفهای، میتواند آنها را از حالت مجموعههای منفرد خارج و به بخشی از جریان اصلی اقتصاد و فرهنگ سینمای کشور تبدیل کند. همچنین توجه به تولید محتوای متناسب با نیازهای مخاطبان مناطق مختلف، میتواند به افزایش استقبال عمومی کمک کند.
مخاطب شهرستانی تفاوتی با مخاطب شهرهای بزرگ ندارد؛ او نیز به دنبال تجربهای باکیفیت، انتخابهای متنوع و فضایی مناسب برای حضور فرهنگی است.
فراهم کردن این شرایط میتواند نگاه عمومی به سینماهای شهرستانی را تغییر دهد و آنها را از یک امکان محدود به یک ظرفیت مهم فرهنگی تبدیل کند.در نهایت، توسعه سینما در مناطق فاقد سالن را باید بخشی از یک فرآیند گستردهتر برای توزیع عادلانه امکانات فرهنگی دانست. اضافه شدن هزاران صندلی جدید به ظرفیت سینمای کشور، زمانی به یک موفقیت پایدار تبدیل خواهد شد که این صندلیها هر روز میزبان مخاطبانی باشند که پیش از این، برای تجربه سینما ناچار به سفر به شهرهای دیگر بودند. روشن شدن چراغ سینما در شهرهای کوچک، در ظاهر یک اقدام عمرانی و فرهنگی است، اما در لایه عمیقتر، تلاشی برای نزدیکتر کردن فرصتهای فرهنگی به مردم و ایجاد امکان مشارکت برابرتر در تجربههای هنری است؛ مسیری که تداوم آن میتواند چهره فرهنگی بسیاری از شهرستانهای کشور را تغییر دهد.

