زمانی که سازمان امنیت مسعود کیمیایی را احضار کرد من به عنوان رانندهاش با او رفتم. مسعود آنجا به سین جیم آنها پاسخ داد. فردای آن روز به میثاقیه رفتم. جلوی در دو نفر آدم تنومند ایستاده بودند. تعجب کردم. فهمیدم از مأموران ساواک هستند. طبقه بالا هم داشتند فیلم گوزنها را با دو نماینده مخصوص ساواک میدیدند. یک پس گردنی هم به کیمیایی زدند که تو در این فیلم به شاه فحش دادهای! از آنجا که بیرون آمدیم به بیمارستان رفتیم و کیمیایی مقداری خونریزی کرده بود. ما رفتیم انتهای فیلم را با فشار ساواک عوض کنیم. مسعود بلد بود. کلک میزد. مثلاً یک درختی را میگذاشت کنار و بعد اسلحه را میگذاشت کنار، وقتی میگذاشت تسلیم بشود، یعنی این با درخت رشد خواهد کرد. این چیزها خیلی من را مجذوب میکرد.
بخشی از صحبتهای احمد نجفی در گفتوگو با ایرنا