ناتوانی در بازتولید سرمایه انسانی
اصغر مدیر روستا
بازیکن پیشین تیم ملی
فوتبال ایران بیش از آنکه با چالش نتیجه مواجه باشد، درگیر یک بنبست عمیق ساختاری است؛ بنبستی که ریشههای آن را باید در ترکیب خطرناک ضعف در تصمیمگیری و نبود نگاه بلندمدت جستوجو کرد. مسأله امروز، صرفاً صعود نکردن از مرحلهای خاص یا ناکامی در یک تورنمنت نیست، بلکه ناتوانی در بازتولید سرمایه انسانی و شکلدادن به یک چرخه پایدار از استعداد تا قهرمانی است.
در ردههای پایه، جایی که باید شالوده آینده فوتبال کشور بنا شود، نشانههای نگرانکنندهای از غلبه روابط بر ضوابط دیده میشود. هنگامی که مسیر رشد بازیکنان نه بر اساس شایستگی، بلکه بر پایه ارتباطات شکل میگیرد، خروجی چنین سیستمی بازیکنانی خواهد بود که در سطح ملی، توانایی لازم برای جایگزینی نسلهای باتجربه را ندارند. این اختلال در فرآیند پرورش استعداد، مستقیماً به تیم ملی منتقل شده و شکاف میان نسلها را عمیقتر کرده است.
در فوتبال حرفهای جهان، خداحافظی از تیم ملی بخشی از بلوغ حرفهای بازیکنان به شمار میرود. بسیاری از ستارگان، زمانی که احساس میکنند دیگر در بالاترین سطح کارایی قرار ندارند، با هدف حفظ کیفیت تیم و ایجاد فرصت برای نسل جدید، از صحنه کنار میروند. این تصمیم، بیش از آنکه فردی باشد، معطوف به منافع جمعی و آینده تیمملی است. در مقابل، در فوتبال ایران، این فرآیند اغلب با ابهام، تأخیر و گاه ملاحظات غیرشفاف همراه است؛ موضوعی که نهتنها روند جوانگرایی را مختل میکند، بلکه انگیزه و اعتماد به نفس نسل تازه را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
سالهاست که «نمایش آبرومندانه» یا «شکست نزدیک» بهعنوان دستاورد معرفی میشود، بی آنکه پرسشی جدی درباره آینده مطرح شود. در حالی که تیمهای موفق دنیا، حتی در اوج رقابت برای کسب نتیجه، پروژه تغییر نسل را نیز بهصورت همزمان پیش میبرند، در فوتبال ایران تقریباً همهچیز به مسابقه بعدی تقلیل یافته است. این رویکرد، آینده را قربانی حال میکند و هزینه آن، از دست رفتن سالهای طلایی یک نسل است.
در سطح فنی کمبود شجاعت در تصمیمگیری بهوضوح قابل مشاهده است. تیمهایی که از روی نیمکت جسارت دریافت نمیکنند، در زمین نیز محافظهکار ظاهر میشوند. اعتماد نکردن به بازیکنان جوان، پرهیز از ریسکهای حسابشده و تکرار انتخابهای قابل پیشبینی، نشانههایی از این محافظهکاری مزمن است. نبود مربیان جوان و ریسکپذیر در کادرهای فنی، این چرخه را کاملتر کرده و فرصت تجربهاندوزی را از نسل جدید گرفته است.
تمرکز صرف بر موفقیت در تورنمنتهایی مانند جام ملتهای آسیا، بدون پرداختن به ریشهها، راهگشا نخواهد بود. فوتبال ایران بیش از هر چیز نیازمند یک بازسازی بنیادین است؛ تربیت مدیران متخصص و برنامهمحور، و ایجاد ساختاری شفاف و پاسخگو.

