در حافظه موقت ذخیره شد...
مهدی پاشازاده، بازیکن پیشین تیم ملی فوتبال در گفتوگو با «ایران»:
در فلسفه مربیگری تیم ملی جوانگرایی پررنگ نیست
مهدی پاشازاده، بازیکن پیشین تیم ملی فوتبال، خداحافظی پرتعداد بازیکنان ملی پس از جام جهانی 2026 را نشانه پایان دوران «بازیکنمحوری» در فوتبال توصیف کرد و گفت: «خداحافظی از بازیهای ملی به معنای پایان فوتبال هیچ بازیکنی نیست و در برخی موارد شاهد بازگشتهایی هم بودهایم، اما تفاوت این دوره با جامهای جهانی گذشته در تعداد بالای ستارههایی است که از تیمهای ملی خداحافظی کردند. این موضوع به تغییر نوع فوتبال برمیگردد؛ جایی که دیگر بازیکنمحوری معنای گذشته را ندارد.»
او با اشاره به رشد علم بدنسازی و نزدیک شدن سطح تیمها به یکدیگر میگوید: «امروز اگر به باشگاهها نگاه کنیم، میبینیم با وجود کیفیت بالای بازیکنان، دیگر خبری از تفاوتهای فاحش گذشته نیست. علم بدنسازی باعث شده تیمها به هم نزدیک شوند و قدرت بدنی نقش تعیینکنندهتری پیدا کند. در گذشته، بازیکنانی با استعداد و ویژگیهای ژنتیکی خاص مانند مارادونا و پله ظهور میکردند و در نسل بعد نیز رونالدو و مسی مطرح شدند، اما اکنون سرعت بازی و انتقال توپ آنقدر بالا رفته که تیمها وابستگی کمتری به ستارهها دارند.»
این کارشناس فوتبال با تأکید بر اهمیت کار تیمی در فوتبال امروز ادامه داد: «اکنون تیمهای یکدست و هماهنگ، مانند آرسنال، شانس بیشتری برای موفقیت دارند. در حالیکه در گذشته تیمهای کهکشانی مثل بارسلونا، رئال مادرید یا منچستر یونایتد با اتکا به ستارههای بزرگ، جامها را کسب میکردند. البته این تغییر روند، امری طبیعی در ذات فوتبال است.»
مهدی پاشازاده همچنین به افزایش سن مفید بازیکنان اشاره کرد و توضیح داد: «در گذشته مرز عملکرد مطلوب بازیکنان ۳۵ سال بود، اما اکنون با پیشرفتهای بدنی، این عدد به حدود ۴۰ سال رسیده و بازیکنان در این سن نیز تأثیرگذار هستند. باید به دوران پس از رونالدو و مسی عادت کنیم؛ دورانی که برای بسیاری از هواداران تلخ است، اما اجتنابناپذیر.»
این کارشناس فوتبال، دلیل ماندگاری طولانیمدت برخی بازیکنان در تیم ملی ایران را ساختار معیوب باشگاهداری دانست و توضیح داد: «این موضوع به سیستم باشگاهداری در ایران برمیگردد. برای مثال، عملکرد خوب در تیم ملی به معیاری برای قراردادهای سنگین در باشگاهها تبدیل شده، در حالیکه در اروپا چنین نیست. نمونهاش لوکا مودریچ است که با وجود عملکرد خوب در تیم ملی کرواسی، رئال مادرید او را کنار گذاشت، چون نگاه باشگاهها به آینده است. آنها ترجیح میدهند بهجای یک ستاره گرانقیمت، چند بازیکن جوان جذب کنند تا آینده تیم را تضمین کنند.»
وی با انتقاد از رویکرد مدیریتی در فوتبال ایران توضیح داد: «تیم ملی با همین بازیکنان در جام جهانی قبلی شش گل از انگلیس دریافت کرد و همانها در 2026 هم بازی کردند. این نشان میدهد مشکل، نگرش سیستماتیک است و اگر اصلاح نشود، شرایط بدتر هم خواهد شد.»
مهدی پاشازاده درباره سیاستهای فنی تیم ملی نیز میگوید: «امیر قلعهنویی اساساً مربیای است که به بازیکنان باتجربه اعتماد دارد و جوانگرایی در فلسفه کاری او جایگاه پررنگی ندارد. از سوی دیگر، باید مشخص شود هدف از حضور در جام جهانی چیست؛ نتیجهگرایی یا تیمسازی برای آینده؟ به نظر میرسد کادر فنی برای کسب نتیجه از بازیکنان باتجربه استفاده کرده و این تصمیم قابل احترام است، هرچند باید پاسخگو باشند.»
او با اشاره به شرایط خاص تیم ملی در مقاطع اخیر ادامه داد: «تعطیلی لیگ و شرایط خاص کشور، کار را برای کادر فنی دشوار کرد. جوانگرایی نیازمند برنامهریزی تدریجی و استفاده از بازیهای دوستانه است. هرچند در برخی موارد مانند بازی دادن به آریا یوسفی تلاشهایی شد، اما تدارکات کافی وجود نداشت.»
مربی فوتبال ایران، آمارگرایی را یکی از عوامل تصمیمگیری اشتباه دانست و تصریح کرد: «قلعهنویی سه سال برای جوانگرایی فرصت داشت، اما از آن استفاده نکرد. حتی در تورنمنت کافا، پس از قطعی شدن صعود، میتوانست به جوانان میدان بدهد. به نظر میرسد حفظ آمار بدون شکست و صعود زودهنگام، بر تصمیمات تأثیر گذاشت. در حالیکه آمار گاهی میتواند گمراهکننده باشد.»
مهدی پاشازاده در پایان با نگاهی انتقادی به آینده تیم ملی نیز توضیح داد: «با این روند، تیم ملی در جام ملتهای آسیا نتیجه نخواهد گرفت و اگر هم موفقیتی حاصل شود، اتفاقی خواهد بود. در این مدت نهتنها پیشرفتی نداشتیم، بلکه در زیرساختها و حتی فرهنگ فوتبال نیز پسرفت کردهایم. هیچ ستارهای معرفی نشده و استعدادها فرصت دیدهشدن پیدا نکردهاند. با این شرایط، نباید انتظار قهرمانی داشت؛ چرا که چنین انتظاری نادیده گرفتن واقعیتهای فوتبال ایران است.»
بازیکن پیشین تیم ملی در پایان هشدار داد: «اگر روند فعلی ادامه پیدا کند، سطح رقابت فوتبال ایران تنزل خواهد یافت و بهجای رقابت با تیمهای قدرتمند آسیا، باید خود را با تیمهایی درجه سه آسیا مقایسه کنیم؛ موضوعی که بسیار نگرانکننده است.»

