رمان میماند
نظرات آیتالله خامنهای درباره کتابهای تاریخساز
کتابخوانی در سیره رهبر شهید نه تنها یک سرگرمی بلکه یک دغدغه فرهنگی، عادت مستمر و ضرورتی برای رشد فکری و اجتماعی بوده است. ایشان آشنایی گسترده و عمیقی با ادبیات جهان و رمانهای برجسته ایرانی داشتهاند. تسلط ایشان بر ادبیات کلاسیک و معاصر جهان و همچنین پیگیری مستمر ادبیات معاصر ایران، نشاندهنده نگاه همهجانبه ایشان به هنر داستاننویسی بوده است. از دیدگاه آیتالله خامنهای، رمان تنها یک قصه نیست، بلکه آینهای تمامنما از تاریخ، فرهنگ، جامعهشناسی و روحیات یک ملت در برهههای مختلف زمانی است. بررسی ابعاد کتابخوانی و رمانخوانی ایشان، دریچهای متفاوت برای شناخت نگاه فرهنگی رهبر شهید میگشاید؛ نگاهی که در آن ادبیات و هنر، ابزارهایی قدرتمند برای درک عمیقتر انسان، انتقال مفاهیم انسانی و ساختن آیندهای روشنتر تلقی میشوند. آیتالله خامنهای معمولاً بعد از خواندن هر کتابی بهخصوص آنها که تحت تأثیرشان قرار میداد، تقریظ -یادداشتهای تحسینآمیز- پشت جلد آن مینوشتند. نوشتن تقریظ بر کتابهای مختلف بهویژه آثار مرتبط با ادبیات پایداری، خاطرات دفاع مقدس و رمانهای اجتماعی و همچنین اشارات مکرر و نقادانه به شخصیتها و فضاهای داستانی در سخنرانیها، بازتابی از نگاه هنری و ادبی ایشان است.
نگاه ویژه به ادبیات پایداری
رهبر شهید، جنگ را میدانی برای بروز استعدادها میدانستند. به اعتقاد ایشان «یکی از چیزهایی که هنر و ادبیات را در هر کشوری به شکوفایی میرساند، حوادث سخت، از جمله جنگ است. زیباترین رمانها، بهترین فیلمها، شاید بلندترین شعرها، در جنگها و به مناسبت جنگها سروده شده و گفته شده و تولید شده و به وجود آمده است. در جنگ ما هم همینطور بود.» در این میان، کتاب «پا به پای باران» نوشته هدایتالله بهبودی و مرتضی سرهنگی از آن دست رمانهایی است که رهبر شهید را متأثر کرد و بر آن تقریظ نوشتهاند. ایشان درباره این کتاب گفتهاند: «من دو سه خطی پشت جلد آن نوشتهام. من معمولاً بر هر کتابی تقریظ مینویسم. اینها از روی احساس من است؛ یعنی آن وقتی که آن را مینوشتم، با احساس صادقی نوشتم. پایین صفحه نوشتم: درود بر سرهنگیها و بهبودیها!... این کتاب، کتاب خوبی است؛ نوشته مؤثر و رمان بسیار مفیدی است.» ایشان همچنین پشت جلد کتاب «فرمانده من» نوشته رحیم مخدومی بخشی از زیارت نامه «اَلسَّلامُ عَلَیکُم یَا اَولِیاءَ اللهِ وَ اَحِبّائَهُ» را نوشتهاند و درباره آن گفتهاند: «چقدر کتاب «فرمانده من» عالی است و چقدر من را متأثر و منقلب کرد.»
رهبر شهید همواره تأکید میکردند نباید از ادبیات دفاع مقدس غافل شد و روی خوانش برخی از کتابها نیز تأکید بیشتری داشتند. یکی از آن کتابها «فرهنگ جبهه» است. ایشان درباره این کتاب گفتهاند: «وقتی که جلد اول کتاب «فرهنگ جبهه» در آمد، طبعاً به طور عادی مثل بقیه منشوراتی که پیش من میآورند، نشستم آن را خواندم. این کتاب از بس من را جذب کرد، تا آخرش خواندم؛ بعد دیدم این کافی نیست، به خانه بردم و گفتم همه بنشینید این کتاب را بخوانید! در جمع خانواده، جاهایی از کتاب را خود من باز کردم و خواندم. گفتم این کتاب اصلاً باید در فضای خانهها باشد و همه باید آن را همیشه داشته باشند.»
قرن رمان
رهبر شهید نه تنها با رمانهای برجسته ایرانی و ادبیات دفاع مقدس انس داشتند، بلکه با آثار شاخص ادبیات جهان نیز آشنایی عمیقی داشتند. ایشان معتقد بودند بهترین رمانهای امروز عصر ما متعلق به قرن نوزدهم است و این دوره جایگاه ویژهای در میان آثار مطالعاتی ایشان داشته است: «هنوز بهترین رمانهای امروز ما، رمانهای قرن نوزدهم است. در قرن نوزدهم رمانهایی نوشته شد که نظیر آنها دیگر نیامده است.
در فرانسه، در روسیه و درانگلیس رمانهایی نوشته شده که هنوز تا امروز نظیر آنها نیامده است. پس رمان میماند و گسترش هم دارد.» از میان داستانهای انقلابی قرن نوزدهم و بیستم، آیتالله خامنهای «دن آرام» میخائیل شولوخف را خواندنی میدانستند. به گفته ایشان: «کتاب «دن آرام» یکی از بهترین کتابهای دنیاست. البته جلد اولش بهتر است؛ جلدهای بعدیاش سطح رمان را متوسط میکند؛ کما اینکه کتاب بعدیاش «زمین نوآباد»، هم کتاب خوبی نیست. «دن آرام» را قبل از انقلاب خواندم؛ زمین نوآباد را شاید بعداً خواندم. به قدری در این کتاب تصویرگری فوقالعاده است که من این را در هیچ کتاب دیگری ندیدهام. دشتهای روسیه را که تصویر میکند، مثلاً صد جا تصویر کرده، ولی صد جور بیان کرده است! اینها خیلی هنرمندانه و خیلی مهم است. ادبیات، این گونه ماندگار میشود. چرا من آخوند در یک کشور اسلامی کتاب «دن آرام» را میخوانم؟ اگر جاذبه نداشته باشد، اگر این کتاب لایق خواندن نباشد، یک نفر مثل من نمیرود آن را بخواند.»
مقاومت در «جنگ و صلح»
رهبر شهید شیرینترین و هنرمندانهترین نوشتههای هنری و رمانهای بزرگ را مربوط به بخشهایی میدانستند که ملتی در حال انجام کار بزرگی است. به اعتقاد ایشان کتاب «جنگ و صلح» تولستوی مربوط به مقاومت عجیب مردم روسیه در مقابل حمله ناپلئون است و حرکت عظیمی که مردم مسکو برای ناکام کردن ناپلئون انجام دادند. به گفته رهبر شهید، «تولستوی کتابهای دیگری هم دارد، اما به نظر من این کتاب برجستگیاش به خاطر این است که کاملاً بر محور روح دفاع مردم روسیه است.»
ایشان همچنین در بخش دیگری از صحبتهای خود درباره این کتاب گفتهاند: «در کتاب «جنگ و صلح» تولستوی آثار ملیت روسی دیده میشود، اما آثار دوران 60 ساله اخیر را نمیبینید؛ آن یک دوره و یک اثر دیگر است و اصلاً متعلق به جای دیگر است.»
ایشان همچنین در دیدار غیررسمی سال ۹۷ با جمعی از داستاننویسان کشور فرمودند: «ماجرای حمله ناپلئون به روسیه و شکست ناپلئون در این حمله را هم تولستوی در «جنگ و صلح» کاملاً تشریح کرده، هم ویکتور هوگو در «بینوایان». روایت تولستوی یک روایت روسی است. یعنی بهطور کامل یک افتخارآفرینی برای روسها. حالا شکست خوردهاند، یعنی ناپلئون تا مسکو رفته، اما در عین حال آن چیزی که پیش میآید یک افتخار بزرگ برای روسیه و برای سرداران روسیه و برای مردم روسیه است. اما شما آنجا در رمان «بینوایان» که نگاه کنید میبینید نه، ناپلئون شکست خورده اما در عین حال ذلیل نشده، پست نشده. حالا شما که نمیتوانید بگویید ویکتور هوگو آدم صادق یا مردمدوستی نبوده- که قطعاً بوده، یک شخصیت برجسته است- اما مراقب حیثیت میهنش هست، حتی مراقب حیثیت ناپلئون هست.»
بهترین رمان تاریخ
برخی از کتابها وضعیت جامعه خود را به تصویر میکشند؛ یعنی انسان میتواند چیزهایی را که در تاریخ نیست، در این کتابها پیدا کند و بخواند. یکی از این کتابها قطعاً «بینوایان» ویکتور هوگو است که جایگاهی بینظیر و ممتاز در نظر رهبر شهید داشته و بارها آن را بهترین رمان تاریخ دانستهاند. به گفته ایشان، «کتاب «بینوایان» ویکتور هوگو مطالب خودش را به طور غیرمستقیم در ذهن القا میکند؛ این فاخرترین و بهترین هنر است... پیام کتاب مثل یک حریر و مثل یک آب روان، به تمام سلولهای ذهن انسان میرسد و همه آن را جذب میکنند؛ در حالی که هیچ حرف واضحی هم نزده است.» ایشان همچنین در بخش دیگری از سخنان خود درباره این کتاب تأکید کردند: «به نظر من «بینوایان» ویکتور هوگو برترین رمانی است که در طول تاریخ نوشته شده است. من همه رمانهای طول تاریخ را نخواندهام، شکی در این نیست، اما من مقدار زیادی رمان خواندهام که مربوط به حوادث قرنهای گوناگون هم هست... وقتی نگاه میکنم به این رمانی که ویکتور هوگو نوشته، میبینم این چیزی است که اصلاً امکان ندارد هیچ کس بتواند بهتر از این بنویسد یا نوشته باشد و معروف نباشد و مثل منی که در عالم رمان بودهام، این را ندیده باشم یا اسمش را نشنیده باشم... من میگویم «بینوایان» یک معجزه است در عالم رماننویسی، در عالم کتابنویسی. واقعاً یک معجزه است... این «بینوایان» کتاب جامعهشناسی است، کتاب تاریخی است، کتاب انتقادی است، کتاب الهی است، کتاب محبت و عاطفه و عشق است.»

