بازتاب جهانی زندگی و اندیشه رهبر شهید
دیپلماسی روایت
فرشید شکیبا
مدیر واحد دوبلاژ تلویزیون
در جهان امروز که «جنگ روایتها» عملاً به اصلیترین میدان نبرد قدرتهای نرم تبدیل شده است، هر تصویر، هر قاب و هر کلمهای که درباره تاریخ و شخصیتهای یک کشور در خارج از مرزها تولید میشود، واجد اهمیت استراتژیک است.
ما اغلب عادت کردهایم شخصیتهای ملی و دینی خود را از دریچه تولیدات داخلی تماشا کنیم؛ اما تماشای همین شخصیتها از لنز دوربینهای خارجی، روایتی متفاوت، مستندتر و گاهی غافلگیرکنندهتر به دست میدهد. دوبله و آمادهسازی مستند ۸ قسمتی شبکه «المنار» درباره زندگی قائد امت شهید آیت الله سیدعلی حسینی خامنهای، اتفاقی است که دقیقاً همین خلأ را در سبد رسانهای ما پر میکند.
اینکه یک شبکه برونمرزی با بهرهگیری از ۱۵ هزار ساعت آرشیو، ۴۷ هزار عکس و ۱۵۰ مصاحبه در ۱۲۵ لوکیشن مختلف، سیر زندگی و مجاهدتهای رهبر شهید را روایت میکند، فراتر از یک مستند ساده است. این حجم از داده، نشاندهنده یک «پروژه تاریخی» است که با نگاهی دقیق و خارج از تعارفات معمول داخلی، به دنبال ترسیم الگویی از ایستادگی است. اما چرا این حرکت، یعنی «شناسایی و دوبله حرفهای آثار فرامرزی»، تا این حد حیاتی است؟
نخست آنکه، مخاطب امروز به دنبال روایتهای «بیواسطه» است. وقتی این روایتها از زبان تولیدکنندگان خارجی (بهویژه جبهه مقاومت) بیان میشود، لایههای جدیدی از شخصیت رهبری برای نسل جوان ما آشکار میگردد. مخاطب ایرانی در این مستندها با ابعاد فرامرزی «اندیشه مقاومت» آشنا میشود و میبیند که چگونه گامهای یک رهبر، نه تنها در ایران، بلکه در جغرافیایی وسیع، الهامبخش حرکتهای آزادیخواهانه بوده است.
این روایتها به جای استفاده از کلیشهها، از «مستندات» سخن میگویند؛ از عکسهایی که سالها در آرشیو مانده بودند و حالا برای بازخوانی دقیق تاریخ ۵۰ ساله مجاهدت، به خدمت گرفته شدهاند.
دوم اینکه، دوبله حرفهای در اینجا صرفاً یک فعالیت فنی نیست، بلکه یک «پل فرهنگی» است. ترجمه و صداگذاری صحیح، به این آثار اجازه میدهد تا به خانههای مخاطبان ایرانی هم برود. اگر این آثار با دوبلهای سلیس و حرفهای عرضه نشوند، حتی اگر فاخرترین تولیدات جهان باشند، در بایگانیهای شبکه باقی میمانند. اقدام تلویزیون در تبدیل این مستندها به محتوای قابلفهم برای مخاطب ایرانی، یک هوشمندی رسانهای است. وقتی مستندی مانند «تجارت الاذکیاء» با الهام از آموزههای قرآنی به تبیین روحیه شهادتطلبی رهبر شهیدمان میپردازد، دوبله حرفهای آن باعث میشود که مفاهیم عمیق، مستقیم بر دل مخاطب بنشیند.
در نهایت، ما نیازمند یک استراتژی فعال برای معرفی آثار جهانی که در خصوص رهبران و شخصیتهای بزرگ ایرانی ساخته میشود، هستیم. نباید منتظر باشیم که دیگران درباره ما مستند بسازند و ما تنها تماشاگر منفعل باشیم.
ناسایی این آثار، دوبله باکیفیت و پخش بهموقع آنها، میتواند تصویر رسانهای ما را غنیتر کند. این مستندها به ما یادآوری میکنند که تاریخ ما فقط آن چیزی نیست که در کتابهای درسی خواندهایم، بلکه روایتی است جهانی که دیگران نیز از بیرون به آن با احترام و شگفتی نگاه میکنند. رسانهها با این دست اقدامات، در واقع در حال بازگرداندن «روایتهای کشفشده» به خانه هستند؛ روایاتی که میتواند الگویی درخشان از ایستادگی و جانبازی برای فردای ایران باشد.

