سیدمحسن حسینی، آهنگساز از پشت‌ صحنه تولید قطعه ایران‌مرد می‌گوید

روایت موسیقایی از حماسه و دلبستگی به ایران

موسیقی، زبان ماندگار روایت انسان‌هایی است که در حافظه تاریخی یک ملت جاودانه می‌شوند. قطعه «ایران‌مرد» با آهنگسازی و خوانندگی محسن حسینی، ادای احترامی هنرمندانه به مقام رهبر شهید است؛ اثری که با بهره‌گیری از مضامین حماسی و عاطفی، مفاهیمی چون ایمان، مقاومت، عزت و عشق به میهن را در قالبی موسیقایی به تصویر می‌کشد. در باره این اثر با سیدمحسن حسینی گفت‌وگو کرده‌ایم که در ادامه می‌خوانید:

ندا سیجانی
گروه فرهنگی

چه انگیزه‌ای باعث شد قطعه «ایران‌مرد» را با محوریت رهبر شهید تولید کنید؟
پس از شهادت حضرت آقا، در همان اولین روز در بنیاد فرهنگی هنری رودکی و با همراهی جمعی از دوستداران و ارادتمندان ایشان، به این جمع‌بندی رسیدیم که باید اثری در شأن این اتفاق بزرگ تولید شود. فضای آن روزها، فضای خاصی بود و همه احساس می‌کردیم هنر هم باید سهم خود را در ادای دین به این شخصیت بزرگ ایفا کند. به همین دلیل خیلی سریع تصمیم گرفتیم این ایده را عملیاتی کنیم و وارد مرحله تولید شویم. نتیجه این تصمیم، تولید قطعه «ایران‌مرد» بود؛ اثری که بر اساس شعری از میلاد عرفان‌پور شکل گرفت. یکی از مصرع‌های شاخص این شعر می‌گوید:«هیچ اسطوره‌ای چنان‌که تویی نیست، پیروز در هزار نبرد» و در ادامه نیز آمده است:«جوهر شاهنامه تا گرم است، از تو باید نوشت ایران‌مرد.» همین مضمون حماسی و هویت‌ساز شعر باعث شد از همان ابتدا به این نتیجه برسیم که بهترین نام برای این اثر «ایران‌مرد» است. این عنوان، هم با فضای شعر تناسب داشت و هم می‌توانست تصویری از شخصیت، مجاهدت‌ها و جایگاه تاریخی ایشان ارائه دهد. تلاش ما این بود که در آن شرایط، اثری خلق شود که علاوه بر ارزش هنری، بتواند بخشی از احساس ارادت و دلبستگی مردم و جامعه هنری را نیز بازتاب دهد.

در ساخت این اثر، بیشتر تلاش داشتید چه پیام یا احساسی را به مخاطبان منتقل کنید؟
از همان ابتدا تلاش کردیم فضای موسیقایی اثر کاملاً در امتداد فضای شعر شکل بگیرد. شعر میلاد عرفان‌پور ترکیبی از دو مؤلفه اصلی بود؛ از یک سو غم و اندوه ناشی از فقدان و از سوی دیگر حماسه، اقتدار و استواری. به همین دلیل در طراحی موسیقی نیز تصمیم گرفتیم این دو فضا را به صورت مجزا اما مکمل یکدیگر روایت کنیم تا مخاطب بتواند هر دو وجه را در کنار هم احساس کند.
در بخش آغازین اثر، تمرکز ما بر جنبه احساسی و عاطفی شخصیت آقای شهید بود. ایشان همواره نگاهی شاعرانه به جهان داشتند و این روحیه در سخنان، اشعار و منش شخصی‌شان نیز نمود پیدا می‌کرد. وجود ایشان سرشار از لطافت، مهر و احساس بود و در کنار مسئولیت‌های سنگین سیاسی و اجتماعی، همواره از مفاهیم عرفانی، عاشقانه و انسانی سخن می‌گفتند. همین ویژگی سبب شده بود اقشار مختلف مردم، هنرمندان و بسیاری از مسئولان، علاوه بر جایگاه رهبری، به شخصیت اخلاقی و منش پدرانه ایشان نیز علاقه‌مند باشند. ما تلاش کردیم این ساحت مهربان و عاطفی را در درآمد موسیقی با ملودی‌هایی آرام، تأمل‌برانگیز و احساسی به تصویر بکشیم تا مخاطب ابتدا با حس دلتنگی، فقدان و ارادت مواجه شود.
اما با پیشروی شعر، روایت وارد فضای دیگری می‌شود؛ فضایی که رنگ و بوی حماسه، مقاومت و ایستادگی دارد. آنجا که شاعر می‌گوید:«از علمدار کربلا گفتی، زخم خوردی ولی نیفتادی/ با اشارات دست مجروحت، قبله و قله را نشان دادی»، لحن شعر به‌طور طبیعی از سوگ به حماسه تغییر می‌کند. این بخش برای ما نقطه عطف اثر بود؛ زیرا شخصیت آقای شهید  در این ابیات، به‌عنوان نماد استقامت، مبارزه و هدایت به تصویر کشیده می‌شود. به همین دلیل در تنظیم و آهنگسازی نیز این تغییر فضا را کاملاً منعکس کردیم. ریتم، ارکستراسیون و جنس ملودی‌ها در نیمه دوم اثر به سمت فضایی باشکوه‌تر و حماسی‌تر حرکت می‌کند تا وجه قهرمانانه، مبارز و الهام‌بخش شخصیت ایشان برجسته شود. در واقع تلاش کردیم موسیقی نیز همان مسیری را طی کند که شعر طی می‌کند؛ یعنی از اندوه آغاز شود، به تأمل برسد و در نهایت به امید، اقتدار و حماسه ختم شود.
به اعتقاد من، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های «ایران‌مرد» همین تلفیق دو احساس متضاد اما مکمل است. مخاطب در طول اثر، هم داغ فقدان را حس می‌کند و هم شکوه شخصیتی را که موضوع این اثر است. این همان چیزی بود که از ابتدا به دنبال آن بودیم؛ اینکه موسیقی صرفاً روایتگر اندوه نباشد، بلکه در کنار آن، تصویری از استقامت، عزت و ماندگاری نیز ارائه دهد. فکر می‌کنم ترکیب این دو ساحت، یعنی عاطفه و حماسه، در نهایت به هویت اصلی این اثر تبدیل شد و توانست آن چیزی را که در شعر میلاد عرفان‌پور نهفته بود، در زبان موسیقی نیز بازآفرینی کند.

در ساخت این قطعه، چه مؤلفه‌هایی را برای انتقال مفهوم شخصیت، اندیشه و جایگاه ایشان در نظر گرفتید؟
در نگاه ما، جایگاه والای  رهبر شهید  همواره در دو ساحت قابل بررسی است؛ از یک سو اقتدار، استقامت و جایگاه اسطوره‌گونه ایشان و از سوی دیگر روحیه لطیف، مهربان و عارفانه‌ای که در منش و شخصیتشان جریان داشت. همین دو ویژگی، شالوده اصلی طراحی موسیقی «ایران‌مرد» را شکل داد. در شعر میلاد عرفان‌پور نیز این دو وجه به‌خوبی در کنار یکدیگر دیده می‌شود. برای مثال، تشبیه حضرت آقا به قله دماوند، صرفاً یک تشبیه جغرافیایی یا شاعرانه نیست؛ دماوند نماد استواری، شکوه، صلابت و ماندگاری است، اما در عین حال حضوری آرام، باوقار و اطمینان‌بخش نیز دارد. ما این تصویر را بسیار الهام‌بخش می‌دانستیم و تلاش کردیم همین ویژگی در موسیقی نیز بازتاب پیدا کند؛ یعنی مخاطب در کنار حس اقتدار، با روحی سرشار از آرامش، مهربانی و معنویت نیز مواجه شود. به همین دلیل در ساختار موسیقایی اثر، فراز و فرودهای احساسی کاملاً آگاهانه طراحی شده است. در بخش‌هایی، موسیقی با ارکستراسیونی باشکوه، ریتمی استوار و ملودی‌هایی حماسی، بر وجه اسطوره‌ای، رهبری و استقامت شخصیت ایشان تأکید می‌کند؛ فضایی که شکوه و عظمت این شخصیت را به مخاطب انتقال می‌دهد. اما در مقابل، بخش‌هایی از اثر به سمت فضایی آرام‌تر، شاعرانه‌تر و تأمل‌برانگیزتر حرکت می‌کند؛ جایی که موسیقی، ساحت عرفانی، معنوی و عاطفی ایشان را روایت می‌کند و مخاطب را به دنیای درونی این شخصیت نزدیک‌تر می‌سازد. در واقع ما نمی‌خواستیم موسیقی تنها تصویری یک‌بعدی از حضرت  آقای شهید  ارائه دهد. اگر صرفاً بر جنبه حماسی تأکید می‌کردیم، بخش مهمی از شخصیت ایشان نادیده گرفته می‌شد و اگر تنها بر فضای احساسی تمرکز می‌کردیم، شکوه و اقتدار تاریخی ایشان در اثر بازتاب پیدا نمی‌کرد. بنابراین تلاش کردیم این دو ساحت، در کنار یکدیگر و به شکلی متوازن در موسیقی حضور داشته باشند. این نگاه، تنها به ملودی محدود نماند؛ بلکه در رنگ‌آمیزی صوتی، سازآرایی، تنظیم ارکستر و حتی نحوه پیشرفت موسیقی نیز رعایت شد. انتخاب سازها، تغییرات دینامیکی، جنس هارمونی‌ها و حرکت تدریجی قطعه، همگی بر اساس همین ایده شکل گرفت تا موسیقی بتواند هم عظمت و صلابت را بازنمایی کند و هم لطافت، معنویت و روح شاعرانه شخصیت ایشان را. به باور من، یکی از نقاط قوت شعر میلاد عرفان‌پور نیز همین است که میان حماسه و عرفان، میان اقتدار و احساس، تعادلی طبیعی برقرار می‌کند. ما نیز در آهنگسازی و تنظیم تلاش کردیم جهان موسیقایی اثر دقیقاً در همان مسیر حرکت کند؛ به گونه‌ای که موسیقی ادامه طبیعی شعر باشد، نه صرفاً همراهی‌کننده آن. امروز مخاطب در هنگام شنیدن «ایران‌مرد»، هم احساس غرور می‌کند، هم دلتنگ می‌شود و هم به تأمل فرو می‌رود.

به نظر  شما وقتی قرار است یک شخصیت تاریخی یا سیاسی در قالب موسیقی روایت شود چه مؤلفه‌هایی باید داشته باشد  تا اثر از شعار فاصله بگیرد و به یک اثر ماندگار تبدیل شود؟
به اعتقاد من، مهم‌ترین اصل این است که اثر از چارچوب سفارش صرف خارج و به یک تجربه واقعی و صادقانه تبدیل شود. این موضوع فقط به موسیقی محدود نیست؛ در شعر، سینما، ادبیات و دیگر هنرها نیز همین قاعده وجود دارد. هر زمان هنرمند با باور قلبی و احساس واقعی خود دست به خلق اثر بزند، مخاطب این صداقت را به‌خوبی درک می‌کند. اما اگر اثر صرفاً برای انجام یک سفارش تولید شده باشد، معمولاً این حس به مخاطب منتقل می‌شود و طبیعی است که ارتباط عمیقی با آن برقرار نکند.
 به گمان من، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های «ایران‌مرد» این بود که هیچ‌یک از اعضای پروژه صرفاً به‌عنوان یک مجری در این کار حضور نداشتند؛ همه با اعتقاد، احساس مسئولیت و باور شخصی در کنار این اثر ایستادند.
فرآیند تولید این قطعه نیز شرایطی کاملاً ویژه داشت. کار از همان روزهای ابتدایی پس از شهادت حضرت آقا آغاز شد و تقریباً از روز دوم، مراحل ساخت اثر به‌صورت جدی کلید خورد. در آن مقطع، کشور در شرایطی بسیار حساس و ملتهب قرار داشت و فضای جنگ بر زندگی روزمره مردم سایه انداخته بود. حتی در اطراف محل استودیو نیز شرایط عادی نبود و نگرانی‌های ناشی از حملات و بمباران‌های آن روزها وجود داشت. با این حال، هیچ‌یک از اعضای گروه از ادامه کار منصرف نشدند. نوازندگان، اعضای گروه کر، صدابردار، تنظیم‌کننده، عوامل فنی و همه کسانی که در تولید این اثر نقش داشتند، با تمام توان در استودیو حاضر شدند و با وجود همه دشواری‌ها، تلاش کردند بهترین اجرای ممکن ثبت شود. به اعتقاد من، همین باور مشترک در نهایت به یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های اثر تبدیل شد. شاید اگر همان موسیقی و همان شعر در شرایطی عادی و صرفاً در قالب یک سفارش تولید می‌شد، نتیجه از نظر فنی تفاوت چندانی نداشت، اما قطعاً آن بار احساسی و صداقتی که امروز در اثر احساس می‌شود، شکل نمی‌گرفت. مخاطب این حس را حتی اگر نتواند آن را به زبان بیاورد، هنگام شنیدن موسیقی درک می‌کند. هدف ما نیز تنها تولید یک قطعه موسیقایی نبود؛ می‌خواستیم اثری خلق شود که در آن روزهای دشوار، هم مرهمی بر اندوه مردم باشد، هم یادآور ایستادگی و هم حامل امید. باور داشتیم موسیقی در چنین بزنگاه‌هایی صرفاً یک هنر نیست، بلکه می‌تواند نقشی اجتماعی و فرهنگی ایفا کند؛ می‌تواند همدلی ایجاد کند، روحیه ببخشد و حافظه تاریخی یک ملت را ثبت کند. احساس می‌کنم همین صداقت و همدلی، «ایران‌مرد» را به اثری تبدیل کرده است که فراتر از یک سفارش هنری، بخشی از حافظه فرهنگی آن روزهای تاریخی به شمار می‌آید.

اگر بخواهید تنها با یک جمله پیام اصلی «ایران‌مرد»  را توصیف کنید چه می گویید؟
«ایران‌مرد» بیش از هر چیز یادآور این حقیقت است که هر نسلی در مقطعی از تاریخ، با مسئولیت‌ها و انتخاب‌های خود روبه‌رو می‌شود. هنر نیز در چنین بزنگاه‌هایی می‌تواند بازتاب‌دهنده احساسات، خاطرات و دغدغه‌های یک جامعه باشد. در این اثر، مفهوم وطن جایگاهی محوری دارد. ایران برای ما تنها یک جغرافیا نیست؛ مجموعه‌ای از تاریخ، فرهنگ، هویت، زبان و خاطرات مشترکی است که نسل‌های مختلف را به یکدیگر پیوند می‌دهد. همین نگاه سبب شد در شکل‌گیری این قطعه، مفهوم ایران و تعلق خاطر به سرزمین، یکی از مهم‌ترین محورهای روایت باشد. در متن شعر و فضای موسیقی، شخصیت حضرت آقای شهید  به‌عنوان شخصیتی اثرگذار در تاریخ معاصر ایران مورد توجه قرار گرفته و تلاش شده است تصویری از نگاه، منش و جایگاه ایشان در این چارچوب هنری ارائه شود. آنچه برای ما اهمیت داشت، بیان احساسی بود که در روزهای تولید اثر میان اعضای گروه وجود داشت؛ احساسی که در نهایت در موسیقی و شعر نیز بازتاب پیدا کرد. ما باور داریم عشق به وطن، فارغ از هر نگاه دیگری، یکی از ارزشمندترین سرمایه‌های هر ملت است. ایران برای همه ما سرزمینی است که با آن زندگی کرده‌ایم، از آن آموخته‌ایم و نسبت به آینده‌اش احساس مسئولیت داریم. اگر «ایران‌مرد» توانسته باشد بخشی از این احساس تعلق، همدلی و دلبستگی را به مخاطب منتقل کند، به هدف خود نزدیک شده است. آنچه آقای شهید ما را متمایز می‌کند، عشق صادقانه و دلبستگی عمیقشان به ایران و وطن است. حتی در روزهای سخت جنگ دوازده‌ روزه، با شجاعت از مردم، هنرمندان و همه آنان که دل در گرو ایران داشتند، خواستند برای ایران بخوانند و از وطن بگویند. بی‌تردید می‌توان آقای شهید ما  را نمادی از ایران‌دوستی، وطن‌پرستی، مردم‌دوستی و عشق به سرزمین مادری دانست. «ایران‌مرد» نیز روایتگر همین عشق پاک و ناب است؛ عشقی که از قلب جوانانی آزاده برمی‌خیزد و برای ایران می‌تپد. شاید روزی این احساس صادقانه در تاریخ ثبت شود و ما نیز توانسته باشیم گوشه‌ای از دلدادگی، غیرت و عشق آقای شهید ما  به ایران را به تصویر بکشیم.

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • گزارش
  • گفت و گو
  • کتاب
  • ایران زمین
  • فرهنگی
  • قاب
  • ورزشی
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و شصت و شش
 - شماره نه هزار و شصت و شش - ۱۶ تیر ۱۴۰۵