صابر شیخ رضایی، طراح دیوارنگاره جدید میدان راهآهن در گفتوگو با «ایران»:
دوست داشتم وقار و آرامش رهبر شهید را نشان دهم
تهران همزمان با آیینهای وداع با رهبر شهید، نمادِ جدیدی را به خود دید. دیوارنگاره میدان راهآهن، با طراحی صابر شیخرضایی و به همت حوزه هنری، چهره رهبر شهید را بر دیوار یکی از شلوغترین میادین پایتخت ثبت کرد. این اثر که با شعارهای «آقای شهید ایران» و «باید برخاست» شناخته میشود. درباره این اثر با صابر شیخرضایی، گفتوگویی کردهایم که میخوانید:
گروه فرهنگی
هدف شما از انتخاب ترکیب تصویر چهره با شعار «باید برخاست» و عبارت «آقای شهیدِ ایران» چه بود؟
هدف عمده طراحی این اثر، آراستن فضای شهری به سوگ و تعزیت امام شهید و مراسم بدرقه ملی و بین المللی ایشان بود که با توجه به شعار و اقلام گرافیکی مراسم ایشان، یعنی نشان و نوشتار «باید برخاست»، درنظر داشتم فضای طرح به سمت غم و اندوه مطلق نرود و تصویری از ایشان مبنای تصویرسازی قرار بگیرد که برای مخاطبان القای حماسه و شکوه هماره زنده پرواز ایشان و امید به ادامه راه انقلاب و کشور و مسیر تمدنی شیعه و امت اسلامی را تداعی کند.
چگونه توانستید میان «وقار و حزنِ» مربوط به مراسم وداع و «روحیه حماسی و ایستادگی» (که در شعار اثر هست) تعادل برقرار کنید؟
انتخاب تصویری از رهبر شهید که ذاتاً حس حماسی و مقتدر همراه با لطافت و نشاط درونی داشته باشد مبنای تصویرسازی اثر قرار گرفت، طرح بر پایه تصاویر کاشت نهال در هفته درختکاری در نیمه اسفند ۱۳۹۱ توسط رهبر شهید، طراحی شد.گاهی حالت های عکاسی شده چهره ها، محصول انتخاب و لحظه سنجی عکاسان است و گاهی مانند این عکس، محصول حالت دلخواه چهره سوژه عکس است که اینجا رهبر شهید با این لبخند و وقار و آرامش در قاب تصویر ثبت شدند و دوست داشتم این نشاط و سرسبزی بهارانه را در چهره ایشان برای یادسپاری در ذهن مردم شریف مان ترسیم کنم.تصویرسازی نیز با پالت رنگی مرتبط با حال سوگ و این امیدبخشی طراحی شد.
بزرگترین چالش شما در طراحی این اثر با این ابعاد چه بود؟
برای تابلوهای شهری توجه به منظر و دیدار مناسب طرح از فواصل مورد نظر و توجه به جزئیات اجرایی و خوانش مناسب عبارات از مسائلی است که باید به آن توجه داشت که در این طرح تأکید داشتم تک عنصری و با تناسبات گیراتری ارائه شود.ضمن اینکه محتوای شعر مذکور، پیام احساسی و اعتقادی بسیار وسیع تری دارد که جای طرح تصویری جوانب آن در تابلوهای شهری (به نسبت گستره مخاطبان) نیست،که اینجا به چند نماد محدود مانند دایره سرخ رنگ پشت سر رهبر بسنده شد، بنابراین توجه به حدی از اعتدال تصویری در نمایش محتوا و جلب احساسات ضروری است.
به نظر شما، یک اثر هنری شهری در چنین لحظات حساس و تاریخی از کشور، چه نقشی در ثبت حافظه جمعی و همراهی با احساسات مردم ایفا میکند؟
هنر شهری قطعاً در جهت دهی افکار و احساسات مؤثر است، که مجال پرداختن به زوایای گوناگون اجتماعی و سیاسی و ... آن در این گفت وگو نیست، ولی اشاره به این نکته ضروریست که این روزها بی شک از تاریخی ترین روزهای ایران عزیز ماست و مردم ما اطاعت و همراهی تاریخی با آرمان های اسلام داشتند و بیش از صد شب حضور در خیابان ها نوعی ارادت عملی به راه راستین سیدعلی خامنه ای بود.ضمن اینکه باید توجه داشت شبکه های اجتماعی و پیامرسان ها، فرصت بازنشر و معرفی را برای مخاطبانی که به شکل حضوری و امکان جغرافیایی مخاطب اثر نیستند نیز فراهم می کنند.
اگر فرصت بازطراحی داشتید، چیزی را تغییر میدادید؟این دیوارنگاره را بیشتر یک اثر هنری میدانید یا یک بیانیه بصری؟
البته فرصت طراحی این اثر کمتر از یک روز بود و با ضیق و اضطرار زمانی خاصی همراه بود و شاید اگر زمان وسیع تری در نظر گرفته میشد حال و هوای طرح و ایده پردازی و اجرای آن متفاوت می شد.
رنگهای محدود، افق وسیع تصویر و حضور نمادین گل و مرغ ایرانی و همسویی پرواز پروانه ها به سمت امام شهید، این طرح را به سمت اثر هنری با حال و هوای شاعرانه برده تا بیانیه تصویری یا طرح و نمایش شعارها در قالب بیانیه بصری.هر چند که طرح موضوع «مصائب و شهادت فرزندان و علی مرتضی» چنانچه در عبارات شعر آمده، شاید بیانیه بصری خط سرخ شهادت و غلبه خون بر شمشیر نیز باشد.

