خوانش الهیاتی حمیدرضا شریعتمداری از حضور ایران در جام جهانی فوتبال
خدا، تقدیر و یک صعود ناتمام
حمیدرضا شریعتمداری
دانشیار گروه شیعهشناسی دانشگاه ادیان و مذاهب
جام جهانی فوتبال ۲۰۲۶ برای ایران و تیم ملی سختکوش آن بهشکلی تلخ و تراژیک و از نگاهی دیگر، بهشکلی غریب و تأملبرانگیز تمام شد. فوتبال همواره داستانها، فراز و نشیب ، هیجانات و اندوه و شادیهای خودش را داشته است. در هر مسابقه و تورنمنتی، یک طرف برنده و طرف دیگر بازنده میشود. طرفداران یک تیم که گاه در تراز یک ملت ظاهر میشوند، خوشحال و طرفداران تیم مقابل اندوهگین. تا اینجای ماجرا عادی مینماید. اما بازیهای این دوره همزمان شد با جنگ رمضان و تقابل تاریخی ایران و آمریکا که اتفاقاً یکی از میزبانهای جام ۲۰۲۶ بود. تقابل این دو جبهه بهرغم آتشبس و تفاهم تا شروع جام امتداد یافت و پسلرزههایش در مراحل مختلف و از جنبههای گوناگون، از جمله، تجهیز و آمادهسازی، بازیهای تدارکاتی و شرایط میزبانی، دامان تیم ملی را گرفت. فشار سهمگین روانی از سوی مخالفان و منتقدان در داخل و خارج، به ویژه در آمریکا که میزبان بسیاری از آن بازیهاست، شرایط را برای بازیکنان تیم ملی دشوارتر کرد.
این تنگناها اما از قضا، نهتنها عزم بازیکنان و کادر فنی و اجرایی تیم فوتبال را سست نکرد که آنها را همچون ملت مبعوثشده ایران، به جنگیدن تمامعیار به عشق ملت ایران سوق داد و بهویژه، در دو بازی آخرشان، هم از لحاظ فنی و تکنیکی، هم از لحاظ تاکتیکی و انسجام تیمی بهخوبی درخشیدند و حتی در اولین بازی خودشان که برایشان حکم بازی تدارکاتی داشت، بازگشتهای قابل تحسینی داشتند. تیم ملی ایران در این سه بازی شکست نخورد و در میان تیمهای حذفشده، تنها تیم بدون باخت بود و در هر سه بازی، حتی شانس پیروزی هم داشت که آفساید و بهواقع، VAR بلای جان تیم کشورمان شد. بدینسان، این تیم نتوانست امتیاز لازم را برای صعود کسب کند و صعودش به اما و اگر کشید و در گروِ بازیها یا نقشآفرینی دیگر تیمها به نفع ایران یا به نفع خودشان و ایران واقع شد، اتفاقی که بهشکلی عجیب نیفتاد.
درمجموع، این بازیها ترکیبی از مظلومیت و اقتدار را برای تیم ایران رقم زد، اما بدون دستاوردی چون صعود به مرحله بعد و همراه با اتفاقاتی که اگر برخی بدبینیها را کنار بگذاریم، شاید طبیعی و حداکثر نوعی بدشانسی تلقی شوند، اما جمع طبیعی یا جبری این اتفاقات حتی بدون لحاظ مظلومیت مضاعف و صلابت چشمگیر، ذهنیتی را در گوشه وکنار بهوجود آورد که در اولین واکنش سرمربی تیم ملی، امیرقلعهنوعی، اینگونه بازتاب یافت: «گویا خدا هم با ما سرِ ناسازگاری دارد»! البته این سرمربی فهیم در ادامه، موضع الهیاتیاش را اینگونه اصلاح کرد: «شاید خدا دارد ما را آزمایش میکند!» بدینگونه، فوتبال، آن هم در سطح ملی و در تراز جام جهانی با الهیات پیوند خورد یا پیوندی آشکار همراه با پژواک و تأثیری تودهای پیدا کرد!
اگر از زاویه دیدِ خودمان نگاه کنیم و زحمات، توقعات و توسلهای معنوی دیگران، بویژه اطرافِ ذینفع را درنظر نگیریم، این انتظار طبیعی مینماید که خدای حکیم و رئوف به پاس ظلم و تبعیضی که درحق تیم ملی ایران روا دانسته شد و در مقابل وفاداری و فداکاری بازیکنان و کادر تیم و بازی خوبی که انجام دادند، دستکم، یکی از این دو اتفاقِ منتهی به صعود ایران، رقم میخورد؛ یا یکی از فرصتهای گل و برتری ایران به نتیجه میرسید و میلیمتری، قربانی فناوری VAR نمیشد یا بازیهای باقیمانده، لااقل، یکی از آنها بهگونهای رقم میخورد که بهسودِ ایران برای صعود تمام میشد. حال که چنین نشد، این پرسش پیش میآید که چرا خدا مداخلهای بهسود این ملت نکرد؟ نکند برعکس، مداخله الهی در جهت سد و سلب منافع ایران بوده است؟! و اینگونه مجالی پیدا شد تا الهیدانان مداخله الهیاتی کنند و موضع درست الهیاتی را تبیین کنند. صاحب این قلم با بضاعت کم، در این خصوص چند نکته را بیان میکند و تفصیل را به فرصتی دیگر و پژوهشهای تخصصیتر موکول میکند:
۱. بیتردید، از نگاه ایمانی مستظهر به برهان، خدای متعال در عالَم، مداخله مستمری دارد و همواره «فی شأن» است. مداخله باریتعالی، هم در چارچوب قواعد مقرر و برساخته طبیعی و الهی است، هم بهصورت مستقیم و در لحظه که بسا از نگاهِ ما استثنایی و برخلاف قواعد مقرره باشد، اما آنها نیز حتماً در چارچوب نظامات الهی هستند، لیکن وجود نظم و نظامات الهی به این معنا نیست که در دستگاه الهی، همه چیز به آن نظامات ارجاع میشود و خدای متعال به شخصه، مواجهه شخصی با پدیدهها و انسانها ندارد. بنابراین، تدبیر الهی همیشه برقرار است و هیچ اتفاقی از قلمرو مداخله الهی خارج نیست.
۲. اما گاهی مداخله الهی حالت خاص و ویــــژه پیــدا میکند که از آنها به «معجزه» یا «کرامت» یا «امداد غیبی» تعبیر میکنیم. این دخالتها همانطور که از اوصافی مثل «خاص» برمیآید، استثنایی هستند و حتماً، هم شروط خاصی را میطلبند، هم دلالتهای خاصی دارند که انسان و جامعه در شرایط خاصی نیازمند آن دلالتها هستند. درک آن شرایط و اقتضائات و تشخیص وجه خاص مداخله الهی و فهم و تطبیق آن بهعنوان امداد غیبی و تفسیر و تأویل آنها بهسود این و آن، شأن انسانهای معمولی که نه از راسخان در علم هستند و نه متکی به اِخبارهای وحیانی، نیست.
اگر تأویل را در آیه هفتم سوره آلعمران، بهمعنای ارجاع به حقیقت یک آیه و بیان مصداق و مَآل عینی یک خبر یا خواب یا حکم (۳ نوع محتوای ۱۷بار کاربرد تأویل در قرآن) بدانیم، در اینصورت باید اذعان کرد که این تأویل و تطبیق درانحصار خدای متعال است (ومایعلم تأویله إلّا الله) و راسخان در علم که مصداق کامل آنها پیامبر و امامان معصوم هستند، در این موارد، سرِ تسلیم در برابر خدا فرود میآورند و همانها بنا به تفسیر مأثور آیات و نیز روایات معتبر، بهصورت اکتسابی این علم را از خدای متعال دریافت و به دیگران منتقل میکنند.
۳. در مداخلههای خاص الهی یا رویدادهای ویژه که برخلاف روند معمول و متعارف هستند، گرچه اراده قاهره و مطلقه الهی، تعیینکننده است، حتماً کنشهای انسانی هم اثرگذار هستند، یعنی اراده الهی به این امر تعلق گرفته که کنش انسانی علاوه بر مکافاتی که در دنیای دیگر درپی دارد، در این دنیا نیز میتواند رحمت یا نقمت الهی را برانگیزد و بسا موجب عنایات ویژه بشود. از این قبیل است دعا، صدقه، صلهرحم و مانند آنها که میتوانند حتی قضا مبرَم و تقدیرات محکم الهی را نیز تغییر بدهند.
۴. واضح است که تقدیر و تدبیر الهی لزوماً مطابق با میل این و آن یا حتی صلاحیت و اراده صاحبان حق و واجدان فضیلت نیست و اساساً اتفاق مثبت یا منفی که برای هر فرد یا ملتی میافتد و حتماً ناشی از اراده و دخالت الهی است، لزوماً نه در راستای خواست و میل این و آن است، نه بر برگزیدهبودن یا مطرودبودن کس یا کسانی دلالت میکند. خدای بزرگ ازطرفی، گاهی خواست خالصانه و مصرّانه کسانی را آنچنان که آنها میخواهند تأمین نمیکند، گرچه حتماً آنها را اجابت خواهد کرد، اما آنگونه که خودش میپسندد و بسا پاداش آن را در آخرت یا در دنیا به شکلی دیگر بدهد و ازطرف دیگر، گاهی خدا بهظاهر، نعمت میدهد، اما این نعمت ظاهری نقمت است و از باب املاء، اِمهال و استدراج است و مایه غفلت فرد یا ملت و غرقشدن آنها در ضلالت و خسارت میشود و گاهی کس یا کسانی را به مصیبتی دچار میسازد که بهواقع، مایه تنبّه، تحرک و رحمت آنها میشود.
۵. در فلسفه و کلام، در سنتهای مختلف فکری و دینی، در مواجهه با شرور و با هدف توجیه عدل الهی، شمار زیادی نظریه شکل گرفته که از آنها به «تئودیسه» تعبیر میشود. در این نظریههای عدل الهی، کوشش میشود وجود شرور طبیعی و انسانی بهگونهای تبیین شوند که با عدل، حکمت و خیرخواهی خدا ناسازگاری نداشته باشند. ازجمله، تلاش میشود برای ناملایمات، حکمتهایی فرض شود که میتوانند خاستگاه آن امور ناخوشایند باشد. تعیین حکمت و مصلحت نهفته در یک مرهمت یا مصیبت از توان و آگاهی ما بیرون است، اما مجال برای گمانهزنی و طبعاً ایجاد امید و خوشبینی (که طبعاً نباید مفرط، در حدّ مَرَح و مایه غفلت باشد)، مفتوح است.
اگر به فوتبال و داستان اخیر ایران و جام جهانی برگردیم، میتوانیم حدس بزنیم که:
الف) شاید برخلاف تلقی ما، ایران بهرغم تلاش زیاد و صادقانهاش، آن شایستگی کافی برای صعود را نداشته یا دیگران از او شایستهتر بودهاند.
ب) اگر روی ایمان مردم ایران یا دعا و تضرع آنها تأکید بشود، بسا گفته شود که دیگران نیز به همین ابزارها مجهز و به این دعا و تضرع، متمسک بودهاند و به هر دلیلی که ما نمیدانیم، کرنش و نیایش آنها مقبولِ درگاه حق افتاده است.
ج) میتوانیم امید داشته باشیم که ما، هم شایسته صعود بودهایم، هم دعاهایمان مقبول درگاه حق افتاده، اما اجابت این دعا آنگونه که ما میخواهیم رقم نخورده و بهگونههای دیگر، خدا جبران کرده، به ملت ایران و تیم ملی فوتبال خیر خواهد رساند و اینکه مشخصاً همان مطلوب ما، یعنی صعود اتفاق نیفتاده، بسا ناشی از حکمتهایی باشد که برای ما معلوم نیست، گرچه میتوانیم حدسهایی بزنیم، ازجمله، این حدس که شاید تقدیر الهی این بوده که ما بیش از همه، به شایستگیهای خودمان متکی بشویم و آنگاه که بازی با نیوزلند را که پایینترین رتبه را در رنکینگ جهانی در میان تیمهای شرکتکننده داشته، نبُردیم، به نفع ما نبوده که صعودمان رهین منّت دیگر تیمهایی باشد که منافع یا شرائط خودشان را نادیده بگیرند و برای ما و بهسود ما بازی کنند.
بهعبارت دیگر، ملت ایران باید این پیام را دریابد و بنیوشد که موفقیت خودش را چه در فوتبال ملی، چه در دیگر عرصهها فقط و فقط به توانایی و کارآیی خودش متکی گره بزند و هرگز امیدش به «امّا و اگر» و «شاید و بسا»، و نگاهش معطوف به یاری و فداکاری دیگران نباشد که به قول اقبال لاهوری:
در جهان بالوپرِ خویش گشودن آموز
که پریدن نتوان با پروبال دیگران!
و این درسی است بزرگ که آموختن و بهکاربستن آن میتواند ملتی را از حضیض به اوج برساند و از گردنههای بزرگ به سلامت بگذراند.

