منابع مالی طرحهای بزرگ از کجا تأمین میشود؟
چهار مسیر پولسازی برای پروژههای نفتی
زوزان نقشبندی
گروه اقتصادی
در شرایطی که توسعه میادین نفت و گاز به سرمایهگذاریهای سنگین و بلندمدت نیاز دارد، اتکای صرف به بودجه دولت و منابع صندوق توسعه ملی دیگر نمیتواند پاسخگوی همه نیازهای صنعت نفت باشد. تحریمها، محدودیت جذب سرمایه خارجی، افزایش هزینه اجرای پروژهها و فشار بر منابع عمومی، تأمین مالی طرحهای بزرگ نفتی را به یکی از مهمترین چالشهای اقتصاد ایران تبدیل کرده است. با این حال کارشناسان میگویند راه عبور از این تنگنا، استفاده همزمان از چند ابزار است؛ از بازنگری در مدل قراردادهای نفتی و فاینانس خارجی گرفته تا انتشار اوراق نفتی، جذب سرمایههای مردمی و هدایت منابع ارزی آزادشده به پروژههای مولد.
در چنین فضایی این سؤال مطرح میشود که منابع مورد نیاز توسعه میادین نفت و گاز از چه مسیری باید تأمین شود؟ آیا صندوق توسعه ملی همچنان میتواند ستون اصلی تأمین مالی پروژههای بزرگ باقی بماند یا زمان حرکت به سمت مدلهای جدید و متنوع جذب سرمایه رسیده است؟
در کنار این محدودیتها، ظرفیتهای داخلی اقتصاد نیز تصویر متفاوتی را نشان میدهد. برآوردها نشان میدهد بخش قابل توجهی از داراییهای ارزی، طلا و نقدینگی در اختیار مردم، خارج از چرخه سرمایهگذاری مولد قرار دارد؛ منابعی که در صورت طراحی ابزارهای مطمئن و سودآور، میتواند به سمت طرحهای زیرساختی و پروژههای نفت و گاز هدایت شود.
از سوی دیگر برخی از کارشناسان انرژی معتقدند در صورت تداوم روند مذاکرات میان ایران و آمریکا و فراهم شدن زمینه برای آزادسازی بخشی از منابع ارزی بلوکهشده کشور، این امکان وجود دارد که این منابع به جای ورود به هزینههای جاری و مصرف روزمره، به سمت پروژههای مولد و بویژه طرحهای بزرگ نفت و گاز هدایت شوند.
در همین چارچوب، حمید حسینی، سخنگوی اتحادیه صادرکنندگان فرآوردههای نفت، گاز و پتروشیمی در گفتوگو با «ایران» معتقد است برای حل چالش تأمین مالی در صنعت نفت و گاز نمیتوان تنها به منابع دولتی یا صندوق توسعه ملی تکیه کرد و باید مجموعهای از ابزارهای مالی بهصورت همزمان وارد عمل شوند.
بازنگری در قراردادهای نفتی
راهی برای جذب سرمایه جدید
به گفته حسینی، اولین راهکار، بازنگری در مدلهای قراردادی صنعت نفت است. او معتقد است قراردادهای مشارکت در تولید (PSA) که در بسیاری از کشورهای نفتخیز جهان از جمله عراق، آذربایجان، اندونزی، مالزی و تعدادی از کشورهای آفریقایی مورد استفاده قرار میگیرد، میتواند به جذب سرمایه برای توسعه میادین کمک کند.
وی میگوید: «در بسیاری از کشورهای دنیا قراردادهای PSA پذیرفته شده است. سرمایهگذار وقتی در یک میدان شریک میشود، میتواند سهم خود را بهعنوان دارایی در ترازنامه ثبت کند و براساس آن از بانکها، بازارهای مالی و بورسهای بینالمللی منابع مالی جذب کند. به اعتقاد او، یکی از مزیتهای این مدل آن است که شرکت سرمایهگذار برای تأمین منابع مالی صرفاً متکی به سرمایه اولیه خود نیست و میتواند با اتکا به قرارداد، از ظرفیت شبکه بانکی و بازارهای مالی بینالمللی استفاده کند. حسینی معتقد است حتی در شرایط تحریم نیز طراحی قراردادهای جذاب مشارکت در تولید میتواند انگیزه سرمایهگذاران را برای حضور در پروژههای توسعهای افزایش دهد.
بسیاری از کارشناسان نیز براین باورند که قراردادهای مشارکت در تولید در بسیاری از کشورها نقش مهمی در توسعه میادین نفتی ایفا کردهاند، با این حال، استفاده از این مدل در ایران بدون تعیین دقیق حدود مالکیت، سهمبری، دوره قرارداد، نحوه بازپرداخت و چارچوبهای صیانت از منافع ملی، امکانپذیر نخواهد بود.
فاینانس؛ مسأله اصلی صنعت نفت
پیمانکار نیست
دومین راهکاری که حسینی بر آن تأکید میکند، استفاده از فاینانس خارجی است. او معتقد است صنعت نفت ایران از نظر توان مهندسی، اجرایی و پیمانکاری با کمبود جدی مواجه نیست و مشکل اصلی به تأمین منابع مالی بازمیگردد.وی میگوید: «ما خیلی نیازی به پیمانکار و کارفرمای خارجی نداریم، مشکل اصلی تأمین مالی است. اگر بتوانیم از چین، روسیه یا هر کشور دیگری که امکان همکاری اقتصادی با ایران را دارد فاینانس دریافت کنیم، این موضوع میتواند در توسعه پروژههای نفت و گاز بسیار مؤثر باشد.استفاده از خطوط اعتباری خارجی در دهههای گذشته یکی از ابزارهای مهم تأمین مالی پروژههای نفت، گاز و پتروشیمی بوده است. در این مدل، بانکها یا مؤسسات مالی خارجی منابع مورد نیاز اجرای پروژه را تأمین میکنند و بازپرداخت آن در دورههای زمانی مشخص انجام میشود.» در شرایط فعلی، کشورهایی مانند چین و روسیه در صورت شکلگیری توافقات مالی، ارائه تضمینهای لازم و تعریف مدل بازپرداخت قابل قبول، میتوانند بخشی از نیاز مالی پروژههای بزرگ را پوشش دهند.
چگونه سرمایههای خرد میتواند
به توسعه صنعت نفت کمک کند؟
سومین پیشنهاد حسینی استفاده از ظرفیت سرمایههای مردم است. او معتقد است حجم قابل توجهی ارز و نقدینگی در اختیار مردم قرار دارد که در حال حاضر نقشی در توسعه اقتصادی ایفا نمیکند.
به اعتقاد حسینی، در صورت طراحی ابزارهای قابلاعتماد، بخشی از منابع ارزی و ریالی مردم که اکنون خارج از چرخه تولید نگهداری میشود، میتواند از مسیرهایی مانند صندوق پروژه، اوراق ارزی یا اوراق نفتی به تأمین مالی طرحهای توسعهای صنعت نفت کمک کند. به گفته او، حتی میتوان برای این منابع ارزی بازدهی سالانه در نظر گرفت و در صورت مطالبه سرمایهگذار، اصل ارز را نیز بازگرداند. حسینی همچنین معتقد است امکان جذب منابع ریالی مردم و تبدیل آن به منابع ارزی برای سرمایهگذاری در پروژههای توسعهای نیز وجود دارد. تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد صندوقهای پروژه، اوراق مشارکت و ابزارهای مشابه میتوانند منابع خرد و کلان مردم را به سمت طرحهای زیرساختی هدایت کنند.
اوراق نفتی و بورس انرژی
تأمین مالی از محل تولید آینده
چهارمین راهکار مورد نظر حسینی، استفاده از اوراق نفتی و پیشفروش نفت از طریق بورس انرژی است؛ ابزاری که طی سالهای گذشته نیز در مقاطع مختلف مطرح شده بود. او میگوید: «قبلاً موضوع اوراق نفتی و پیشفروش نفت مطرح شد، اما با مخالفتهایی روبهرو شد. در حالیکه از طریق بورس انرژی میتوان از این ابزار برای تأمین مالی استفاده کرد.» به گفته وی، در این مدل سرمایهگذار میتواند نفت را برای یک سال یا چند سال آینده پیشخرید کند و منابع مالی مورد نیاز پروژه را در اختیار صنعت نفت قرار دهد. در زمان سررسید نیز خریدار این امکان را دارد که نفت را تحویل بگیرد یا اوراق خود را در بازار به فروش برساند. این ابزار در بسیاری از کشورهای تولیدکننده انرژی برای تأمین نقدینگی مورد نیاز پروژهها مورد استفاده قرار میگیرد و از نگاه برخی کارشناسان میتواند وابستگی صنعت نفت به بودجه عمومی و منابع محدود دولتی را کاهش دهد.
منابع آزادشده ارزی میتواند
به کمک پروژههای نفت و گاز بیاید
در گفتوگویی دیگر با «ایران» محسن قمصری، کارشناس انرژی معتقد است در صورت پیشرفت مذاکرات و فراهم شدن شرایط مناسب، امکان جذب سرمایه خارجی وجود خواهد داشت. با این حال، او احتمال آزادسازی منابع بلوکهشده ایران را یکی از مهمترین و در دسترسترین فرصتهای تأمین مالی میداند و تأکید میکند این منابع باید به جای هزینه شدن در مصارف جاری، به توسعه زیرساختها و پروژههای نفت و گاز اختصاص یابد.
او تأکید میکند که در شرایط کنونی اتکا به سرمایههای داخلی و بهرهگیری از آزاد شدن منابع بلوکهشده، واقعبینانهترین مسیر برای تأمین مالی طرحهای توسعهای صنعت نفت و گاز کشور است.
سرمایهگذار خارجی به دنبال امنیت سرمایه
این کارشناس نفت در تشریح الزامات جذب سرمایه خارجی نیز تأکید میکند که مهمترین مطالبه سرمایهگذاران خارجی، اطمینان از امنیت سرمایهگذاری و امکان بازگشت اصل سرمایه و سود حاصل از آن است. وی معتقد است فراهم کردن چنین اطمینانی نیازمند ایجاد بسترهای حقوقی، اقتصادی و سیاسی مناسب است و تحقق آن در شرایط فعلی چندان ساده به نظر نمیرسد. قمصری میگوید: «سرمایهگذار خارجی پیش از هر چیز به دنبال اطمینان از حفظ سرمایه و امکان بازیافت سرمایه خود است و فراهم کردن این اطمینانها نیازمند شرایط و سازوکارهای مشخصی است. به همین دلیل او در شرایط فعلی تمرکز بر منابع داخلی و همچنین استفاده از منابع ارزی -که اگر آزاد شوند- را واقعبینانهتر از اتکا به ورود گسترده سرمایه خارجی میداند.
نیاز به سبد ابزارهای مالی داریم
تأمین مالی پروژههای نفت و گاز دیگر با اتکا به یک منبع واحد امکانپذیر نیست. نه بودجه دولت ظرفیت لازم را دارد، نه صندوق توسعه ملی میتواند بهتنهایی بار پروژههای بزرگ را به دوش بکشد و نه ورود گسترده سرمایه خارجی در کوتاهمدت قطعی است. ازاین رو، صنعت نفت بیش از هر زمان دیگری به سبدی متنوع از ابزارهای مالی نیاز دارد؛ سبدی که در آن قراردادهای جذاب، فاینانس خارجی، اوراق نفتی، صندوقهای پروژه، منابع مردمی و منابع ارزی آزادشده در کنار هم قرار گیرند. شرط موفقیت این مسیر نیز ایجاد اعتماد، شفافیت، تضمین بازگشت سرمایه و هدایت منابع به پروژههای مولد است.

