در حافظه موقت ذخیره شد...
دعوتی پرهزینه، حضوری بیثمر
سفر توریستی بازیکن دورگه به جام جهانی
درگاهی در حالی مسافر جام جهانی شد که نشانهای از اعتماد واقعی کادر فنی به او دیده نمیشد. نه در لحظات گرهخورده بازی و نه حتی در دقایقی که تیم نیاز مبرم به گل داشت، او هرگز از روی نیمکت بلند نشد. این در شرایطی بود که امیر قلعهنویی ترجیح داد از شهریار مغانلو و علی علیپور استفاده کند؛ تصمیمی که عملاً جایگاه دنیس درگاهی را به گزینه سوم یا حتی چهارم خط حمله تنزل داد.
این انتخاب وقتی بیشتر زیر ذرهبین میرود که به فهرست بازماندگان نگاه کنیم؛ جایی که نامهایی مثل اللهیار صیادمنش، محمدجواد حسیننژاد، سعید سحرخیزان و حتی استعدادهای جوانتری مثل کسری طاهری و پوریا شهرآبادی دیده میشود. بازیکنانی که هم از نظر آماری فصل قابل دفاعتری داشتند و هم میتوانستند با حضور در چنین تورنمنتی، سرمایهای برای آینده فوتبال ایران باشند.
نگاهی به عملکرد باشگاهی درگاهی نیز این تردید را پررنگتر میکند؛ ۷ گل در ۳۷ بازی برای استاندارد لیژ، بدون حتی یک پاس گل. آماری که نهتنها چشمگیر نیست، بلکه در مقایسه با صیادمنش یا حتی برخی گزینههای داخلی، در سطح پایینتری قرار میگیرد. مسأله فقط یک انتخاب نیست؛ بلکه بحث بر سر فلسفه دعوت است. وقتی برای جذب یک بازیکن زمان و انرژی زیادی صرف میشود، انتظار میرود خروجی فنی مشخصی هم داشته باشد. اما در مورد دنیس، این معادله هرگز برقرار نشد؛ نه تجربهای به تیم اضافه شد و نه آیندهای ساخته.
حالا پرسش اصلی همچنان برای افکار عمومی و علاقهمندان به فوتبال پابرجاست؛ اگر قرار نبود دنیس درگاهی در جام جهانی بازی کند، چرا این فرصت از نسل جوانتر گرفته شد؟ نسلی که میتوانست در فضای جام جهانی، آبدیده شود و سرمایهای واقعی برای سالهای بعد فوتبال ایران باشد.

