در حافظه موقت ذخیره شد...
«ایران» ضرورت تغییر نسل در تیم ملی فوتبال کشورمان را بررسی میکند
فصل وداع با ستارههای خاموش
آنچه امروز بیش از هر نکتهای در تحلیل وضعیت تیم ملی به چشم میآید، نبود یک نگاه راهبردی، پایدار و مهمتر از آن، فقدان اعتماد واقعی به نسل جوان است. جوانگرایی زمانی معنا پیدا میکند که نه در حد شعار، بلکه در عمل به یک اصل تبدیل شود. پروژهای که پس از جام ملتهای آسیا ۲۰۲۳ وعده آغاز آن داده شد، در اجرا با تردید و محافظهکاری همراه بود و نتوانست جایگاه خود را در ساختار فنی تیم ملی تثبیت کند. ترکیب تیم در جام جهانی نشان داد که همچنان تکیه اصلی بر بازیکنان باتجربه است و فرصت چندانی برای آزمودن نسل جدید فراهم نشده است.
برای کلید زدن واقعی جوانگرایی، عبور از نامهای بزرگ اما کمکارایی، یک ضرورت اجتنابناپذیر است؛ تصمیمی دشوار اما تعیینکننده که در گذشته نیز نمونه موفق آن را دیدهایم. در مقطعی که کارلوس کیروش هدایت تیم ملی را برعهده گرفت، با وجود حساسیتها و انتقادات فراوان، بازیکنان مطرحی چون هادی عقیلی، مهدی رحمتی و محمدرضا خلعتبری از تیم ملی کنار گذاشته شدند؛ تصمیمی که در نهایت به ایجاد نظم، رقابت و شکلگیری یک نسل تازه کمک کرد. امروز نیز فوتبال ایران در موقعیتی مشابه قرار دارد و بدون چنین جسارتی، تغییرات بنیادین حاصل نخواهد شد.
نادیده گرفتن این ضرورت، پیامدهایی فراتر از یک تورنمنت دارد. بازیکنان جوانی که میتوانستند در چنین میدانی تجربهاندوزی کنند، یا پشت خط ماندند یا اساساً از دایره انتخاب خارج شدند. این روند نهتنها به رشد فردی این استعدادها آسیب میزند، بلکه در بلندمدت تیم ملی را با خلأیی جدی در انتقال تجربه و حفظ پویایی مواجه میکند. تیمی که در زمان مناسب پوستاندازی نکند، ناگزیر در مقاطع حساس با افت بدنی، کاهش انگیزه و فرسایش تاکتیکی روبهرو خواهد شد.
مسأله نگرانکننده دیگر، تداوم حضور بازیکنانی است که یا از شرایط مسابقه دور هستند یا حتی تیم باشگاهی مشخصی ندارند. این پرسش جدی مطرح است، چرا در شرایطی که استعدادهای نوظهور و آماده میتوانند در ترکیب تیم ملی قرار گیرند، همچنان این جایگاه به بازیکنان مصدوم، پا به سن گذاشته یا بدون تیم اختصاص مییابد. چنین رویکردی نهتنها عدالت رقابتی را زیر سؤال میبرد، بلکه انگیزه نسل جوان را نیز کاهش میدهد و پیام روشنی از بیاعتمادی به آینده ارسال میکند.
در شرایط کنونی، اهمیت زمان بیش از هر عامل دیگری احساس میشود. فاصله کوتاه تا رقابتهای جام ملتهای آسیا، فرصتی محدود اما تعیینکننده برای بازنگری در رویکردهاست. فوتبال ایران بیش از پنج دهه است که در حسرت قهرمانی در این رقابتها باقی مانده و نشانههای تکرار این ناکامی، زمانی نگرانکنندهتر میشود که میبینیم رویکردهای پیشین همچنان بدون تغییر ادامه دارند.
بیتردید فوتبال ایران از نظر فنی همچنان در زمره قدرتهای آسیا قرار دارد و از ظرفیتهای قابل توجهی بهره میبرد. اما این ظرفیت زمانی معنا پیدا میکند که به موفقیتهای ملموس منجر شود. در چنین فضایی، جوانگرایی دیگر یک انتخاب نیست، بلکه ضرورتی حیاتی است؛ موضوعی که تحقق آن در گرو اعتماد واقعی به نسل جدید، شجاعت در تصمیمگیری و اصلاح معیارهای انتخاب بازیکنان خواهد بود. در غیر این صورت، خطر تداوم ناکامی و عقبماندن از رقبایی که با سرعت بیشتری در حال نوسازی هستند، همچنان فوتبال ایران را تهدید خواهد کرد.

