ساعت در این شهر روی ۱۶:۳۰ هفتم تیر ماه ۱۳۶۶ متوقف است
زخم باز سردشت
سیونه سال از بعدازظهر هفتم تیر ۱۳۶۶ میگذرد، اما در سردشت زمان هنوز بر مدار همان لحظهای میچرخد که هفت بمب شیمیایی حاوی گاز خردل بر سر مردم این شهر مرزی فرود آمد. حملهای که نه یک عملیات نظامی متعارف، بلکه یکی از آشکارترین نمونههای هدف قرار دادن غیرنظامیان با سلاحهای ممنوعه در تاریخ معاصر بود؛ فاجعه سردشت این شهر مرزی را به اولین شهر جهان پس از جنگ جهانی دوم تبدیل کرد که بهطور گسترده قربانی حمله با سلاحهای شیمیایی شد. اگرچه این جنایت در حافظه تاریخی ایران ثبت شده است، اما پیامدهای آن همچنان در زندگی بازماندگان این جنایت ضدبشری ادامه دارد؛ از بیماریهای مزمن ریوی، چشمی و پوستی گرفته تا مشکلات روانی، دشواریهای معیشتی و چالشهای حقوقی برای شناسایی مصدومان. در حالی که جامعه جهانی استفاده از سلاحهای شیمیایی را دههها پیش ممنوع کرده بود، فاجعه سردشت نشان داد فاصله میان تصویب قوانین بینالمللی و اجرای مؤثر آنها تا چه اندازه عمیق است؛ فاصلهای که قربانیان آن هنوز با نفسهای سوخته خود بهایش را میپردازند.
هفتم تیرماه ساعت ۱۶:۳۰، جنگندههای رژیم بعث عراق چهار نقطه از شهر سردشت و سه نقطه از روستاهای اطراف آن را با هفت بمب شیمیایی حاوی گاز خردل هدف قرار دادند. دو بمب در بازار شهر، دو بمب در مناطق مسکونی و سه بمب دیگر در باغهای اطراف فرود آمد و به دلیل شرایط جوی، ابر سمی به سرعت در سطح شهر گسترش یافت. بیمارستان و مراکز درمانی نیز در مسیر جریان هوای آلوده قرار گرفتند و بخشی از کادر درمان نیز دچار آلودگی شدند. نتیجه این حمله، شهادت بیش از یکصد نفر و مصدومیت هزاران شهروند غیرنظامی بود؛ مردمی که هیچ نقش نظامی در میدان نبرد نداشتند. بر اساس آمارهای رسمی، از جمعیت حدود ۱۲هزار نفری سردشت، بیش از هشت هزار نفر در معرض عوامل شیمیایی قرار گرفتند و هزاران نفر به درمان نیاز پیدا کردند. صدها مصدوم با وضعیت وخیم به بیمارستانهای تهران و شهرهای شمال غرب کشور منتقل شدند و بسیاری دیگر با وجود درمانهای اولیه، تا پایان عمر با عوارض شیمیایی ناشی از استنشاق عامل شیمیایی خردل زندگی کردند. آثار این عامل شیمیایی برخلاف بسیاری از آسیبهای دیگر نظامی و جنگی، محدود به روزهای اول حادثه نمیماند و طی دهههای بعد با افزایش سن مجروحان این حمله، شدت بیشتری پیدا کرد.
سردشت در سایه گاز خردل
گاز خردل از جمله عوامل تاولزا و ناتوانکنندهای است که علاوه بر آسیبهای حاد، پیامدهای مزمن و پیشرونده بر دستگاه تنفسی، پوست، چشم و حتی سیستم ایمنی بدن بر جای میگذارد. بسیاری از جانبازان شیمیایی سردشت همچنان با تنگی نفس شدید، التهاب مزمن ریه، کاهش ظرفیت تنفسی، آسیبهای چشمی، مشکلات پوستی و نیاز مستمر به دارو و مراقبتهای تخصصی زندگی میکنند. هزینههای درمان، دشواری دسترسی به برخی داروها و محدودیت امکانات تخصصی نیز مشکلات این گروه را دوچندان کرده است. ابعاد این فاجعه تنها به حوزه سلامت و صدمات انسانی آن محدود نمیشود. حمله شیمیایی رژیم صدام به سردشت از منظر حقوق بینالملل نیز یکی از مهمترین مصادیق نقض آشکار قوانین جنگ محسوب میشود. در زمان وقوع این جنایت، بیش از شش دهه از تصویب پروتکل ژنو ۱۹۲۵ که استفاده از سلاحهای شیمیایی را ممنوع کرده بود، میگذشت، اما این ممنوعیت نتوانست مانع استفاده از چنین سلاحهایی علیه غیرنظامیان شود. بعدها نیز تصویب کنوانسیون منع سلاحهای شیمیایی و تشکیل سازمان منع سلاحهای شیمیایی، اهمیت این پرونده را بیش از پیش آشکار کرد و سردشت به یکی از نمادهای جهانی ضرورت مقابله با این تسلیحات تبدیل شد. با این حال، بسیاری از فعالان حوزه جانبازان شیمیایی معتقدند جایگاه بینالمللی سردشت همچنان متناسب با ابعاد این جنایت نیست. در حالی که نام حلبچه در افکارعمومی جهان بیش از سردشت شناخته شده، جنایت سردشت بهعنوان اولین حمله گسترده شیمیایی علیه یک شهر غیرنظامی کمتر مورد توجه قرار گرفته است؛ موضوعی که از نگاه بازماندگان، نیازمند تلاش گسترده رسانهای، حقوقی و دیپلماتیک است.
روایت تلخ بازمانده سردشت
از ۳۹ سال رنج
«عبدالرحیم کریمی واحد»، دبیر انجمن دفاع از حقوق مصدومان شیمیایی سردشت که خود از بازماندگان این حمله است، در گفتوگو با خبرگزاری آنا، تصویری متفاوت از ابعاد انسانی این فاجعه ارائه میدهد. او میگوید: «در بمباران شیمیایی، یازده نفر از اعضای خانوادهام به شهادت رسیدند و دیگر اعضای خانواده یا مصدوم شیمیایی هستند یا جانباز شیمیایی. حتی فرصت تشییع پیکر عزیزانم را نداشتم و از سال ۱۳۶۶ تاکنون تقریباً هیچ زمانی نبوده که یکی از اعضای خانواده ما در بیمارستان بستری نباشد.»
کریمی واحد یکی از مهمترین مشکلات امروز قربانیان را شناسایی نشدن بخش بزرگی از مصدومان میداند. به گفته او، اگرچه اسناد موجود تعداد قربانیان را بیش از هشت هزار نفر اعلام میکنند، اما تاکنون تنها حدود هزار و ۶۰۰ نفر به صورت رسمی شناسایی شدهاند و بخش قابل توجهی از آسیبدیدگان همچنان از بسیاری از حمایتهای قانونی محروم هستند. او معتقد است معیارهای تعیین درصد جانبازی در سالهای گذشته سختگیرانهتر شده، در حالی که آثار گاز خردل با گذشت زمان تشدید میشود. به گفته وی، قوانین موجود نیازمند بازنگری جدی است و اجرای کامل قانون شناسایی مصدومان شیمیایی که سالها پیش در مجلس تصویب شد، میتواند بخشی از مشکلات قربانیان را کاهش دهد. این فعال حوزه جانبازان شیمیایی همچنین بر ضرورت پیگیری حقوقی عاملان این جنایت در مجامع بینالمللی تأکید میکند و میگوید: «کاهش درد و رنج جانبازان از طریق بهرهگیری از پیشرفتهای علمی پزشکی و تأمین داروهای مورد نیاز، در کنار پیگیری حقوقی پروندهها، باید دو اولویت اصلی دستگاههای مسئول باشد.»
از نفسهای سوخته
تا پیگیری عدالت
در کنار پیگیریهای حقوقی، تلاش برای ثبت و انتقال روایت این فاجعه نیز اهمیت ویژهای پیدا کرده است. برگزاری همایش بینالمللی «نفسهای سوخته»، همکاری در تولید آثار سینمایی مانند فیلم «درخت گردو» و رایزنی با سازمان منع سلاحهای شیمیایی از جمله اقداماتی است که انجمن دفاع از حقوق مصدومان شیمیایی سردشت برای جلوگیری از فراموش شدن این حادثه دنبال میکند. واقعیت این است که سردشت تنها یک واقعه تاریخی نیست؛ بلکه پروندهای زنده از آثار ماندگار استفاده از سلاحهای کشتار جمعی علیه غیرنظامیان است. هنوز صدای خسخس سینه جانبازان، مراجعات مکرر آنان به مراکز درمانی، هزینههای سنگین دارو، مشکلات تنفسی شبانه و رنج خانوادههایی که چند نسل با پیامدهای این حادثه زندگی کردهاند، نشان میدهد این فاجعه هرگز به پایان نرسیده است. سالگرد بمباران شیمیایی سردشت تنها فرصتی برای مرور یک رویداد تاریخی نیست، بلکه یادآور مسئولیتی ملی و بینالمللی در قبال قربانیان، ضرورت توسعه خدمات درمانی تخصصی، تکمیل فرآیند شناسایی همه مصدومان، پیگیری حقوقی عاملان این جنایت و تقویت دیپلماسی عمومی برای معرفی ابعاد این فاجعه به جهان است، زیرا سردشت، صرفاً نام یک شهر مرزی نیست، بلکه نمادی از هزینهای است که بیتوجهی به اجرای حقوق بینالملل میتواند بر جان انسانهای بیدفاع تحمیل کند.
شهری شهید شد اما دوباره ایستاد
شفیع بهرامیان
پژوهشگر و استاد ارتباطات
هفتم تیرماه، زخمی کهنه و عمیق را در تقویم دلمان یادآوری میکند؛ فاجعهای که در سال ۱۳۶۶ بر پیکر سردشت، اولین شهر قربانی جنگافزارهای شیمیایی جهان، وارد شد. آن روز، آسمان نیلگون سردشت، ناگهان رنگ مرگ گرفت و هوای مسموم با بوی تلخ خردل و سارین، نفسهای زندگی را در سینه صدها انسان بیگناه برید.
ارتش بعثی صدام، بی هیچ شرم و وجدانی، بمبهای شیمیایی را بر سر مردم بیدفاع سردشت فرو ریخت. نه پایگاهی نظامی، نه مواضعی استراتژیک، تنها خانهها و کوچههایی که صدای بازی کودکان و خنده خانوادهها در آن میپیچید، هدف قرار گرفت.
آن روز، بیش از ۱۰۰ نفر از مردم، شامل زنان، کودکان و مردان، در میان دود غلیظ و بوی مرگآور گازها، جان باختند. هزاران نفر دیگر نیز، با مصدومیتهای شدید، تا ابد با زخمهای آن روز شوم دست و پنجه نرم میکنند. سوختگیهای عمیق، مشکلات تنفسی، دردهای مزمن و سرطان، تنها بخشی از یادگارهای سیاه آن روز است که همچنان گریبانگیر مردم سردشت است.
اکنون، ۳۹ سال از آن فاجعه میگذرد، اما زخمهای سردشت همچنان تازه است. این شهر، نه تنها از نظر انسانی، که از نظر توسعه نیز محروم و عقبافتاده مانده است. زیرساختهای درمانی برای جانبازان شیمیایی که تعدادشان به هزاران نفر میرسد، کافی نیست و دسترسی به داروهای مورد نیاز دشوار است. بسیاری از این عزیزان، با مشکلات معیشتی دست و پنجه نرم میکنند و بار سنگین بیماری بر دوش خانوادههایشان است. حتی پس از این همه سال، هنوز پرونده بسیاری از مدعیان مصدومیت شیمیایی در حال بررسی است!
سردشت، تنها یک شهر نیست، نمادی است از مظلومیت و مقاومت در برابر وحشیگری. نام این شهر، همواره فریادی خواهد بود علیه هرگونه استفاده از سلاحهای کشتار جمعی و تلنگری برای جامعه جهانی که چنین فجایعی دیگر هرگز تکرار نشود. هفتم تیر، هرچند اندوهناک، اما یادآور این حقیقت است که انسانیت، هرگز در برابر ظلم و بیداد سکوت نخواهد کرد وخواهان توجه بیشتر به این شهر زخمی و مردم صبور آن است.

