در حافظه موقت ذخیره شد...
قتل زن صاحبخانه به خاطر بدرفتاری با همسر
به گزارش «ایران»، بهمن سال 1402 زن ۶۵ سالهای به نام پروین در خانهاش در محله شوش فوت شد. از آنجا که فرزندان او فکر میکردند مادرشان به خاطر کهولت سن جان باخته به دنبال برگزاری مراسم خاکسپاری بودند تا اینکه دخترش وقتی به دنبال شناسنامه مادرش میگشت پی برد که علاوه بر طلاها و پول نقد مادرش، کارتهای بانکیاش نیز سرقت شده است.
وقتی فرزندان پروین ماجرا را به پلیس خبر دادند قاضی دادسرای جنایی تهران احتمال قتل با انگیزه سرقت را مطرح و دستور انتقال جسد به پزشکی قانونی را صادر کرد.
در ادامه، تحقیقات از همسایهها آغاز شد و یکی از آنها در توضیح ماجرا به پلیس گفت: «پروین در خانهاش چند اتاق داشت و هرکدام را روزانه یا هفتگی به مسافران اجاره میداد اما یک اتاق مستأجری دائمی داشت و مردی به نام سروش و همسرش در آن زندگی میکردند. بعد از فوت پروین آنها هم شبانه وسایلشان را جمع کردند و از آنجا رفتند.» وقتی این اظهارات با تأیید چند همسایه دیگر همراه شد. مأموران سروش را به عنوان مظنون پرونده تحت پیگرد قرار دادند و در نهایت چند روز بعد او و همسرش دستگیر شدند.
سروش در مراحل بازجویی به قتل پروین اعتراف کرد و در توضیح ماجرا گفت: «من و همسرم چند سالی مستأجر پروین بودیم و با اینکه او همیشه به ما زور میگفت اما من به خاطر شرایط اقتصادیام به ناچار سکوت میکردم چون میدانستم که اعتراضم باعث میشود که او عذر ما را بخواهد و من هم پولی برای گرفتن خانه نداشتم. چند هفته پیش از حادثه پروین برای انجام کاری به مسافرت رفت و از من خواست تا اجاره مستأجران را جمع کنم. وقتی برگشت من و همسرم به خانهاش رفتیم تا اجارهها را که حدود 35 میلیون تومان بود تحویلش دهیم اما پروین مدعی بود باید 40 میلیون تومان به او بدهم. من هم برای اینکه صداقتم را نشان دهم به اتاقمان رفتم تا رسید اجارههای دریافتیها را بیاورم اما وقتی برگشتم دیدم او با همسر باردارم درگیر شده و او را روی زمین انداخته است با دیدن این صحنه از شدت عصبانیت به طرفش هجوم بردم و گلویش را فشردم تا خفه شد بعد هم کارتها و طلاهایش را برداشتیم و از آنجا رفتیم.»
با تکمیل تحقیقات برای سروش به اتهام مباشرت در قتل عمد و برای همسرش به اتهام معاونت در قتل عمد کیفرخواست صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه 4 دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.
در دادگاه چه گذشت؟
در ابتدای جلسه اولیای دم درخواست قصاص کردند.
سپس سروش به جایگاه رفت و با تکرار اظهاراتش گفت: «من اتهامم را قبول دارم اما پروین همیشه به ما زور میگفت و بددهنی میکرد. حتی به خاطر اینکه وضعیت مالیام خوب نبود من را وادار کرده بود که کل خانهاش را نظافت کنم. روز حادثه هم با پرت کردن همسرم باعث شد تا بچه مان سقط شود.»
قاضی پرسید: «مدعی هستی به خاطر حمایت از همسرت پروین را کشتی. چرا طلاهایش را سرقت کردی؟»
متهم جواب داد: «چون لازم داشتم. چند وقتی بود که بیکار شده بودم و مشکلات اقتصادی شدید داشتم.»
پس از آن همسر سروش به جایگاه رفت و گفت: «من نقشی در ماجرای قتل نداشتم که مستوجب اتهام معاونت باشم. آن روز من فقط شاهد درگیری بودم.»
در پایان جلسه قضات برای صدور رأی وارد شور شدند و با توجه به مستندات و اعتراف صریح متهم، او را به قصاص محکوم کردند. همسر سروش نیز از اتهام معاونت در قتل تبرئه شد.

