«تعزیه» در نگاه بیضایی، تقوایی و دیگران
زخم تاریخ روی صحنـــــه
حامد قریب
گروه فرهنگی
هنوز هم در بسیاری از شهرها و روستاهای ایران، با آغاز ماه محرم، میدانها و تکیهها رنگ دیگری میگیرند. صدای نوحه، شبیهخوانی و روایت واقعه کربلا در فضا میپیچد و تماشاگرانی از نسلهای مختلف گرد صحنهای جمع میشوند که قرنهاست بخشی از حافظه فرهنگی ایرانیان را زنده نگه داشته است. تعزیه، این آیین نمایشی ریشهدار، تنها یک شکل از سوگواری مذهبی نیست؛ روایتی است که در طول زمان به هنر، تاریخ، ادبیات، موسیقی و حتی هویت جمعی ایرانیان گره خورده است. به همین دلیل نیز تعزیه تنها در میدان اجرا باقی نمانده و بارها موضوع مطالعه، پژوهش و بازخوانی هنرمندان و اندیشمندان قرار گرفته است.
در میان هنرهای نمایشی ایران، کمتر پدیدهای را میتوان یافت که به اندازه تعزیه مورد توجه پژوهشگران، نمایشنامهنویسان، فیلمسازان و نظریهپردازان قرار گرفته باشد. برخی کوشیدهاند ریشههای تاریخی و اسطورهای آن را واکاوی کنند، برخی دوربین خود را به میان مجالس تعزیه بردهاند تا تصویری ماندگار از آن ثبت کنند و گروهی نیز از ظرفیتهای روایی و نمایشی آن برای خلق آثار تازه بهره گرفتهاند. همزمان با برگزاری مجالس تعزیه در روزهای محرم، نگاهی داریم به چند چهره تأثیرگذار فرهنگ و هنر ایران و جهان که هر یک به شکلی متفاوت با این هنر آیینی مواجه شدهاند؛ از بهرام بیضایی که تعزیه را در بستر تاریخ نمایش ایران مطالعه کرد تا ناصر تقوایی که یکی از مهمترین اسناد تصویری آن را به یادگار گذاشت.
بهرام بیضایی
جستوجوی ریشههای
یک نمایش ایرانی
اگر قرار باشد نام یک چهره را بیش از دیگران با پژوهش نظری درباره تعزیه پیوند دهیم، بیتردید نام زندهیاد بهرام بیضایی در صدر فهرست قرار میگیرد. او از جوانی، زمانی که مطالعاتش درباره تاریخ نمایش ایران را آغاز کرد، به تعزیه نه صرفاً به عنوان یک آیین مذهبی، بلکه به عنوان بخشی از سنت نمایشی ایران نگاه کرد. در کتاب «نمایش در ایران»، تعزیه یکی از مهمترین محورهای پژوهش اوست؛ پژوهشی که تلاش میکند جایگاه این هنر را در سیر تاریخی نمایش ایرانی توضیح دهد.
بیضایی در آثار نمایشی خود نیز از فضای آیینی و ساختارهای نزدیک به تعزیه فاصله نگرفت. در «مرگ یزدگرد» یا «مجلس ضربت زدن» میتوان نشانههایی از همان جهانی را دید که در آن روایت، شهادت، قضاوت و حضور جمعی تماشاگر اهمیت پیدا میکند. برای بیضایی، تعزیه تنها موضوع پژوهش نیست؛ بلکه بخشی از حافظه نمایشی ایران به شمار میآید که رد آن را میتوان در آثارش جستوجو کرد.
ناصر تقوایی
دوربینی در میان تعزیهخوانان
در میان فیلمسازان ایرانی، کمتر کسی به اندازه ناصر تقوایی توانسته تصویری ماندگار از تعزیه به جا بگذارد. مستند «تعزیه» که او در دهه ۱۳۴۰ ساخت، امروز تنها یک فیلم مستند نیست؛ سندی تاریخی از شیوه اجرا، فضاها، چهرهها و مناسباتی است که بخشی از آنها در گذر زمان دگرگون شدهاند. تقوایی به جای آنکه از بیرون به تعزیه نگاه کند، به دل اجرا رفت. دوربین او میان تعزیهخوانان حرکت میکند و تماشاگر را با جزئیات این آیین روبهرو میسازد. حاصل کار، تصویری زنده از هنری است که در همان زمان نیز در حال تغییر بود. به همین دلیل، مستند او امروز علاوه بر ارزش سینمایی، ارزشی پژوهشی نیز پیدا کرده است.
داوود فتحعلیبیگی
دفاع از نمایشهای ایرانی
برای داوود فتحعلیبیگی، تعزیه بخشی از منظومه بزرگتر نمایشهای سنتی ایران است. او سالها در مقام نویسنده، کارگردان و مدرس تئاتر بر اهمیت شناخت این میراث تأکید کرده و کوشیده است، نسل جدید هنرمندان را با ظرفیتهای نمایشی آن آشنا کند. در نگاه او، تعزیه صرفاً یک یادگار تاریخی نیست؛ گنجینهای از شیوههای اجرایی، روایتپردازی و ارتباط با مخاطب است که همچنان میتواند برای تئاتر امروز الهامبخش باشد.
جابر عناصری
ثبت روایتهای پراکنده
بخش مهمی از شناخت امروز ما از تعزیه مدیون پژوهشگرانی است که سالها در شهرها و روستاهای مختلف به دنبال نسخهها، اجراها و روایتهای محلی این هنر بودهاند. زندهیاد جابر عناصری یکی از شناختهشدهترین این پژوهشگران است. او تعزیه را نه فقط در کتابها، بلکه در میدان اجرا دنبال کرده است. سفرهای متعدد، ثبت روایتهای شفاهی و گردآوری اطلاعات از گروههای تعزیهخوان، بخشی از کارنامه او را تشکیل میدهد. پژوهشهای عناصری کمک کرد تا بسیاری از شکلهای بومی تعزیه پیش از آنکه به فراموشی سپرده شوند، ثبت و مستند شوند.
پرویز ممنون
جستوجو در نسخههای پراکنده
پرویز ممنون از دیگر چهرههایی است که سهم مهمی در حفظ و معرفی متون تعزیه داشته است. او سالها به گردآوری نسخههای پراکنده و مطالعه آنها پرداخت و بخشی از میراث مکتوب تعزیه را از خطر فراموشی نجات داد.
اهمیت فعالیت او زمانی روشنتر میشود که بدانیم بسیاری از نسخههای تعزیه در اختیار خانوادهها، تعزیهخوانان یا مجموعههای شخصی قرار داشته و در معرض نابودی بودهاند. گردآوری و مستندسازی این منابع، یکی از مهمترین اقدامات برای حفظ تاریخ تعزیه به شمار میآید.
عنایتالله شهیدی
حافظ متون و روایتها
در میان پژوهشگران تعزیه، نام زندهیاد عنایتالله شهیدی با گردآوری و مطالعه متون تعزیه پیوند خورده است. او از جمله کسانی بود که اهمیت نسخههای تعزیه را به عنوان بخشی از میراث مکتوب ایران یادآور شد و برای حفظ و معرفی آنها تلاش کرد. پژوهشهای شهیدی نشان داد که تعزیه تنها در اجرا خلاصه نمیشود و متون آن نیز از منظر ادبی، تاریخی و فرهنگی اهمیت فراوان دارند. بخشی از شناخت امروز ما از ساختار روایی و زبانی تعزیه، حاصل همین مطالعات است.
پیتر چلکوفسکی
معرفی تعزیه به جهان
تعزیه تنها در ایران موضوع توجه نبوده است. پیتر چلکوفسکی، ایرانشناس و پژوهشگر آمریکایی لهستانی تبار، از جمله کسانی است که سهم مهمی در معرفی این هنر به محافل دانشگاهی جهان داشته است. آثار و پژوهشهای او باعث شد تعزیه در کنار دیگر سنتهای نمایشی بزرگ جهان مورد مطالعه قرار گیرد.
چلکوفسکی تلاش کرد، نشان دهد تعزیه صرفاً یک آیین مذهبی محلی نیست، بلکه پدیدهای فرهنگی و نمایشی است که میتواند در مطالعات تئاتر، آیین و مردمشناسی جایگاهی مهم داشته باشد. میراثی که هنوز زنده است. وجه مشترک همه این چهرهها، تفاوت نگاهشان به تعزیه است. یکی آن را از دریچه تاریخ نمایش میبیند، دیگری با دوربین ثبتش میکند، پژوهشگری در پی نسخهها و روایتهایش میرود و هنرمندی میکوشد ظرفیتهایش را به تئاتر امروز پیوند بزند. همین تنوع نگاهها نشان میدهد که تعزیه، فراتر از یک آیین سوگواری، بخشی از میراث فرهنگی و هنری ایرانیست؛ میراثی که هر سال با فرارسیدن محرم دوباره بر صحنه میآید و همچنان امکان خوانش و بازخوانی دارد.

