در حافظه موقت ذخیره شد...
سید عطاءالله مهاجرانی
عاشورای پیروز و بلاهت و بطالت نتانیاهو
۱- ترامپ و نتانیاهو از صلح از موضع قدرت و تسلیم بدون قید و شرط سخن میگفتند. امضای تفاهمنامه از سوی ترامپ و پزشکیان نشانهای است که نوبت دیکته کردن شرایط و صلح در زیر آتش، تمام شده است. سقوط نظام و تجزیه ایران در افق محال مینماید. آمریکا همیشه ایران را تهدید میکرد که «همه کارتها روی میز است!» بسیار خوب با کارت جنگ بازی کردند و سوخت.
۲- وحدت ملی ایرانیان نهتنها شکسته نشد، بلکه مردمان ایران با انگیزه دفاع از ایران بیش از صد شب و روز است که در میدانها و خیابانها حضور دارند. در واقع این توانایی و قدرت نرمی است که آمریکا و اسرائیل خلاف آن را تصور میکردند.
۳- توانایی دانش هستهای و پایگاهها و مراکز هستهای ایران برقرار ماند. حتی ترامپ به حق غنیسازی اورانیوم در ایران اعتراف کرد.
۴- آمریکا با عملیات زمینی در اصفهان میخواست اورانیوم غنیشده بالای ۶۰ درصد را برباید. به بهانه نجات خلبان و کمکخلبان آمده بودند. گمان نمیکنم حتی افراد گول و گیج هم این توجیه را پذیرفته باشند.
۵- ترامپ با همکاری اسرائیل که در گروههای مسلح کردی نقش و نفوذ دارد، حتی برای نفوذ و تخریب در صنایع هستهای ایران از همین عناصر استفاده کرد. از این گروهها حمایت مالی و سیاسی و تبلیغاتی و تسلیحاتی میکند. میخواستند از غرب ایران پروژهای را علیه وحدت سرزمینی ایران تدارک کنند. شکست خوردند.
۶- در آغاز تهاجم، آمریکا و اسرائیل از برچیده شدن موشکهای بالستیک ایران سخن میگفتند. موشکهای بالستیک و زرادخانه پهپادهای ایران اکنون تبدیل به نماد توانایی ایران شده است.
۷- تنگه هرمز به عنوان یک امکان بسیار ویژه در اختیار ایران قرار گرفت.
۸- میخواستند رابطه بین ایران به عنوان کانون و محور مقاومت را با حزبالله لبنان برهم بزنند. اتفاقی که افتاد، این بود که ایران با پافشاری بر عقبنشینی اسرائیل از خاک لبنان به عنوان شرط امضای تفاهمنامه، کاری کرد که اکنون شاهد تفاوت راهبردهای آمریکا و اسرائیل هستیم. حتی گفته میشود ترامپ درصدد حذف نتانیاهوست. نتانیاهو در واقع با تحقق آرمان چهلسالهاش در حمله به ایران که با استفاده از موقعیت و بلاهت ترامپ عملی شد؛ نتیجه عکس گرفت.
«یائیر گولان» سرلشکر بازنشسته و رهبر حزب دموکراتیک اسرائیل و معاون سابق ستادکل ارتش اسرائیل، علیه نتانیاهو پس از تفاهمنامه ایران و آمریکا در صفحه «ایکس» خود نوشت: «نتانیاهو همان فردی است که سالها یک نمایش پوشالی «آقای امنیت» را به مردم میفروخت و در عمل تبدیل به پدر بزرگترین شکستهای استراتژیک در تاریخ اسرائیل شد. کسی که وعده امنیت مطلق میداد، دوره ریاستش را در حالی تمام میکند که دشمنان اسرائیل قویترند، اسرائیل ضعیفتر است. تغییر نتانیاهو فقط یک ضرورت سیاسی نیست؛ یک ضرورت امنیتی موجودیتی است.»
این هم از خلافآمدها یا طنزهای تاریخ است. این سرنوشت کسی است که میخواست در خاورمیانه جدید، اسرائیل مرکزیت نظامی و امنیتی و علمی و فنی و تبلیغاتی و راهبردی داشته باشد. این آرزو را در کتاب «جایی زیر آفتاب» مطرح کرده؛ حال، وجود او و رهبری او اسرائیل را به سوی هاویه نابودی کشانده و میکشاند.
مخالفان راهبردی نتانیاهو که اصرار دارند او از نخستوزیری استعفا دهد یا برکنار شود، نخستوزیران سابق اسرائیل؛ ایهود باراک، ایهود اولمرت، یائیر لاپید و نفتالی بنت و ژنرالها و وزیران سابق جنگ اسرائیل از جمله بنی گانتس را در بر میگیرد. در واقع «آقای امنیت» بیش از هر کس دیگری امنیت و آینده اسرائیل را به خطر انداخته است. این پارادوکس از سوی «حمد بن جاسم» نخستوزیر سابق قطر که معمولاً حرفهای اندیشهبرانگیز و ناگفته میزند؛ به این شکل مطرح شده است:
«آمریکا و اسرائیل دنبال تغییر نقشه خاورمیانه و ساخت خاورمیانه جدید بودند. این نقشه جدید را ایران ترسیم کرد. کسانی که گمان میکنند ایران در برابر آمریکا زانو میزند، خیالبافند.»
این خیالبافی به شکل مهندسیشده در کتاب «جایی زیر آفتاب» تدوین شده است. و اما نتانیاهو هم که این عنوان را برای کتاب خود برگزیده است، به درستی نفهمیده و به نظرم «کتاب جامعه» را با دقت نخوانده است. در باب اول «کتاب جامعه» آیه ۵، میخوانیم: «کلام جامعه بن داود که در اورشلیم پادشاه بود. باطل اباطیل! جامعه میگوید باطل اباطیل. همه چیز باطل است* انسان را از تمامی مشقتش که زیر آسمان میکشد چه منفعت است؟…آفتاب طلوع میکند و آفتاب غروب میکند و به جایی که از آن طلوع میکند میشتابد….» پیام کتاب جامعه این است که ثروت و قدرت و لذت پایدار نیستند. همگی در این جهان و در زیر آفتاب تکرار میشوند و نابود میشوند. آنچه برقرار میماند، ایمان و راستی و عدالت است! در باب ۱۲ «کتاب جامعه» این مضمون تکرار میشود که «همه چیز بطالت است.» (کتاب جامعه، باب ۱۲ آیه ۸) یعنی کتاب جامعه که در باب اول از «باطل اباطیل» آغاز کرده بود، در باب ۱۲ به همان مضمون بازگشته است. و این پایانبندی شگفتانگیز برای رهایی از بطالت: «پس ختم تمام امر را بشنویم. پس از خدا بترس و اوامر او را نگاهدار، چون که تمامی تکلیف انسان این است.» (کتاب جامعه، باب ۱۲ آیات ۱۳ و ۱۴)
نتانیاهو سیزده سال پیش مصاحبهای با بیبیسیفارسی داشت. در همان مصاحبه گفت ایرانیان حق پوشیدن شلوار لی و گوشکردن به موسیقی غربی را ندارند. در آن مصاحبه از واژه پارسی «پوچ» استفاده کرد. پوچ همان باطل اباطیل است!
هر چیزی که در این جهان تکیهگاه انسان قرار گیرد؛ ثروت و قدرت و لذت، نمیتواند جاودانه باشد و باطل اباطیل است. جاودانگی در نسبت با خداوند معنا پیدا میکند. نتانیاهو میخواست از طریق صلح با قدرت و صلح در زیر بمباران و ترور که تخصص دولت اسرائیل است؛ امنیت اسرائیل را تأمین و تضمین کند. نتوانست. هم در نبرد با ایران شکست خورد و هم در نبرد با حزبالله لبنان. نمیتواند با مکتب عاشورا و بر مجاهدانی که در ساحت جهاد برای شهادت لحظهشماری میکنند پیروز شود.
نتانیاهو در ۲۹ اسفند ۱۴۰۴ یعنی در میانه جنگ رمضان و پس از شهادت شهید امام خامنهای و فرماندهان ارشد نظامی، وقتی چهچه مستانش بود، در مقایسه بین مسیح علیهالسلام و چنگیز، گفت: «اگر رهبر سیاسی به اندازه کافی قوی و بیرحم باشد، میتواند بر ارزشهای اخلاقی غلبه کند! عدالت و حقانیت کافی نیست. قدرت میتواند توازن را به هم بزند. چنگیزخان بر مسیح برتری دارد!»
باطل اباطیل یعنی همین!
________________________________
* توضیحات روزنامه: کتاب «جامعه بن داود» نام یکی از بخشهای عهد عتیق است.

