سازمان منابع طبیعی به انتقادها درباره برداشت درختان افتاده و شکسته در جنگل‌های هیرکانی پاسخ داد

گام موقت اجرایی در راستای جنگلداری نوین

 زیست بوم /  سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری در واکنش به انتقادهای فعالان منابع طبیعی و کارشناسان جنگلداری درباره برداشت درختان شکسته، افتاده و ریشه‌کن در جنگل‌های هیرکانی، تأکید کرد که «فاز اول جنگلداری نوین» به‌معنای بازگشت به بهره‌برداری کلاسیک از جنگل نیست، بلکه برنامه‌ای کوتاه‌مدت و فنی ـ حفاظتی برای دوران‌گذار به مدیریت پایدار جنگل است. به گفته این سازمان، برداشت چوب تنها در موارد تجمعی، غیرقابل اجتناب و براساس ضوابط کارشناسی انجام می‌شود و هدف اصلی آن، ساماندهی مخاطراتی مانند سیلاب، آتش‌سوزی، تخریب زیرساخت‌ها و تأمین هزینه‌های حفاظت در همان حوزه آبخیز است؛ رویکردی که سازمان آن را بخشی از تلاش برای حفظ اکوسیستم، تقویت نظارت میدانی و استقرار جنگلداری نوین در جنگل‌های شمال کشور می‌داند.
 محمد علی فخاری، مدیر کل دفتر جنگلداری و امور بهره‌برداری در پاسخ به انتقادات یادداشتی در اختیار «ایران» قرارداده که متن کامل آن را در ادامه می‌خوانید. 

توجه به تمام جوانب اکولوژیک، اقتصادی و اجتماعی
 علم جنگلداری، هنر تلفیق و تدوین علوم مختلف مرتبط با جنگل است. یک مدیر جنگل، به دور از نگاه انتزاعی و انتفاعی، باید همه جوانب اکولوژیک، اقتصادی و اجتماعی را مدنظر قرار داده و برنامه‌ای تدوین کند که پایداری اکوسیستم جنگل برای بهره‌مندی نسل‌های آینده تضمین شود که در واقع به آن «مدیریت پایدار جنگل» گفته می‌شود.
 مدیریت پایدار جنگل، یک رویکرد نوین اکوسیستمی مبتنی بر حفظ، بهبود و ارتقای شاخص‌های پایداری اکوسیستم جنگل است که می‌توان آن را «جنگلداری نوین» نامید. جنگلداری نوین، در قالب مدیریت پایدار جنگل، در سطح حوزه آبخیز تعریف می‌شود. این نوع مدیریت، یک نوع مدیریت فرآیندی است که شامل چهار فاز «مقدماتی»، «مطالعه»، «اجرا» و «نظارت، پایش و ارزیابی» است که همچون حلقه‌های یک زنجیر به یکدیگر متصل هستند.
 سؤال اینجاست که با فرض تهیه و تدوین طرح مدیریت پایدار برای ۱۰۴ حوزه آبخیز جنگلی، برای دو فاز اجرا و نظارت و پایش چه باید کرد؟ آیا اجرای آن نیازمند زیرساخت‌های فنی و حفاظتی، ساختار اجرایی و نظارتی نیست؟ آیا به امکانات و تجهیزات حفاظتی و فنی، نیروی انسانی آموزش‌دیده و باتجربه و کارشناسان فنی و حفاظتی متخصص در بخش اجرا و نظارت نیازی نیست؟ دراین راستا چه باید کرد؟
تا استقرار کامل مدیریت پایدار و جنگلداری نوین آیا جنگل‌های هیرکانی نیاز به برنامه فنی و حفاظتی ندارد؟
 اگر چنین است!؟
 پس با ۳۲۰ هزار هکتار جنگل‌کاری سنواتی در هیرکانی چه باید کرد؟
با ۴۰ هزار هکتار سوزنی‌برگان استان گلستان که غالباً در اثر تنش آبی و رقابت با گونه‌های پهن‌برگ دچار خشکیدگی شده یا از بین رفته‌اند و اکنون خطر آتش‌سوزی را افزایش داده‌اند، چه باید کرد؟
 با زراعت چوب گیلان (۷ هزارهکتار) چه باید کرد؟
با سیل‌آورده‌ها و طوفان‌زده‌ها چه باید کرد؟
با برداشت‌های اجتناب‌ناپذیر ناشی از اجرای طرح‌های عمومی و عمرانی و برخی درخواست‌های عمومی و مردمی چه باید کرد؟
 با توجه به تجربیات میدانی و ستادی، صراحتاً عرض می‌کنم که تنها راه‌حل برای ساماندهی مسائل و پاسخگویی به ضرورت‌های فوق، تهیه یک برنامه فنی ـ حفاظتی کوتاه‌مدت تا زمان استقرار مدیریت پایدار جنگل و جنگلداری نوین در دوران‌گذار است. زیرا اهداف حفاظت و صیانت از جنگل صرفاً در چارچوب طرح و برنامه مدون و مصوب محقق خواهد شد.
حفاظت از جنگل دارای ابعاد چند گانه است و از دیر باز مهم‌ترین هدف و وظیفه سازمان است، به عبارت دیگر همه فعالیت‌هایی که در داخل جنگل انجام می‌شود چه اقدامات فنی و چه حفاظتی به نوعی در راستای دستیابی به پایداری اکوسیستم و حفاظت از آب و خاک (دو جز مهم اکوسیستم جنگل) است، بنابراین نباید حفاظت را صرفاً در بعد حفاظت فیزیکی تعریف و خلاصه کنیم، زیرا ابعاد دیگر آن یعنی حفاظت فنی بسیار مهم و ضروری است. برخلاف تصور، کمبود اعتبار مشکل اول سازمان نیست؛ مشکل اصلی، نحوه هزینه‌کرد و زمان هزینه‌کرد اعتبارات است. به عبارت دیگر، تصویب و تخصیص به‌موقع اعتبار از چالش‌های بودجه‌های عمومی کشور محسوب می‌شود. از آنجا که پروژه‌های منابع طبیعی بشدت به زمان و برنامه زمانی وابسته‌اند، وابسته کردن برنامه‌ها و پروژه‌ها به بودجه عمومی، تاکنون نتایج قابل قبولی در پی نداشته است؛ زیرا غالباً تخصیص منابع اعتباری در زمان مناسب انجام نمی‌شود.

برنامه اجرایی کوتاه مدت 
همزمان با طرح مدیریت پایدار
با عنایت به مسائل و شرایط فوق، آنچه در حال حاضر در اولویت برنامه‌های سازمان و معاونت امور جنگل، بویژه دفتر جنگلداری، قرار دارد، این است که همزمان با تهیه طرح و انجام مطالعات تفصیلی مدیریت پایدار، یک برنامه اجرایی کوتاه‌مدت سه تا پنج‌ساله تحت عنوان «فاز اول یا فاز مقدماتی جنگلداری نوین» تهیه و اجرا شود. هدف این برنامه، حفظ زیرساخت‌ها، جذب و تربیت کارشناسان جوان، ارتقای وضعیت کمی و کیفی بخش‌های فنی و حفاظتی، تقویت صف و حضور بیشتر کارشناسان و نیروها در خط مقدم جنگل، ایجاد و استقرار ساختار نظارتی و مدیریت حوزه آبخیز، تأمین امکانات و تجهیزات، بهره‌گیری از فناوری‌های نوین و در مجموع ایجاد شرایط مناسب برای اجرا، پایش، نظارت و ارزیابی طرح مدیریت پایدار جنگل یا استقرار جنگلداری نوین است؛ برنامه‌ای که به‌رغم همه محدودیت‌ها و مشکلات موجود، دفتر جنگلداری و امور بهره‌برداری با بضاعت اندک اما با رویکردی هوشمندانه، مبتنی بر برنامه زمانی و به دور از حاشیه‌سازی و هیاهو، آن را در دستور کار قرار داده است.  فاز اول جنگلداری نوین، یک برنامه کوتاه‌مدت برای حفظ، بهبود و ایجاد شرایط مناسب در دوران‌گذار به منظور اجرایی شدن و استقرار مدیریت پایدار جنگل است. این برنامه دارای مجموعه‌ای از اقدامات فنی و حفاظتی مدون و مصوب، پیوست‌های حقوقی، اجتماعی و رسانه‌ای بوده و بخش اعظم آن به حوزه حفاظت اختصاص دارد؛ از جمله پرداخت به‌موقع دستمزد نیروها، مرمت و بازسازی زیرساخت‌های فنی و حفاظتی، تکمیل امکانات و تجهیزات و در نهایت ایجاد ساختار مدیریت واحد در سطح حوزه آبخیز.
اولویت‌بندی و انتخاب حوزه‌های آبخیز در این دوره با هدف حل مشکلات موجود، براساس بررسی‌های کارشناسی و اعلام نیاز ادارات کل منابع طبیعی استان‌ها انجام شده است.

برداشت بدون ضابطه ممنوع
در خصوص برداشت درختان ریشه‌کن، شکسته و افتاده در داخل جنگل باید عرض کنم دفتر جنگلداری و امور بهره‌برداری سازمان با برداشت و خروج این درختان، بدون ضابطه فنی و حفاظتی و بدون داشتن برنامه مدون و مصوب، بشدت مخالف است. به عبارت دیگر، ما به دنبال برداشت تک‌تک درختان ریشه‌کن، شکسته و افتاده در تمام سطوح پارسل (بخش و قسمت) نیستیم؛ زیرا معتقدیم در این خصوص باید زیست‌سنجی صورت گیرد تا پراکنش، تنوع، تعداد و موجودی حجمی آنها در سطح پارسل مشخص شود.
سپس، بعد از کسر حجمی که برای تنظیم و حفظ چرخه طبیعی مواد و انرژی اکوسیستم مورد نیاز است، صرفاً مازاد بر حد تعادل اکوسیستم و با رعایت اصول فنی و حفاظتی برداشت و خارج شود؛ موضوعی که در حال حاضر نیز در دستور کار قرار ندارد.
اما در خصوص درختان ریشه‌کن، شکسته و افتاده تجمعی و غیرقابل اجتناب در ۱۳ حوزه آبخیز با سطحی معادل ۳۶۹ هزار هکتار (موضوع تبصره یک ماده ۳۶)،
برآورد اولیه ما ۱۳۰ هزار مترمکعب بود که پس از بررسی‌های میدانی به ۷۰ هزار مترمکعب در یک دوره سه ‌ساله کاهش یافت. لازم به ذکر است حدود ۴۰ درصد از این حجم مربوط به بهره‌برداری از درختان ناشی از اجرای پروژه‌های عمومی و عمرانی، ساماندهی رودخانه‌های اصلی و دائمی، درخواست‌های مردمی، درختان مزاحم مسیر برق و موارد مشابه است که در حال حاضر نیز برداشت می‌شوند. مابقی این درختان (ریشه‌کن، شکسته و افتاده تجمعی) مربوط به بروز حواث طبیعی غیرمترقبه ناشی از طوفان، سیل، برف سنگین، لغزش و رانش زمین و سایر حوادث پیش‌بینی‌ نشده است. به عبارت دیگر، ما با هدف برداشت درختان ریشه‌کن، شکسته و افتاده برنامه تهیه نکرده‌ایم، بلکه چون برداشت این درختان در برخی موارد اجتناب‌ناپذیر است، برای ساماندهی آن برنامه‌ریزی کرده‌ایم تا درآمد حاصل از آن در همان حوزه آبخیز و در بخش‌های فنی و حفاظتی هزینه شود. این اقدام علاوه بر کمک به حل بخشی از مشکلات موجود، موجب ایجاد اشتغال مستقیم و غیرمستقیم شده و در اقتصاد محلی نیز اثرگذار خواهد بود.
 
چقدر از درختان شکسته و ‌افتاده برداشت می‌شود؟
با توجه به اینکه موجودی حجمی درختان ریشه‌کن، شکسته و ‌افتاده و پسماند چوبی در جنگل‌های هیرکانی به طور متوسط ۲۰.۸۶ مترمکعب در هکتار برآورد شده است، با فرض برداشت ۴۰ هزار مترمکعب در سطح ۳۶۹ هزار هکتار طی سه سال، صرفاً حدود نیم درصد از این حجم برداشت خواهد شد و بیش از ۹۹.۵ درصد آن در جنگل باقی خواهد ماند و نقش خود را در پایداری اکوسیستم و تنظیم چرخه طبیعی مواد و انرژی ایفا خواهد کرد.
 در شرایط کنونی آن چیزی که باید به آن توجه کنیم این است که برداشت یا عدم برداشت این درختان چه دستاوردی در مدیریت و اجرای برنامه‌های فنی و حفاظتی جنگل به همراه خواهد داشت؟
در صورتی که این درختان اجتناب‌ناپذیر برداشت و خارج نشوند، علاوه بر تشدید خسارات ناشی از سیلاب، تخریب زیرساخت‌های موجود به دلیل انسداد آبراهه‌ها، ورودی پل‌ها و بستر رودخانه‌ها و نیز افزایش خطر گسترش آتش‌سوزی، سایر اقدامات فنی و حفاظتی و سرمایه‌های موجود در جنگل نظیر ساختمان‌های نظارت طرح، ایست‌های بازرسی، نگهبانی‌ها و سایر تأسیسات (به دلیل عدم تأمین یا تخصیص بموقع اعتبار دولتی) به‌تدریج از بین خواهند رفت و در آینده نیازمند سرمایه‌گذاری‌های کلان برای بازسازی خواهند بود.
آنچه مسلم است این که برنامه کوتاه‌مدت «فاز اول جنگلداری نوین» نه بازگشت به الگوهای جنگلداری کلاسیک است و نه استمرار وضع موجود؛ بلکه برنامه‌ای برای‌ گذار تدریجی، علمی و واقع‌بینانه به سمت استقرار مدیریت پایدار جنگل است.
لازم است برخی از اقدامات معاونت امور جنگل در سال‌های اخیر نیز به استحضار برسد:
۱- انجام مطالعات ارزیابی توان اکولوژیک (مطالعات آمایشی با مقیاس ۱:۵۰ هزار) به منظور تعیین کاربری‌ها و پهنه‌های مناسب در سطح ۱۰۴ حوزه آبخیز به وسعت ۲ میلیون و ۹۱۲ هزار هکتار و ایجاد یک بانک اطلاعاتی ارزشمند برای اولین‌بار.
۲- آغاز مجدد تهیه طرح به شیوه امانی پس از سال‌ها رکود، همراه با جذب، آموزش و پرورش کارشناسان و مهندسان جوان با هدفگذاری ۱۶۰ نفر که در حال حاضر ۷۰ نفر از آنان در حال تهیه طرح هستند؛ اقدامی مؤثر در بازسازی بدنه کارشناسی سازمان، بویژه در بخش نظارت و نیز کاهش هزینه‌های تهیه طرح.
۳- تهیه و به‌روزرسانی نقشه‌ها، کنترل مرزهای حوزه‌های آبخیز، تکمیل اطلاعات علوم پایه، شناخت اجزای اکوسیستم و تدوین برنامه‌های زمانی و مکانی در سطح آبخیز.
۴- اتمام پروژه ارزیابی کمی و کیفی جنگل‌ها با متدولوژی جدید و استفاده از فناوری‌های هوشمند و برخط، به شیوه امانی و با به‌کارگیری کارشناسان جوان.
۵- توجه ویژه به ابعاد اقتصادی و اجتماعی، بویژه مشارکت و تحلیل ذی‌نفعان و انجام مطالعات مرتبط به صورت مستقل در سطح حوزه‌های آبخیز.
۶- توجه ویژه به حوزه حفاظت و حمایت جنگل و انجام مطالعات مرتبط به صورت مستقل در سطح حوزه‌های آبخیز.
۷- انجام همزمان مطالعات تفصیلی مدیریت پایدار جنگل در ۲۶ حوزه آبخیز به دو شیوه پیمانی و امانی.
لازم به ذکر است، هدف اقتصادی و اجتماعی سازمان در اجرایی شدن برنامه‌های فنی و حفاظتی فوق، درآمدزایی برای دولت یا جبران کسری اعتبار نیست، بلکه مهم‌ترین هدف اجرای تکالیف قانونی در جهت بهبود وضعیت فنی و حفاظتی (صیانت) جنگل، کاهش میزان ریسک‌پذیری و مخاطرات اکوسیستم جنگل (ارتقای ضریب حفاظتی جنگل) و احیای مجدد تعاونی جنگل‌نشینان است. به عبارت دیگر، تمام درآمد‌های حاصل، برای بهبود وضعیت جنگل همان حوزه آبخیز هزینه می‌شود و در اقتصاد و معیشت محلی آن منطقه تأثیر مستقیم و غیرمستقیم دارد (در واقع موجب توان‌افزایی جنگل‌نشینان می‌شود).
در پایان باید یادآوری کنم؛ کدام سازمانی را می‌شناسید که دارای سابقه و تجربه مدیریتی و شش دوره طرح جنگلداری تجدیدنظر، معادل ۶۰ سال تجربه مستمر در برخی مناطق جنگل‌های هیرکانی باشد؟
تقاضا دارم به علم مدیریت جنگل و تجربیات ارزشمند شصت ‌ساله گذشته توجه کنیم، واقع‌بینانه بیندیشیم، صادقانه نقد کنیم و بر اساس واقعیات میدانی اظهارنظر نماییم و کمک کنیم تیم حاضر بتواند مشکلات موجود را حل کند؛ زیرا موفقیت این مسیر در گرو هم‌افزایی سازمان، دانشگاه‌ها، مراکز تحقیقاتی، صاحب‌نظران، جوامع محلی، رسانه‌ها و همه دغدغه‌مندان منابع طبیعی کشور است و ما برای دیدگاه‌ها و نظرات آنان احترام قائلیم.
همچنین سازمان و معاونت امور جنگل در گذشته از دانشکده‌های منابع طبیعی، مؤسسه تحقیقات منابع طبیعی و آبخیزداری و دانشگاه علوم و تحقیقات تهران برای همکاری در تهیه طرح‌های تفصیلی ـ اجرایی مدیریت پایدار جنگل در حوزه‌های آبخیز مورد نظر دعوت به همکاری کرده‌ است. هم‌اکنون نیز از همه دانشکده‌های منابع طبیعی، صاحب‌نظران و علاقه‌مندان درخواست می‌شود با ارائه راهکارها و تجربیات خود در این مسیر و یا تهیه طرح‌های تفصیلی‌-‌اجرایی، همراه و یاریگر سازمان باشند.