در حافظه موقت ذخیره شد...
تشییع و وداع با رهبر شهید (۳)
معاون علمی-فرهنگی معاون اول رئیس جمهور
در جریان جنگ تحمیلی 12 روزه به دلیل تهدیدهای مستقیم دشمن علیه مقامات ارشد کشور بویژه رهبر شهید انقلاب، اتخاذ تدابیر امنیتی و محدود شدن حضور رسانهای مسئولان امری طبیعی بود. همین شرایط زمینه را برای عملیات روانی و فضاسازی رسانههای معاند فراهم کرد. آنان با انتشار شایعاتی مبنی بر دوربودن رهبر شهید انقلاب از صحنه اداره کشور، تلاش داشتند این تصور را القا کنند که مدیریت کشور دچار اختلال شده است. اما روند تحولات بهتدریج نادرستی همه این روایتها را نشان داد. در همان روز اول جنگ، پس از شهادت جمعی از فرماندهان عالیرتبه، انتصاب سریع جانشینان و صدور احکام آنان از سوی رهبر شهید، نشان داد که هدایت و تدبیر امور کشور با اقتدار ادامه دارد. این اقدامات، همراه با سایر تصمیمهای راهبردی بهروشنی بیانگر آن بود که مدیریت کشور در متن میدان جریان دارد و شایعات مطرحشده، بیش از آنکه به واقعیت نزدیک باشد بخشی از جنگ روانی دشمن است. با وجود این فضاسازیها ادامه یافت تا اینکه با آغاز جنگ رمضان و انجام عملیات تروریستی دشمن آمریکایی-صهیونیستی که به شهادت رهبر انقلاب در دفتر کار ایشان انجامید، همه این شبهات یکباره فرو ریخت. شهادت ایشان نشان داد که برخلاف ادعاهای مطرحشده، رهبر انقلاب تا آخرین لحظات در محل کار خود مشغول اداره امور بودند و با وجود همه تهدیدها، مسئولیت هدایت کشور را ترک نکردند. این رفتار جلوهای از روحیهای بود که همواره بر آن تأکید داشتند؛ اینکه مسئولیت، اقتضای پذیرش خطر را نیز در خود دارد و مدیران کشور همانند رزمندگان میدان دفاع باید در سختترین شرایط هم در کنار مردم بمانند. شهادت ایشان الگویی روشن از رهبری مسئولانه، شجاعانه و متعهدانه را به نمایش گذاشت؛ رهبری که میدان را ترک نکرد و تا واپسین لحظه در مسیر انجام وظیفه باقی ماند. همین واقعیت بسیاری از تبلیغات دشمن را خنثی کرد و تصویری متفاوت از حقیقت جنگ را پیش روی افکار عمومی قرار داد.
در اولین ساعات پس از این ترور نیز رسانههای معاند تلاش کردند با روایتسازیهای جدید، فضای جامعه را تحت تأثیر قرار دهند، اما واکنش مردم به سرعت معادلات آنان را بر هم زد. نهتنها در تهران، بلکه در سراسر ایران و حتی در میان ایرانیان و ایراندوستان مقیم سایر کشورها و بسیاری از آزادیخواهان جهان، موجی از همدلی و تأثر شکل گرفت. مردم با حضور در خیابانها، میدانها، دانشگاهها، مراکز فرهنگی و ارسال پیامهای همدلانه در فضای مجازی بر ادامه راه رهبر شهید و دفاع از آرمانهای ایشان تأکید کردند.
این حضورصرفاً یک واکنش احساسی نبود، بلکه نشانهای از انسجام اجتماعی و سرمایه ملی بود که در بزنگاههای تاریخی خود را آشکار میکند. جامعه ایران نشان داد هرگاه استقلال، عزت و تمامیت ارضی کشور هدف قرار گیرد، اختلاف نظرهای سلیقهای رنگ میبازد و همبستگی ملی جای آن را میگیرد. همین سرمایه اجتماعی مهمترین پشتوانه کشور در برابر تهدیدهای خارجی بود. در روزهایی که حملات دشمن ادامه داشت مردم میدان را ترک نکردند، دولت به فعالیت متعهدانه خود ادامه داد، صنعتگران چرخه تولید را حفظ کردند، نیروهای مسلح با اقتدار در میدان ایستادند، دانشگاهیان، اصحاب رسانه، هنرمندان، کارگران، کشاورزان، عشایر، مرزنشینان و اقشار مختلف جامعه، هر یک به سهم خود مسئولیت خویش را ایفا کردند. این حضور فراگیر نشان داد قدرت یک ملت تنها در تجهیزات نظامی خلاصه نمیشود، بلکه به میزان اعتماد، همبستگی و احساس مسئولیت شهروندان آن وابسته است.
در آن روزها شعارهایی که بر حفظ عزت، استقلال و تمامیت ارضی ایران تأکید داشت، بازتاب گستردهای یافت و به نماد اراده ملی تبدیل شد. پیام مشترک مردم روشن بود؛ دفاع از ایران و حفظ استقلال کشور، اصلی است که هیچ تهدیدی نمیتواند آن را متزلزل کند. بازتاب این حادثه به مرزهای ایران محدود نماند. ایرانیان خارج از کشور، مسلمانان و شیعیان منطقه بویژه در عراق، لبنان، پاکستان و ترکیه و نیز بسیاری از ملتهای آزادیخواه نسبت به این واقعه واکنش نشان دادند و آن را به نمادی از مقاومت در برابر تجاوز تبدیل کردند. این واقعه نشان داد همانگونه که حیات رهبران بزرگ منشأ حرکتهای اجتماعی است، شهادت آنان نیز میتواند آغازگر موجی تازه از همبستگی و بیداری باشد. شهادت رهبر انقلاب چنین تأثیری بر جای گذاشت و معادلاتی را که دشمن بر پایه فروپاشی روحیه ملت ایران طراحی کرده بود بر هم زد.
برخلاف تصور متجاوزان که گمان میکردند طی چند روز ایران را وادار به عقبنشینی خواهند کرد، مقاومت جانانه مردم و نیروهای مسلح ادامه یافت، به گونهای که با وجود بهرهگیری دشمن از پیشرفتهترین تجهیزات نظامی، اطلاعاتی و پشتیبانی گسترده سایر قدرتها، ملت ایران صحنه را خالی نکرد. ایستادگی مردم، تابآوری اجتماعی و انسجام ملی، در کنار توان دفاعی کشور، موجب شد اهداف متجاوزان محقق نشود و آنان در نهایت ناچار به پذیرش آتشبس شوند. البته آثار این همبستگی به دوران جنگ محدود نماند. پس از آتشبس نیز مسیر دفاع از منافع ملی در عرصههای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و دیپلماسی ادامه یافت. اقشار مختلف مردم، دانشگاهیان، اصحاب رسانه، نخبگان و گروههای مختلف اجتماعی، با وفاق و همدلی، از منافع ملی و حقوق کشور حمایت کردند و نشان دادند مقاومت تنها در میدان نظامی معنا پیدا نمیکند، بلکه در عرصه دیپلماسی، اقتصاد، فرهنگ و اجتماع نیز استمرار دارد. در این مسیر اصول راهبردی «عزت»، «حکمت» و «مصلحت» همچنان مبنای حرکت کشور باقی ماند؛ اصولی که هم بر حفظ کرامت ملی تأکید دارد، هم عقلانیت را در تصمیمگیریها محور قرار میدهد و هم تأمین منافع بلندمدت ملت را دنبال میکند. تجربه این روزها نشان داد هرگاه سرمایه اجتماعی، اقتدار دفاعی و دیپلماسی هوشمند در کنار یکدیگر قرار گیرند، امکان عبور از سختترین بحرانها نیز فراهم خواهد شد. اکنون که ملت ایران در آستانه آیین تشییع و وداع با رهبر شهید قرار دارد، این مراسم تنها بدرقه پیکر مطهر یک رهبر نیست؛ بلکه تجلی دوباره وحدت ملی، سرمایه اجتماعی و وفاداری مردمی است که در سختترین روزها نشان دادند عزت، استقلال و تمامیت ارضی ایران، ارزشی مشترک و فراتر از همه اختلافهاست. بیتردید این حضور، تصویری ماندگار از همبستگی ملت ایران در برابر جهانیان به نمایش خواهد گذاشت و نشان خواهد داد که راه رهبر شهید با اتکا به عقلانیت، مردمداری، مقاومت و امید همچنان ادامه دارد.

