نگاهی به زندگی و اندیشه زنده یاد مرتضی نعمت‌الهی

میراث ماندگار یک مجسمه‌ساز در سیمای اصفهان

علیرضا شهریاری
طراح گرافیک

در تاریخ هنرمعاصر ایران، برخی هنرمندان تنها با آثارشان شناخته نمی‌شوند، بلکه نوع نگاه آنان به فرهنگ، تاریخ و جامعه نیز بخشی از هویت حرفه‌ای‌شان را شکل می‌دهد. مرتضی نعمت‌الهی را باید در شمار این گروه دانست؛ هنرمندی که مجسمه‌سازی را صرفاً عرصه آفرینش فرم و حجم نمی‌دید، بلکه آن را ابزاری برای بازخوانی حافظه تاریخی و فرهنگی جامعه می‌دانست. از این منظر، بررسی کارنامه او تنها مرور زندگی یک مجسمه‌ساز نیست، بلکه مطالعه بخشی از روند شکل‌گیری هنر شهری معاصر و نسبت آن با هویت ایرانی است.
 نعمت‌الهی در اصفهان زاده شد. شهری که مهم‌ترین منبع الهام و شکل‌دهنده جهان ذهنی او بود. اصفهان برای او صرفاً یک مکان جغرافیایی نبود، بلکه مجموعه‌ای از نشانه‌های فرهنگی، تاریخی و زیبایی‌شناختی به شمار می‌رفت که در نگاه و اندیشه‌اش رسوخ کرده بود. به همین دلیل، با وجود سال‌هایی که در اروپا و بویژه فرانسه سپری کرد و با جریان‌های هنر مدرن آشنا شد، بار دیگر به اصفهان بازگشت؛ بازگشتی که بیش از یک انتخاب مکانی، رجوعی آگاهانه به ریشه‌های فرهنگی و هویتی بود.
 تجربه حضور در اروپا افق‌های تازه‌ای را پیش روی او گشود. آشنایی با هنر معاصر غرب و مشاهده نمونه‌های موفق مجسمه‌سازی شهری، به گسترش زبان بصری او کمک کرد. با این حال، این تجربه‌ها هرگز به گسست از هویت بومی منجر نشد. نعمت‌الهی نه به تقلید از الگوهای غربی روی آورد و نه در گذشته متوقف ماند. هنر او حاصل گفت‌وگویی میان تجربه جهانی و ریشه‌های ایرانی بود؛ گفت‌وگویی که در آن اصفهان همواره حضوری تعیین‌کننده داشت.
 در نگاه نعمت‌الهی، مجسمه‌سازی هنری وابسته به فضا بود. او معتقد بود مجسمه زمانی به معنای کامل خود دست می‌یابد که با محیط پیرامون وارد تعامل شود. ازهمین رو، بخش مهمی از فعالیت‌های او به خلق آثار شهری اختصاص یافت؛ آثاری که برای میدان‌ها، خیابان‌ها و فضاهای عمومی طراحی می‌شدند و بخشی از تجربه روزمره شهروندان را شکل می‌دادند.
 این نگرش در اصفهان اهمیتی ویژه داشت. شهری که قرن‌ها هنر، معماری و فرهنگ در آن درهم تنیده شده و هویتی منحصربه‌فرد پدید آورده است. نعمت‌الهی به‌خوبی می‌دانست که مجسمه شهری در چنین بستری نمی‌تواند صرفاً عنصری تزئینی باشد، بلکه باید بخشی از روایت فرهنگی شهر را بازتاب دهد. به همین دلیل، بسیاری از آثار او به شخصیت‌های تاریخی، ادبی و فرهنگی اختصاص یافت؛ شخصیت‌هایی که حضورشان در فضای عمومی، حافظه جمعی جامعه را زنده نگه می‌دارد و میان گذشته و حال پیوند برقرار می‌کند.
 از منظر فنی نیز کارنامه او قابل توجه است. نعمت‌الهی شناختی دقیق از ساختار حجم، تناسبات انسانی و ظرفیت‌های بیانی مواد مختلف داشت. آثارش از استحکام ساختاری، تعادل بصری و انسجام فرمی برخوردار بودند و درعین حال ارتباطی روشن با مخاطب برقرار می‌کردند. او به‌خوبی می‌دانست که مجسمه شهری باید علاوه بر ارزش‌های زیبایی‌شناختی، از خوانایی بصری نیز برخوردار باشد و بتواند با مخاطبان گسترده ارتباط برقرار کند.
 اما شاید مهم‌ترین ویژگی او را باید در اندیشه فرهنگی‌اش جست‌وجو کرد. نعمت‌الهی از هنرمندانی بود که به مسأله هویت می‌اندیشید. او بر ضرورت شناخت سنت تأکید داشت، اما سنت را نه به معنای تکرار گذشته، بلکه سرمایه‌ای فرهنگی برای ساختن آینده می‌دانست. در نگاه او، جامعه‌ای که پیوند خود را با ریشه‌های فرهنگی‌اش از دست بدهد، در مواجهه با تحولات جدید نیز دچار سرگردانی خواهد شد.
 از منظر جامعه‌شناسی هنر، فعالیت‌های او نمونه‌ای موفق از حضور هنر در عرصه عمومی به شمار می‌آید. بسیاری از آثار هنری تنها برای مخاطبان خاص خلق می‌شوند، اما آثار نعمت‌الهی وارد زندگی روزمره مردم شدند و در شکل‌گیری هویت بصری شهر نقش ایفا کردند. شهروندان اصفهان سال‌هاست در مسیرهای روزانه خود با بخشی از میراث هنری او مواجه می‌شوند؛ میراثی که آرام و بی‌ادعا در حافظه جمعی شهر حضور دارد.
 اگر امروز از هویت فرهنگی اصفهان سخن می‌گوییم، نمی‌توان نقش هنرمندانی چون مرتضی نعمت‌الهی را نادیده گرفت. او از نسلی بود که هنر را مسئولیتی اجتماعی و فرهنگی می‌دانست. به همین دلیل، آثارش تنها محصول مهارت فردی نیستند، بلکه بخشی از سرمایه فرهنگی و نمادین یک شهر به شمار می‌آیند.
 مرتضی نعمت‌الهی هنرمندی بود که میان تجربه جهانی و تعلق بومی تعادلی کم‌نظیر برقرار کرد. او نشان داد که مجسمه‌سازی می‌تواند فراتر از آفرینش یک اثر زیبا، به ابزاری برای حفظ حافظه تاریخی، تقویت هویت فرهنگی و ایجاد گفت‌وگو میان گذشته و آینده تبدیل شود؛ میراثی که برای اصفهان و هنر معاصر ایران همچنان ارزشمند و ماندگار خواهد ماند.