این بازی، دوئل دو تیمی است که هرکدام فوتبال را با زبان متفاوتی روایت میکنند؛ انگلیس با ضرباهنگی مستقیم و پرقدرت، کرواسی با نگاهی ظریف و حسابگر. انگلیس معمولاً میخواهد بازی را به جلو هل بدهد؛ پاسهای رو به پیش، دوندگی بیوقفه و استفاده از عرض زمین برای کشیدن خط دفاعی حریف. در ساختار 4-3-3، وینگرها مثل موتورهای کناری عمل میکنند و با نفوذهای پیاپی، موقعیت خلق میشود.کرواسی اما بیشتر به کنترل فکر میکند تا تسخیر. آنها توپ را نگه میدارند، سرعت بازی را تنظیم میکنند و با چرخشهای هوشمندانه در میانه میدان، حریف را از فرم خارج میکنند. هافبکهایشان نهفقط بازیکن، بلکه طراح صحنهاند؛ کسانی که میتوانند با یک پاس، چند خط را حذف کنند. وقتی فضا شکل بگیرد، حملهشان ناگهانی و دقیق است.
سرنوشت این مسابقه در تقابل ریتمها رقم میخورد؛ اگر انگلیس بتواند بازی را به دویدن و برخورد بکشاند، دست بالا را خواهد داشت. اما اگر کرواسی موفق شود جریان را کُند و قابل پیشبینی کند، نبض بازی را در اختیار میگیرد. اینجا، نبرد سرعت در برابر شعور بازی است؛ جایی که هرکدام بتواند دیگری را به زمین خودش بکشاند، پیروز میدان خواهد بود.