ایران در روز ملی خانواده دگردیسی ساختار این نهاد را بررسی می‌کند

حرکت از «اطاعت محوری» به سمت «تفاهم محوری»

سمیه افشین فر
گروه اجتماعی


دیگر از آن خانه‌هایی که سه نسل زیر یک سقف زندگی می‌کردند و صدای قاشق و چنگال‌هایشان در سفره‌ای عریض به گوش می‌رسید، خبر چندانی نیست. در دهه‌های گذشته همواره خانواده به عنوان یک نهاد سرنوشت‌ساز و نفوذناپذیر شناخته می‌شد، اما در حال حاضر نگاهی به درون خانواده‌ها نشان می‌دهد که انگار چیزی تغییر کرده است. بررسی وضعیت جامعه‌شناختی خانواده در ایران مستلزم نگاهی گذرا به‌گذار سریع از «سنت» به «مدرنیته» در چند دهه اخیر است. جامعه ایران در حال تجربه یک تغییر ساختاری در نهاد خانواده است. روز خانواده فرصتی است تا به این واقعیت توجه کنیم که آینده جامعه بیش از هر چیز به کیفیت روابط خانوادگی وابسته است.
دکتر مصطفی آب‌روشن، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه نیز با بیان اینکه خانواده یکی از کهن‌ترین و پایدارترین نهادهای اجتماعی است که در طول تاریخ همواره نقش اصلی را در انتقال ارزش‌ها، تربیت نسل‌ها، ایجاد امنیت روانی و حفظ انسجام اجتماعی بر عهده داشته، به «ایران» می‌گوید: «همانند سایر نهادهای اجتماعی، خانواده نیز از تحولات اقتصادی، فرهنگی، فناوری و سبک زندگی مدرن تأثیر پذیرفته و از شکل سنتی خود فاصله گرفته است. در خانواده سنتی، روابط بر پایه اقتدار والدین، تقسیم نقش‌های ثابت میان زن و مرد، پیوندهای گسترده خویشاوندی و حضور چند نسل در کنار یکدیگر استوار بود. این ساختار اگرچه از ثبات و انسجام بالایی برخوردار بود، اما در بعضی از خانواده‌ها آزادی‌های فردی را محدود می‌کرد و امکان انتخاب مستقل را کاهش می‌داد.»

شهرنشینی و مرگ شبکه حمایتی
مهاجرت از روستا به شهر و تبدیل خانه‌های ویلایی بزرگ به آپارتمان‌های کوچک، خانواده را از یک «شبکه اجتماعی گسترده» به یک «واحد هسته‌ای منزوی» تبدیل کرده است. در گذشته، مادربزرگ‌ها، خاله‌ها و عمه‌ها در تربیت فرزندان نقش داشتند. امروز، خانواده هسته‌ای (زن، شوهر و تک‌فرزند) در آپارتمان‌های خود محبوس شده‌اند. وقتی حمایت‌های اجتماعی شبکه خانواده حذف می‌شود، فشار روانی مستقیماً بر دوش زوجین قرار می‌گیرد و تاب‌آوری آنها در برابر چالش‌ها بشدت کاهش پیدا می‌کند. به نظر آب‌روشن، خانواده مدرن بر فردیت، برابری نسبی اعضا، گفت‌وگو، انتخاب آگاهانه و استقلال اقتصادی استوار شده است. او می‌گوید: «کاهش تعداد فرزندان، افزایش اشتغال زنان، گسترش شهرنشینی، تحصیلات عالی و ظهور فناوری‌های ارتباطی از مهم‌ترین عواملی هستند که چهره خانواده را در دهه‌های اخیر دگرگون کرده‌اند. این تحول نه به معنای نابودی خانواده بلکه نشانه سازگاری این نهاد با شرایط جدید زندگی است؛ چون خانواده همواره برای بقا ناچار بوده است خود را با تغییرات اجتماعی هماهنگ کند.» ساختار خانواده در ایران به‌طور سنتی «گسترده» (شامل چند نسل در یک خانه) بوده است، اما امروزه خانواده «هسته‌ای» (والدین و فرزندان) به الگوی غالب تبدیل شده است. به اعتقاد این استاد دانشگاه به دلیل تغییرات سبک زندگی، فشارهای اقتصادی و اولویت‌بندی‌های شغلی، نرخ باروری در ایران کاهش محسوسی یافته و خانواده‌های ایرانی به‌سمت کوچک‌تر شدن پیش می‌روند. او می‌گوید: «در گذشته، نقش خانواده و بزرگ‌ترها در فرآیند ازدواج پررنگ بود، اما امروزه فاکتورهای فردگرایانه جایگاه بالاتری پیدا کرده‌اند. جوانان نسبت به نسل‌های قبل، استقلال عمل بیشتری در انتخاب همسر دارند. به دلیل عواملی نظیر تحصیلات عالیه (به‌ویژه در زنان)، عدم ثبات اقتصادی و تغییر در اولویت‌های فردی، سن ازدواج به‌طور قابل‌توجهی بالا رفته است.» به نظر این جامعه‌شناس یکی از بارزترین تحولات جامعه‌شناختی در ایران، تغییر نقش زن در خانواده است. او معتقد است: «افزایش سطح تحصیلات و مشارکت اجتماعی زنان باعث شده تا مدل کلاسیک «مرد نان‌آور - زن خانه‌دار» به چالش کشیده شود. امروزه در بسیاری از خانواده‌های ایرانی، زنان نقش فعالی در تأمین هزینه‌های خانواده دارند که این امر تعادل قدرت در درون خانه را بازتعریف کرده است. با تغییر نقش‌ها، توقعات مردان و زنان از یکدیگر نیز تغییر کرده است که اگر مهارت‌های ارتباطی نباشد، می‌تواند منجر به افزایش تعارضات زناشویی شود.» او با اشاره به چالش‌های نوظهور در خانواده ایرانی می‌گوید:«آمار طلاق در دهه‌های اخیر رشد داشته است.این پدیده محصول ترکیب پیچیده‌ای از عوامل اقتصادی، تغییر در انتظارات فردی، کاهش تاب‌آوری در برابر مشکلات و کمرنگ شدن نقش‌های میانجیگری ریش‌سفیدان خانواده است. همچنین به دلیل سرعت تحولات دیجیتال و فرهنگی، تفاوت دیدگاه میان والدین که در فضای سنت و ارزش‌های کلاسیک رشد کرده‌اند و فرزندان نسل Z و بعد از آن بسیار عمیق‌تر از گذشته شده است و این موضوع مدیریت خانواده را دشوار کرده است. بنابراین با توجه به تغییرات سبک زندگی، حمایت‌های عاطفی و مراقبتی از سالمندان و کودکان در برخی لایه‌های جامعه ضعیف‌تر شده است.»

تغییر شکل خانواده
خانواده در حال «تغییر شکل» است. ما در حال حرکت از «خانواده‌های وظیفه‌گرا» به سوی «خانواده‌های عاطفه‌گرا» هستیم. الگوهای قدیمی کمرنگ شده‌اند و ما هنوز در حال تجربه و ساختن الگوهای جدیدی هستیم که بتوانند بدون فشار سنت، پیوند میان انسان‌ها را در دنیای مدرن حفظ کنند. این جامعه شناس هم یکی از مهم‌ترین نگرانی‌هایی که در برابر‌گذار از خانواده سنتی به خانواده مدرن مطرح می‌شود، را مسأله کاهش کارکردهای خانواده مطرح می‌کند و توضیح می‌دهد: «بسیاری تصور می‌کنند که با ضعیف شدن اقتدار سنتی، کاهش ارتباطات خویشاوندی و افزایش استقلال فردی، خانواده دیگر قادر به ایفای نقش تاریخی خود نخواهد بود. اما واقعیت این است که کارکردهای اصلی خانواده همچنان پابرجاست، هرچند شیوه تحقق آنها تغییر کرده است. نیاز انسان به محبت، تعلق، حمایت عاطفی، امنیت روانی و جامعه‌پذیری همچنان وجود دارد و هیچ نهاد دیگری نتوانسته به طور کامل جای خانواده را در این زمینه‌ها بگیرد.» به گفته آب‌روشن آنچه تغییر کرده، شکل روابط است. او می‌گوید: «در گذشته اطاعت و سلسله‌مراتب عامل انسجام خانواده بود، اما در خانواده مدرن گفت‌وگو، احترام متقابل و مشارکت جای آن را گرفته است. اگر در گذشته اقتدار پدر خانواده ضامن نظم محسوب می‌شد، امروز اعتماد متقابل و مسئولیت‌پذیری مشترک نقش مشابهی ایفا می‌کند.»

چالش‌های خانواده مدرن
گوشی‌های هوشمند، دنیای دیگری را به درون خصوصی‌ترین فضای خانه آورده‌اند. جامعه‌شناسان از مفهوم «حضور غایب» سخن می‌گویند؛ وقتی اعضای خانواده در کنار هم هستند، اما هر کدام در دنیای دیجیتال خود سیر می‌کنند. این شکاف دیجیتال، گفت‌وگوی بین‌نسلی را که چسب اتصال سنت به مدرنیته بود، دچار گسست کرده است.
این جامعه‌شناس معتقد است خانواده مدرن با چالش‌های تازه‌ای نیز روبه‌رو است. او توضیح می‌دهد: «گسترش فناوری‌های دیجیتال، حضور گسترده شبکه‌های اجتماعی، افزایش فشارهای اقتصادی، ساعات طولانی کار و سرعت بالای زندگی شهری موجب شده است که اعضای خانواده زمان کمتری را در کنار یکدیگر سپری کنند. در بسیاری از خانه‌ها افراد زیر یک سقف زندگی می‌کنند، اما هر یک در جهان دیجیتال خود غرق هستند. این وضعیت می‌تواند احساس تنهایی، فاصله عاطفی و ضعف ارتباط میان نسل‌ها را افزایش دهد. از سوی دیگر، انتظارات فزاینده از زندگی مشترک و تأکید بر رضایت فردی گاهی سبب شکنندگی بیشتر روابط می‌شود.» به نظر این استاد دانشگاه در چنین شرایطی حفظ خانواده دیگر صرفاً به معنای زندگی در کنار یکدیگر نیست، بلکه نیازمند سرمایه‌گذاری آگاهانه بر کیفیت روابط است. او می‌گوید: «خانواده مدرن زمانی موفق خواهد بود که اعضای آن مهارت گفت‌وگو، حل تعارض، همدلی و همکاری را بیاموزند. در واقع، آنچه خانواده را حفظ می‌کند نه دیوارهای خانه بلکه پیوندهای عاطفی و اخلاقی میان اعضای آن است.»
آب‌روشن می‌گوید: «برای حفظ کارکردهای خانواده در دنیای جدید باید میان سنت و مدرنیته نوعی تعادل ایجاد کرد. نه بازگشت کامل به الگوهای سنتی ممکن است و نه رها کردن کامل میراث فرهنگی خانواده عاقلانه به نظر می‌رسد. بسیاری از ارزش‌های مثبت خانواده سنتی همچون احترام به سالمندان، مسئولیت‌پذیری نسبت به اعضای خانواده، حمایت متقابل و اهمیت روابط خویشاوندی همچنان می‌توانند در زندگی مدرن نقش‌آفرین باشند. در عین حال، این ارزش‌ها باید با اصول جدیدی چون برابری، آزادی انتخاب، کرامت فردی و مشارکت دموکراتیک در تصمیم‌گیری‌های خانوادگی همراه شوند. خانواده‌ای که بتواند این دو بعد را با یکدیگر ترکیب کند، از ظرفیت بیشتری برای مقابله با چالش‌ها برخوردار خواهد بود. ایجاد زمان‌های مشخص برای گفت‌وگو، صرف غذا در کنار یکدیگر، مشارکت در فعالیت‌های جمعی، توجه به نیازهای عاطفی کودکان و سالمندان و کاهش وابستگی افراطی به فضای مجازی از جمله اقداماتی است که می‌تواند انسجام خانواده را تقویت کند.» به نظر این جامعه‌شناس توسعه اقتصادی، پیشرفت فناوری و رشد شهرنشینی هرچند ضروری هستند، اما بدون وجود خانواده‌های سالم و توانمند نمی‌توانند به تنهایی سعادت اجتماعی را تضمین کنند. او می‌گوید: «خانواده ایرانی امروز در یک وضعیت میانی قرار دارد؛ یعنی نه کاملاً با الگوهای سنتی گذشته منطبق است و نه به طور کامل به الگوهای مدرن غربی پیوسته است. این وضعیتِ «گذار»، موجب ایجاد اصطکاک در روابط شده است؛ چرا که بسیاری از افراد در تلاشند ارزش‌های مدرن (مانند برابری‌خواهی و استقلال فردی) را با سنت‌های پایدار (مانند قداست ازدواج و پیوندهای خویشاوندی) تلفیق کنند. نهاد خانواده در ایران در حال «بازسازی خود» است.» اگرچه برخی نگران فروپاشی سنت‌ها هستند، اما بسیاری از جامعه‌شناسان معتقدند که خانواده ایرانی در حال رسیدن به یک «تعادل جدید» است. آب‌روشن می‌گوید: «خانواده همچنان مهم‌ترین منبع حمایت عاطفی و اقتصادی در ایران باقی مانده، اما کارکردهای آن از «اطاعت‌محوری» به سمت «تفاهم‌محوری» در حال حرکت است.»

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و چهل و شش
 - شماره نه هزار و چهل و شش - ۲۱ خرداد ۱۴۰۵