اینترنت بینالملل پلی برای حضور در میدان جهانی
داریوش جهانبین
پژوهشگر علوم اجتماعی
برخی بهگونهای رفتار یا عمل میکنند که گویی از نظر آنان قطع ارتباط با جهان به منزله ایجاد امنیت است. اما بیایید با خودمان صادق باشیم. آیا در دنیای امروز که مرزها نه با دیوار و خاکریز و و حصارکشی، بلکه با «بیت و بایت» بازتعریف میشوند، این رویکرد واقعاً امنیتآور است، یا اینکه میتواند به یک چالش یا تله استراتژیک تبدیل شود؟
در ظاهر شاید قطع ارتباط، حس محافظت در برابر نفوذ و دخالت بیگانگان را به ما بدهد، اما در واقعیت چیزی نیست جز یک تنهایی تدریجی که به افول تدریجی منتهی میشود. زیرا در شرایطی که جهان با سرعتی دیوانهوار در حال بازآفرینی دانش و اقتصاد است، بحث اتصال به اینترنت بینالملل دیگر یک بحث صرفاً فنی و تخصصی مهندسان مخابرات نیست. این بحثی حیاتی درباره «اقتدار وامنیت ملی» است، بحث درباره اینکه ما در جغرافیای قدرت رو به تغییر جهان، کجا ایستادهایم؟
آیا اینترنت، تبعیضساز شده است؟
بگذارید از مفاهیم پیچیده فاصله بگیریم و به زندگی واقعی مردم نگاه کنیم. وقتی زیرساختهای ارتباطی ما با جهان ضعیف باشد، عدالت اجتماعی زیر سؤال میرود.
وقتی از «شکاف دیجیتال» حرف میزنیم، منظورمان فقط یک اصطلاح علمی نیست، منظورمان دانشآموز آن روستای دورافتاده است که وقتی میخواهد از دانش جهانی استفاده کند، با صفحهای با عنوان «در حال بارگذاری...» مواجه میشود. یا منظورمان آن جوان در یک شهر کوچک است که برای شروع یک استارتآپ، در برابر کندی اینترنت شکست میخورد. همه این وضعیتها، یعنی یک فرصت از دست رفته برای یک دانشآموز و یک جوان ایرانی. در واقع، وقتی اینترنت ضعیف باشد، با اینترنت طبقاتی فقط ثروتمندان و ساکنان شهرهای بزرگ و صنوف و حداکثر نخبگان، حق دسترسی به آینده را خواهند داشت. اما در صورت اتصال عمومی به اینترنت جهانی، عامه مردم بدون تبعیض به این حق دست مییابند.
به همین خاطر نباید به تلاشهای اخیر وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات برای تقویت زیرساختهای اتصال بینالمللی اینترنت صرفاً به چشم یک پروژه عمرانی و فنی یا سیاسی نگریسته شود. این اقدام، یک حرکت عدالتطلبانه است، تلاشی برای توزیع دوباره فرصتها، برای هر دانشآموز روستایی یا هر جوان باانگیزه در هر شهر کوچک. اتصال اینترنت به جهان یعنی بازگرداندن حق دسترسی به دانش و اقتصاد جهانی به دست تمام لایههای جامعه و این یعنی حق شهروندی در عصر دیجیتال.
در جهان امروز دیگر امنیت و قدرت با ایجاد محدودیتهای ناکارآمد محقق نمیشود. باید از این تلقی عبور کرد که قدرت، در ایستادن پشت دیوار مرزهای خودی خلاصه میشود. در عصر حاضر، قدرت واقعی یعنی مدیریت حضور در شبکه جهانی. یک ملت زمانی واقعاً مقتدر خواهد شد که بتواند روایت، فرهنگ و محصولات خود را با سرعت و کیفیت مطلوب به جهان عرضه کند.
آیا وقت آن نرسیده است که ما در حوزه سایبر، از یک «استراتژی صرفاً تدافعی» به سمت یک «استراتژی اقتدار فعال تعاملی» حرکت کنیم؟ ظرفیتهای ایران به ما میگوید نباید اجازه داد تا جهان از طریق این محدودیتهای خودساخته، از کنار ایران و هویت ایرانی عبور کند. در مقابل، به زیرساختی نیاز داریم تا اجازه دهد در جریان اصلی تبادل جهانی اطلاعات با قدرت حضور یابیم. این همان جایی است که میتواند زمینه قوت گرفتن اعتماد و انسجام اجتماعی از طریق پیوندهای واقعی اقتصادی جهانی شود.
سخن آخر
زمان آن رسیده است که میان «انتخاب تنهایی» و «فرصت پیشرفت» مرزی روشن بکشیم. مدیریت هوشمندانه این مرزهای دیجیتال نهتنها از آسیبها جلوگیری میکند، بلکه راه را برای ورود به عصر جدیدی از بازآفرینی اقتدار نرم و افزایش منافع و تأمین امنیت ملی میگشاید. ما به دنبال اتصالی هستیم که نهتنها به ما اجازه دهد جهان را ببینیم، بلکه جهان را هم مجبور کند تا ما را ببیند.

