«ایران » کارشکنی ایالات متحده در مسیر صدور روادید کاروان تیم ملی فوتبال را بررسی می کند
جام جهانی در آفساید سیاست
تیم ملی فوتبال ایران روز گذشته از اردوی آمادگی در ترکیه عازم مکزیک شد
سینا حسینی/ در حالی که فدراسیون بینالمللی فوتبال (فیفا) همواره بر اصل بیطرفی استقلال ورزش از مداخلات دولتی تأکید داشته و دبیرکل این نهاد نیز پیشتر به مدیران فدراسیون فوتبال ایران اطمینان داده بود که شروط دهگانه ایران برای حضور در جام جهانی رعایت خواهد شد، اما آنچه در عمل رخ داد، نقضی آشکار از همین اصول بنیادین بود. ایالات متحده آمریکا، بهعنوان میزبان، با رویکردی سیاسی و خارج از چارچوبهای حرفهای ورزش، از صدور روادید برای بیش از ۱۵ نفر از اعضای اجرایی و پشتیبانی تیم ملی ایران خودداری کرد؛ اقدامی که نهتنها با روح رقابتهای بینالمللی در تضاد است، بلکه شائبه بهرهبرداری غیرورزشی از یک رویداد جهانی را نیز تقویت میکند.
این رفتار، در عمل، تیم ملی ایران را در شرایطی کمسابقه و نابرابر قرار داده است؛ جایی که یک تیم ملی بدون حضور ارکان حیاتی مدیریتی و اجرایی خود- از رئیس و دبیرکل گرفته تا مدیر تیم ملی، مدیر اجرایی، مدیر روابط بینالملل، مدیر رسانهای، افسر امنیتی، آنالیزورها، تدارکات و سایر عوامل لجستیکی- مجبور به حضور در بزرگترین آوردگاه فوتبال جهان میشود. چنین وضعیتی را نمیتوان صرفاً یک چالش اداری تلقی کرد، بلکه باید آن را مصداقی از فشارهای غیرورزشی دانست که مستقیماً بر عملکرد فنی و روانی یک تیم تأثیر میگذارد. منابع خبری نزدیک به فدراسیون فوتبال در گفتوگو با «ایران» تأیید کردهاند که بهرغم کارشکنی صورتگرفته از سوی آمریکا در روند صدور روادید، هنوز بهصورت رسمی، عدم صدور ویزا برای اعضای اجرایی و لجستیکی به طرف ایرانی اعلام نشده است. با این حال، پس از درز این خبر در رسانههای بینالمللی، مسئولان فدراسیون فوتبال ایران مکاتبات رسمی خود را با فیفا آغاز کردهاند تا اعتراض خود را نسبت به این اقدام آشکار ثبت و پیگیری کنند. در کنار این چالش، هرچند صدور ویزای تمامی بازیکنان و اعضای کادر فنی، روزنهای از امید برای حفظ انسجام تاکتیکی تیم ملی بهشمار میرود، اما غیبت ساختار اجرایی در کنار تیم، در عمل کادر فنی به سرمربیگری امیر قلعهنویی را در میدان رقابت، بدون پشتوانه مدیریتی کامل قرار میدهد. این خلأ، بویژه در جریان مسابقات حساس در شهرهایی چون لسآنجلس و سیاتل، میتواند به بروز مشکلات جدی در حوزههای هماهنگی، پشتیبانی و مدیریت بحران منجر شود. همزمان، یک مقام آگاه در فدراسیون فوتبال ایران نیز در گفتوگو با «ایران»، با رد برخی گمانهزنیها درباره صدور «ویزای ساعتی» برای تیم ملی، تأکید کرده است: «روادید صادرشده برای بازیکنان و اعضای کادر فنی ساعتی نیست، بلکه با توجه به اینکه تیم ملی باید در سه نوبت از خاک آمریکا خارج شده و در کمپ خود در تیخوانای مکزیک حضور یابد، این ویزا بهصورت سهماهه صادر شده و از نظر تردد، هیچ مشکلی برای تیم ملی وجود ندارد.»
در چنین شرایطی، کاروان تیم ملی ایران- شامل افرادی که موفق به دریافت روادید شدهاند و آنهایی که از این امکان محروم ماندهاند- آنتالیا را به مقصد اسپانیا ترک کرده و پس از توقفی کوتاه، راهی مکزیک شده تا در کمپ تیخوانای مکزیک مستقر شود. این جابهجایی چندمرحلهای، خود بازتابی از وضعیت غیرعادی و پیچیدهای است که به تیم ملی تحمیل شده و تمرکز فنی آن را تحتالشعاع قرار میدهد.
وقوع این سلسله اتفاقات، بار دیگر این پرسش را برای افکار عمومی مطرح میکند که تا چه اندازه میتوان به ادعای تفکیک سیاست از ورزش در ساختارهای بینالمللی اعتماد کرد؟ هنگامی که میزبان یک رقابت جهانی، با اعمال محدودیتهای هدفمند، در عمل مسیر حضور کامل یک تیم را مختل میکند، نقش نظارتی فیفا و ضمانت اجرایی تعهدات آن نیز زیر سؤال میرود. اگر قرار باشد ملاحظات غیرورزشی بر اصول حرفهای ورزش سایه بیفکند، اعتبار رقابتهایی چون جام جهانی نیز بهطور جدی آسیب خواهد دید.
نایب رئیس فراکسیون ورزش در گفتوگو با «ایران»:
رفتار آمریکا نشاندهنده ضعف مدیریتی فیفا است
مهری رنجبر / در آستانه برگزاری رقابتهای جام جهانی فوتبال ۲۰۲۶، حواشی پیرامون نحوه میزبانی ایالات متحده از تیم ملی ایران بار دیگر توجه افکار عمومی و محافل ورزشی را به خود جلب کرده است. در حالی که بر اساس مقررات بینالمللی، کشور میزبان موظف به فراهمسازی شرایط برابر برای تمامی تیمهای شرکتکننده، از جمله صدور ویزا برای اعضای رسمی کاروانهاست، اخبار منتشر شده در رسانههای بینالمللی از عدم صدور ویزا برای بخشی از تیم مدیریتی، رسانهای و پشتیبانی ایران حکایت دارد. این اقدام، پرسشهایی جدی درباره پایبندی میزبان به تعهدات خود و نقش نهادهای بینالمللی نظیر فیفا در صیانت از اصل بیطرفی در ورزش ایجاد کرده است. به بهانه این اتفاق به سراغ عباس صوفی نایب رئیس فراکسیون ورزش مجلس شورای اسلامی رفتیم تا با وی در این خصوص گفتوگو کنیم. در ادامه متن کامل این گفتوگو را میخوانید.
ایالات متحده از صدور ویزا برای ۱۴ عضو بخشهای مدیریتی، رسانهای، پشتیبانی و لجستیکی خودداری کرده است، آیا میتوان این اقدام را مصداقی از کارشکنی و سیاسیکاری آمریکا دانست؟
بهنظر میرسد نمیتوان عنوانی جز کارشکنی و رفتار سیاسی برای این اقدام در نظر گرفت. متأسفانه کشور میزبان، سابقهای روشن از تقابل با جمهوری اسلامی ایران در حوزههای مختلف دارد و ورزش نیز از این قاعده مستثنی نیست. این موضوع همچنین نشاندهنده ضعف نظارتی فیفاست. میزبانان رویدادهای بزرگی مانند جام جهانی متعهد هستند از هرگونه رفتار سیاسی پرهیز کنند، اما ایالات متحده از ابتدا رویکردی جهتدار علیه ایران اتخاذ کرده و اکنون نیز با عدم صدور ویزا برای بخشی از کاروان، این رویکرد را ادامه داده است. انتظار میرود فیفا در قبال این اقدام، برخوردی جدی داشته باشد.
با توجه به این شرایط، چه راهکاری برای حل این چالش پیشنهاد میکنید؟
فدراسیون فوتبال باید دیپلماسی ورزشی خود را با قدرت بیشتری از طریق فیفا دنبال کند. فیفا بهعنوان مرجع رسمی برگزاری جام جهانی، مسئول نظارت بر عملکرد میزبانان است و از آنها تضمینهای مشخصی دریافت میکند؛ از جمله تأمین امنیت و فراهمسازی شرایط برابر برای تمامی تیمها. بنابراین نباید اجازه دهد کشور میزبان خارج از چارچوبهای تعیینشده
عمل کند.
آیا میتوان این اقدام را نشانهای از برخورد هدفمند آمریکا با تیم ملی ایران تلقی کرد؟
این رفتارها بیانگر تلاش برای ایجاد محدودیت و فشار بر تیم ملی ایران است. در چنین شرایطی، فیفا باید بهعنوان یک نهاد بینالمللی که همواره بر جدایی سیاست از ورزش تأکید دارد، به فدراسیون فوتبال آمریکا هشدار دهد. اصولاً مداخله در صدور ویزا برای اعضای رسمی یک تیم، خارج از عرف حرفهای و مغایر با تعهدات میزبان است.
فدراسیون فوتبال ایران چه واکنشی باید نشان دهد؟
واکنش فدراسیون باید قاطع، رسمی و مبتنی بر سازوکارهای حقوقی باشد. ارسال اعتراض جدی به فیفا و پیگیری موضوع از مسیرهای قانونی بینالمللی، ضروری است. این مسأله با رویکردهای غیررسمی یا صرفاً تعاملات دوستانه قابل حل نخواهد بود.
آیا این مسأله میتواند موجب تضعیف تیم ملی در رقابتهای جام جهانی شود؟
از نظر فنی، تیم ملی تضعیف نخواهد شد، اما این اقدامات نشاندهنده وجود چالشهای عمیق سیاسی در تعامل با ایران است. در واقع، چنین رفتارهایی بار دیگر ماهیت تنشآلود روابط را آشکار میکند، هرچند تأثیر مستقیمی بر عملکرد فنی بازیکنان نخواهد داشت.
پدیده سیاسی شدن ساختاری ورزش
سید مصطفی هاشمیطبا
رئیس اسبق کمیته ملی المپیک
عدم صدور روادید برای ۱۵ نفر از اعضای کاروان تیم ملی فوتبال ایران از سوی ایالات متحده، صرفاً یک مسأله اداری یا کنسولی نیست، بلکه نشانهای روشن از تلاقی سیاست با عرصهای است که بنا بر اصول فیفا، باید از مداخلات سیاسی مصون بماند. این اقدام، در سطحی فراتر از یک تصمیم اجرایی، قابل تفسیر در چارچوب روابط پرتنش سیاسی و استمرار رویکردهای محدودکننده علیه ایران است؛ رویکردی که اینبار خود را در بستر ورزش و رقابتهای جهانی نشان داده است.
بر اساس منشور فیفا، کشور میزبان موظف است شرایط حضور برابر و بدون تبعیض تمامی تیمها را فراهم کند. در چنین چارچوبی، هر گونه ایجاد مانع برای ورود اعضای یک تیم ملی، در عمل نقض روح حاکم بر فوتبال جهانی تلقی میشود. با این حال، تجربه نشان داده است در بزنگاههای سیاسی، حتی نهادهای بینالمللی نیز در برابر فشار دولتها دچار انفعال یا مصلحتگرایی میشوند؛ موضوعی که اکنون نیز نشانههایی از آن قابل مشاهده است. اظهارات متناقض و بعضاً سیاسی دونالد ترامپ در قبال تیم ملی فوتبال ایران، به این وضعیت پیچیده دامن زده است. این تناقضگوییها نهتنها فضای روانی تیم را تحتتأثیر قرار میدهد، بلکه نشاندهنده نبود یک سیاست شفاف و قابل پیشبینی در قبال یک رویداد ورزشی بینالمللی است. مقایسه این وضعیت با ادوار پیشین جام جهانی، از جمله مسابقات ۱۹۳۸ در ایتالیای فاشیستی یا ۱۹۹۸ در خود آمریکا، نشان میدهد حتی در دورههای اوج تنشهای ایدئولوژیک، اصل تفکیک نسبی ورزش از سیاست تا حد زیادی رعایت شده؛ اصلی که اکنون با چالش جدی مواجه شده است.
پیگیری موضوع از مسیرهای دیپلماتیک و از طریق فیفا، ضرورتی اجتنابناپذیر است. این پیگیری نباید صرفاً جنبه اعتراضی داشته باشد، بلکه باید با هدف تثبیت حقوق ورزشی کشورها در برابر مداخلات سیاسی دنبال شود. در عین حال، تلاش برای حفظ تصویر حرفهای و اخلاقی تیم ملی در افکارعمومی جهانی، اهمیتی دوچندان دارد؛ چرا که افکارعمومی میتوانند بهعنوان یک اهرم فشار نرم عمل کنند.
آنچه در این مقطع اهمیت دارد، صرفاً حل مسأله ویزا نیست، بلکه نحوه مواجهه با پدیدهای است که میتوان آن را «سیاسیشدن ساختاری ورزش» نامید. اگرچه فوتبال همواره تلاش کرده است خود را از منازعات سیاسی دور نگه دارد، اما واقعیتهای ژئوپلتیک نشان میدهد این جدایی، بیش از آنکه یک اصل ثابت باشد، یک آرمان در معرض تهدید است. از اینرو، مدیریت هوشمندانه این وضعیت، نیازمند ترکیبی از دیپلماسی فعال، انسجام داخلی و حفظ تمرکز حرفهای در میدان رقابت است؛ مسیری دشوار، اما اجتنابناپذیر برای حضوری شایسته در صحنه جهانی.

