بی‌قراری‌های استاد ابراهیم حقیقی در نمایشگاه «تیغ‌اندیشی»

کار هنری موفق دردآور است

سعیده احسانی‌راد
گروه فرهنگی


تیغ برای انسان‌ها نماد ترس و خشونت است؛ شیئی تیز و برنده که زخم می‌زند و درد می‌آفریند. گاه همچون شمشیر داموکلس با تار مویی بر بالای سر آویخته می‌ماند و گاه در دست قدرتمندان، به نام سرنوشت، خواسته یا ناخواسته، هراس‌انگیز می‌شود. 
 ابراهیم حقیقی، هنرمند پیشکسوت و چهره ماندگار گرافیک ایران، در تازه‌ترین نمایشگاه خود با عنوان «تیغ‌اندیشی» به سراغ همین نماد رفته است. او در مجموعه‌ای از نقاشی‌ها، کلاژها و حجم‌ها، ذهن مخاطب را با مفاهیمی چون زخم، خون، خشونت و رنج درگیر می‌کند. حقیقی در مروری بر آثار و اندیشه‌های خود، نمایشگاه اخیرش را نه واکنشی به مسائل روز، بلکه بازگشتی به ریشه‌های تاریخی و تجربه‌های زیباشناختی دوران دانشجویی‌اش دانست. او با اشاره به بیانیه نمایشگاه گفت: «در سال دوم دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران، یعنی سال ۱۳۴۹، پس از پشت سر گذاشتن شگفتی‌های ورود به فضایی متفاوت از نظام آموزشی مدرسه، آشنایی با هنر و کتاب‌هایی که تا آن زمان ندیده بودم، مرا به فکر کردن واداشت. ورق زدن کتاب‌های نفیس هنر مدرن و سپس آشنایی با آثار کاریکاتوریست‌های بزرگی چون سامیه، گورمه‌لن، بوسک، راوخ، توپور، لوین، شاوال و اشتاین‌بک، پنجره‌های تازه‌ای به باغ همیشه‌بهار هنر به رویم گشود.»
او درباره استفاده از تیغ به‌عنوان نمادی از خشونت و خونریزی در آثار این نمایشگاه گفت: «آدمیزاد که همزاد درد است، راهی جز پذیرش تیزی برنده تیغ‌ها ندارد؛ تیغ‌هایی که گاه بر سر راه مردم عاشق، گرسنه و ترسیده قرار می‌گیرند و گاه همچون شمشیر داموکلس با تار مویی بالای سر آویخته‌اند. تیغ‌هایی که در دست قدرتمندان، به نام سرنوشت، زخم‌زننده، خونریز و هراسناک می‌شوند.»
حقیقی در پاسخ به این پرسش که چرا نمایشگاه‌هایش معمولاً ادامه مستقیم نمایشگاه‌های پیشین نیستند و پیش‌بینی مسیر آثار آینده او دشوار است، اظهار کرد: «این را باید از بازدیدکنندگان پرسید. من همیشه به یک شکل رفتار می‌کنم؛ هر چیزی را که دوست داشته باشم، اجازه تجربه‌اش را داشته باشم و بتوانم انجامش دهم، تجربه می‌کنم. این تجربه از سر بازیگوشی نیست، بلکه نوعی کار کردن در قلمرویی است که احساس می‌کنم توانایی حضور در آن را دارم. یک بار عباس کیارستمی در پاسخ به چنین سؤالی گفت: «بی‌قراری، بی‌قراری.» او درباره جسارت استفاده از شیئی تیز مانند تیغ در آثارش نیز گفت: «از زمانی که با آثار نقاشان مدرن قرن بیستم و سپس کاریکاتوریست‌های بزرگ آشنا شدم، شگفت‌زده می‌شدم. وقتی آثارشان را در مطبوعات اروپایی و کتاب‌هایشان می‌دیدم، دریچه تازه‌ای به رویم باز می‌شد. همان‌طور که اردشیر محصص و پرویز شاپور توانستند کاریکاتور را به مرتبه‌ای هنرمندانه ارتقا دهند. پیش از آن، کاریکاتور بیشتر انتقادی تصویری به وضعیت اجتماعی و کمبودها بود. اما آنها با نگاه متفاوت خود، کاریکاتور را ماندگار کردند؛ زیرا از انسان سخن می‌گفتند، نه فقط از مسائل روز.»
حقیقی در پاسخ به این پرسش که آیا آثارش تحت تأثیر همان کاریکاتوریست‌ها شکل گرفته‌اند، گفت: «در ابتدا بله، بویژه آثاری که مربوط به سال ۱۳۴۹ هستند. آدم وقتی در مسیر کار پیش می‌رود، همیشه نمی‌داند چگونه فکر کرده است؛ فقط کار می‌کند. شما نمی‌توانید از یک نقاش بپرسید چرا این‌طور کار کرده، چون او در وهله اول مشغول خلق کردن است.» او درباره تجربه خود از دوران جنگ تحمیلی نیز اظهار کرد: «در زمان جنگ فقط نقاشی می‌کردم. نباید انتظار داشت آثار هنری بزرگ، همزمان با وقوع جنگ شکل بگیرند. هنرهای تجسمی و سینما معمولاً سال‌ها پس از پایان یک واقعه خلق می‌شوند؛ زمانی که آن رویداد در ذهن هنرمند ته‌نشین شده و او اندکی از رنج آن فاصله گرفته باشد. زخم باید تا حدی التیام پیدا کند تا امکان خلق اثر فراهم شود. کار فوری شبیه مقاله‌ای است که همان روز در روزنامه چاپ می‌شود. آنچه هنرمند در زمان جنگ خلق می‌کند، بیشتر فریادی برای تخلیه رنج است؛ اما آثار ماندگار معمولاً فریاد مستقیم نیستند. کار هنری موفق باید دردآور باشد.» او در ادامه افزود: «هر هنرمندی که در زمانه خود زندگی و کار می‌کند، ناگزیر از تأثیرپذیری از شرایط پیرامونش است. همه ما از جنگی تلخ عبور کرده‌ایم. وضعیت هنرمندان در چنین روزهایی همواره سخت است. امروز نیز بسیاری از اهالی تئاتر ماه‌هاست نتوانسته‌اند اثری روی صحنه ببرند و در کنار مشکلات معیشتی، با دشواری‌های فراوانی دست‌وپنجه نرم می‌کنند.» نمایشگاه انفرادی حجم و کلاژ «تیغ‌اندیشی» از آثار ابراهیم حقیقی تا ۲۱ خرداد در گالری سهراب، واقع در خیابان سمیه، نرسیده به خیابان رامسر، پلاک ۱۴۲، میزبان علاقه‌مندان است.

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و چهل
 - شماره نه هزار و چهل - ۱۳ خرداد ۱۴۰۵