نگاهی به نمایش «یحتمل بهترین بازیگر نقش اول زن»
زنی که آمدنش خوب و رفتنش بد بود
منتقد تئاتر
در روزگاری که بخش قابلتوجهی از کمدیهای صحنهای، یا به شوخیهای چندبارمصرف پناه میبرند یا درگیر کمدی اسلپاستیک تکراری شدهاند یا قصد دارند به واسطه وام گرفتن از وقایع روز خودشان، از مخاطب خنده بگیرند، مواجهه با نمایشی که جهان خودش را از اول با اعتمادبهنفس معرفی کند، اتفاق خوشایندی است. «یحتمل بهترین بازیگر نقش اول زن» از همان اولین دقایق اجرا خودش را ثابت میکند و نشان میدهد که قصد ندارد با ترفندهای آسان مخاطبش را بخنداند. نمایش به طنزهای کمجان و دمدستی یا به آن نوع فانتزیهای مصنوعی نخنما که این سالها روی صحنه فراوان دیدهایم، متکی نیست. آنچه جلب توجه میکند، فهم روشن گروه سازنده از سازوکار کمدی و پارودی است که دستکم در بخش عمدهای از مسیر اجرا، به نتیجهای قابل اعتنا هم منجر میشود.
حسین امتی در مقام کارگردان، از اول این تصور را در ذهن مخاطب شکل میدهد که انگار قرار است با نوعی هجوِ سنت روایتهای تعلیمی فارسی مواجه شود که از حکایتهای اخلاقی کلاسیک تا بسیاری از روایتهای معاصر امتداد یافته. این شکل از ادبیات تعلیمی همیشه علاقه داشته است در پایان هر موقعیت انسانی، نسخهای اخلاقی و نتیجهای چارچوبدار و قطعی به مخاطب ارائه کند. نمایش در نیمه اول خودش دقیقاً روی همین ایده سوار میشود و جذابیتش را هم تا حد زیادی از همین نقطه میگیرد و به شکلی هوشمندانه با همهچیز شوخی میکند. شوخی کردنش که البته فقط متوجه محتوا نیست و ساختار را هم هدف قرار میدهد. اثر مدام به ساختار خود و شکلی کلاسیک از ادبیات میتازد.
یکی از مهمترین نقاط قوت اجرا، کنترل مثالزدنی آن بر ریتم و میزانسن است. نمایش دائماً در معرض سقوط به سراشیبی آشوبی کارتونی قرار دارد. بهویژه زمانی که یک اثر سراغ هجو اینچنینی میرود، کافی است انسجام صحنهای خود را در آنی از دست بدهد تا به کلکسیونی از شوخیهای پراکنده و اکتهای نامرتبط تبدیل شود. اما «یحتمل بهترین بازیگر نقش اول زن»، خوب میتواند از این دام بگریزد.
اوج اثر بیتردید در بخش نمایش در نمایش رقم میخورد. زمانی که اجرا ناگهان چندلایه میشود و امکانهای تازهای پیش روی خودش میگشاید و همچنین فاصلهگذاری هوشمندانهای شکل میگیرد. حالا موضوع خنده، خودِ فرآیند اجرا، روایت و بازنمایی میشود. این لحظات از موفقترین بخشهای نمایش هستند، چرا که اثر به نوعی کمدی خودآگاه نزدیک میشود. نمایش در ادامه هم سرگرمکننده باقی میماند، مخاطب را با خودش همراه میکند و انسجام جهانش را از دست نمیدهد.
طراحی لباس هم در خدمت همین جهان قرار گرفته است. ارجاعاتی به فرهنگ بصری شرق آسیا و فضای انیمیشنهای مدرن در لباسها دیده میشود. طراحی لباس به کاراکترها کمک میکند از شخصیت فاصله بگیرند و وارد قلمرو تیپ و کاریکاتور و هجو شوند که با فضای این کار هم سازگار است.
متن نمایش در بخش زبان به اندازه فرم اجرایی آن پیش نمیرود. وقتی اثری تا این اندازه به ادبیات تعلیمی فارسی نزدیک میشود و از آن الهام میگیرد، طبیعی است که انتظار داشته باشیم در سطح زبان هم دست به ماجراجویی بیشتری بزند. منظور از این انتظار، استفاده از واژگان ثقیل یا فخامت تصنعی و اینها نیست. منظور، خلق زبانی است که بتواند حداقل همپای ایده مرکزی اثر حرکت کند. در برخی بخشها، دامنه واژگان محدود میماند و همین مسأله باعث میشود بعضی شوخیها زودتر از آنچه باید مصرف شوند. پس اجرا در سطح فرم جسورتر از متن به نظر میرسد و این شکاف گاه خود را چندباری آشکار میکند.
اما مهمترین ضعف نمایش در پایانبندی آن نهفته است. یک پایانبندی جسور بهسادگی میتوانست اثر را به تجربهای ماندگار تبدیل کند، اما در نهایت، پاشنه آشیل آن میشود. نمایش تا پیش از لحظات پایانی این امید را زنده نگه میدارد که قرار است حتی خودِ پایانبندیهای اخلاقی و نتیجهگیریهای تعلیمی را هم به سخره بگیرد. مخاطب انتظار دارد اثر در آخرین لحظه، بنیان همان قطعیتی را که تمام مدت دست انداخته، فرو بریزد.
با این حال، اتفاق دیگری رخ میدهد. نمایشی که تا آن لحظه مشغول هجو ادبیات تعلیمی بود، کمکم به همان چیزی تبدیل میشود که داشت نقدش میکرد. طنز گزنده و خودآگاه جای خودش را به جدیتی ناگهانی میدهد و میل به معناپردازی بر منطق درونی اثر غلبه میکند. پیام نهایی چنان مستقیم و بیپرده مطرح میشود که انگار نمایش ناگهان اعتمادش را به طنز از دست داده است. این تغییر لحن، بیش از هرچیزی به خاطر کیفیت بالای نیمه اول نمایش توی ذوق میزند، زیرا اثر نشان داده بود که ظرفیت پیش رفتن تا انتهای شوخی خود را دارد.
«یحتمل بهترین بازیگر نقش اول زن» با وجود این لغزش، همچنان نمایشی است که بخش عمدهای از مسیرش را با هوشمندی و ظرافت و جسارت طی میکند، اما چقدر حیف که درست در چند قدمی خط پایان، از ریسک نهایی صرفنظر میکند. انگار در آخرین لحظه جرأت نکرده است تا انتهای شوخی خودش پیش برود.
نمایش «یحتمل بهترین بازیگر نقش اول زن» به کارگردانی حسین امتی از 17 اردیبهشت اجرای خود را در سالن اصلی تالار مولوی آغاز کرده و همچنان هرشب ساعت 19 میزبان مخاطبان است.
عنوان مطلب برگرفته از مصرعی از حسین منزوی است.

