به بهانه حضور متفاوت لعیا زنگنه در سریال «بدنام»
چرخش بازیگرانه؛ از مریم تا هدیه
رضا صائمی
دبیر گروه فرهنگی
اگرچه آخرین حضور لعیا زنگنه در یک سریال به دو سال پیش و سریال «یزدان» به کارگردانی منوچهر هادی برمیگردد اما هنوز در خاطره بصری اغلب مخاطبان، شمایل او در نقش «مریم افشار» سریال «در پناه تو» ثبت شده و به یاد میآید. تصویری که این روزها با نقشآفرینی متفاوت او در سریال «بدنام» بار دیگر به حافظه جمعی احضار شده که علت آن را میتوان در تجربه نوعی ساختارشکنی در جنس بازی لعیا زنگنه از مریم «در پناه تو» تا هدیه «بدنام» دانست. یکی از مهمترین وجوه جذابیت نقش هدیه در «بدنام»، فاصله معنادار آن با تصویری است که بسیاری از مخاطبان از لعیا زنگنه در ذهن دارند؛ تصویری که بیش از هر چیز با حضور او در سریال «در پناه تو» شکل گرفت و تثبیت شد. زنگنه در آن مجموعه، نماد زنی آرام، احساساتی و پایبند به ارزشهای سنتی بود؛ شخصیتی که بخش مهمی از محبوبیتش را مدیون همین ویژگیها بود.
اما هدیه در «بدنام» در نقطهای متفاوت قرار میگیرد. او زنی مستقل، پیچیده، رازآلود و تا حدی غیرقابل پیشبینی است که تصمیمهایش بیش از آنکه از احساسات سرچشمه بگیرد، بر پایه تجربه، عقلانیت و مصلحتاندیشی شکل میگیرد. از این منظر، انتخاب و اجرای چنین نقشی را میتوان نوعی ساختارشکنی در کارنامه بازیگری لعیا زنگنه دانست؛ تلاشی برای عبور از کلیشهای که سالها با آن شناخته شده و ارائه تصویری تازه از تواناییهایش به مخاطب. همین فاصله گرفتن از نقشهای آشنا، به هدیه هویتی متمایز بخشیده و حضور زنگنه در «بدنام» را به یکی از متفاوتترین تجربههای سالهای اخیر او تبدیل کرده است. یکی از چالشهای مهم بازیگران باسابقه، رهایی از تصویری است که طی سالها در ذهن مخاطب شکل گرفته است. تصویری که گاهی آنقدر تثبیت میشود که حتی پیش از آغاز یک اثر، مخاطب میداند قرار است چه نوع شخصیتی را از یک بازیگر ببیند. لعیا زنگنه نیز از جمله بازیگرانی است که سالها با نقشهای زنانی نجیب، سنتی، خانوادهدوست و آرام شناخته شده است؛ شخصیتهایی که اگرچه در بسیاری موارد موفق و ماندگار بودند، اما به تدریج به بخشی از هویت حرفهای او تبدیل شدند. سریال «بدنام» اما فرصتی متفاوت برای زنگنه فراهم کرده است. او در نقش هدیه، از بسیاری از مؤلفههای آشنای کارنامه خود فاصله میگیرد و شخصیتی را به تصویر میکشد که پیچیدگیهای بیشتری دارد. هدیه نه یک زن منفعل و صرفاً عاطفی، بلکه زنی مستقل، تنها، رنجکشیده و در عین حال محاسبهگر است؛ شخصیتی که گذشتهای مبهم دارد و همین ابهام، بر جذابیت او میافزاید. البته نقش حامد عنقا کارگردان سریال را هم نباید در شکلگیری این نقش دست کم گرفت. او اغلب میکوشد تا از بازیگران آشنا، آشناییزدایی کند و تصویری تازه از بازیگرانش را به نمایش بگذارد. «بدنام» در نگاه اول، یک درام خانوادگی با محوریت انتقام به نظر میرسد؛ اما آنچه به تدریج آن را از بسیاری از آثار مشابه متمایز میکند، توجه به تأثیر تصمیمهای فردی بر سرنوشت شخصیتهاست. سریال بیش از آنکه درباره خود انتقام باشد، درباره پیامدهای آن است؛ درباره لحظهای که یک تصمیم احساسی میتواند زنجیرهای از اتفاقات را رقم بزند که کنترل آن از دست شخصیتها خارج میشود. در مرکز روایت، شخصیتهایی قرار دارند که هر کدام به شکلی درگیر گذشتهاند. گذشته در «بدنام» تنها یک خاطره یا پیشینه روایی نیست، بلکه نیرویی زنده و تأثیرگذار است که مدام در زمان حال دخالت میکند. شخصیتها تلاش میکنند از اشتباهات، زخمها و ناکامیهای گذشته عبور کنند، اما هرچه بیشتر برای فرار از آن میکوشند، بیشتر در دام آن گرفتار میشوند. موقعیت لعیا زنگنه و شیوه بازی او را باید در نسبت با این فضا لحاظ و تحلیل کرد. اهمیت این نقش بیش از آنکه به گستردگی حضور آن در داستان مربوط باشد، به شکستن انتظارات مخاطب از لعیا زنگنه بازمیگردد. او در «بدنام» نشان میدهد که همچنان توانایی تجربه نقشهایی خارج از محدودههای آشنای گذشته را دارد؛ نقشهایی که بر پیچیدگیهای روانی، استقلال فردی و قدرت درونی شخصیت استوارند. شاید «بدنام» را بتوان نقطهای مهم در مسیر حرفهای زنگنه دانست؛ اثری که یادآوری میکند یک بازیگر باسابقه هنوز میتواند مخاطب را غافلگیر کند و از قابهای تثبیتشده ذهنی فراتر برود. هدیه نه فقط یک شخصیت در دل داستان، بلکه نمادی از تلاش یک بازیگر برای بازتعریف جایگاه خود در ذهن مخاطب است.

