پخش سریال «سلمان فارسی» داوود میرباقری از پاییز امسال آغاز می‌شود

روایتی تصویری از هویت یک ملت

علی نعیمی
منتقد سینما


چند روز پیش، تقریباً همزمان با تولد داوود میرباقری خبر آمد که پخش سریال «سلمان فارسی» از پاییز امسال آغاز می‌شود. البته او این روزها همچنان مشغول ساخت این پروژه عظیم است؛ مجموعه‌ای که نه تنها بزرگ‌ترین پروژه سریال‌سازی تاریخ تلویزیون ایران به شمار می‌رود، بلکه می‌تواند یکی از مهم‌ترین آثار هویتی و تاریخی سال‌های اخیر نیز باشد.
واقعیت این است که نام داوود میرباقری برای مخاطب ایرانی تنها یادآور یک کارگردان موفق نیست. او در طول سه دهه گذشته توانسته با خلق آثاری همچون «امام علی(ع)»، «مسافر ری»، «مختارنامه» و اکنون «سلمان فارسی»، گونه‌ای از روایت تاریخی را در تلویزیون ایران تثبیت کند که در آن تاریخ صرفاً یک بازسازی تصویری نیست، بلکه بستری برای بازخوانی هویت و حافظه جمعی ایرانیان است.
اما آنچه این سریال را واجد اهمیت تاریخی بیشتر می‌کند تاریخ معاصر و در واقع برهه حساس کنونی است؛ در روزگاری که ایران ما بیش از هر زمان دیگری بر مفهوم هویت ملی، حافظه تاریخی و روایت تمدنی تکیه کرده است. لذا پرداختن به شخصیت‌هایی چون سلمان فارسی اهمیتی فراتر از یک پروژه نمایشی پیدا می‌کند. سلمان، اولین مسلمان ایرانی و از نزدیک‌ترین یاران پیامبر اسلام(ص)، شخصیتی است که در وجود او دو مؤلفه مهم تاریخ ایران و اسلام به هم گره می‌خورند. او نماد ایرانی‌ای است که نه در حاشیه تاریخ، بلکه در متن یکی از مهم‌ترین تحولات تمدنی جهان حضور داشته است.
شاید یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های نگاه میرباقری در آثار تاریخی‌اش همین توجه به نقش ایرانیان در تاریخ اسلام باشد. نگاهی که پیش‌تر نیز در «مختارنامه» به شکلی آشکار دیده می‌شد. در آن مجموعه، شخصیت کیان ایرانی یا همان کیسان ابوعمره، صرفاً یک فرمانده نظامی نبود؛ او نماد حضور و تأثیرگذاری ایرانیانی بود که در قیام مختار ثقفی و خونخواهی امام حسین(ع) نقشی اساسی ایفا کردند.
کیان در مختارنامه یکی از محبوب‌ترین شخصیت‌های سریال شد، زیرا مخاطب ایرانی در او بخشی از هویت تاریخی خود را بازمی‌یافت. شخصیتی که نشان می‌داد پیوند ایران و اسلام نه یک پیوند تحمیلی و بیرونی، بلکه رابطه‌ای تاریخی، عمیق و ریشه‌دار است. میرباقری به خوبی فهمیده بود که روایت تاریخ زمانی تأثیرگذار می‌شود که مخاطب بتواند خود را در آن ببیند و سهم خود را در آن بازشناسد.
از همین منظر، «سلمان فارسی» نیز صرفاً روایت زندگی یک صحابه بزرگ پیامبر نیست. این سریال می‌تواند بازخوانی سهم ایرانیان در شکل‌گیری تمدن اسلامی و یادآوری جایگاه تاریخی مردمانی باشد که قرن‌ها در ساخت فرهنگ و تمدن این منطقه نقش‌آفرینی کرده‌اند.
امروز که جامعه ایران بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازسازی سرمایه اجتماعی و تقویت حس تعلق و همبستگی ملی است، بازگشت به شخصیت‌های تاریخی و قهرمانان واقعی اهمیت دوچندان پیدا می‌کند. ملت‌ها در روزهای دشوار معمولاً به حافظه تاریخی خود رجوع می‌کنند. به قهرمانان خود، به ریشه‌های خود و به نقاط مشترکی که می‌تواند میان نسل‌ها و سلایق مختلف پیوند ایجاد کند.
در چنین شرایطی، ساخت آثاری درباره شخصیت‌هایی چون سلمان فارسی، امیرکبیر، فردوسی، کوروش بزرگ، یعقوب لیث  یا دیگر چهره‌های تأثیرگذار تاریخ ایران، دیگر صرفاً یک پروژه فرهنگی نیست؛ بخشی از یک ضرورت ملی است.
در همین نقطه باید از آرزوی ناتمام زنده‌یاد علی معلم نیز یاد کرد. تهیه‌کننده و روزنامه‌نگار تأثیرگذاری که سال‌ها برای ساخت فیلمی درباره کوروش کبیر تلاش کرد و بارها از علاقه خود برای تولید این پروژه به کارگردانی مسعود جعفری جوزانی سخن گفت. پروژه‌ای که هرگز به سرانجام نرسید، اما همچنان یکی از مهم‌ترین خلأهای سینمای تاریخی ایران محسوب می‌شود.
واقعیت این است که بسیاری از کشورها امروز با هزینه‌های هنگفت در حال ساختن اسطوره‌ها و روایت‌های تاریخی برای خود هستند؛ گاه بر پایه واقعیت و گاه بر پایه افسانه. در چنین شرایطی، ایران با هزاران سال تاریخ مکتوب، ده‌ها شخصیت اثرگذار جهانی و منابع غنی ادبی و تاریخی، همچنان بخش مهمی از ظرفیت‌های خود را بدون استفاده رها کرده است.
موفقیت احتمالی «سلمان فارسی» می‌تواند آغاز فصل تازه‌ای باشد؛ فصلی که در آن مدیران فرهنگی و هنری کشور بیش از گذشته به روایت تاریخ و تمدن ایران توجه کنند. همان‌گونه که میرباقری با سلمان فارسی به یکی از نقاط مشترک ایران و اسلام پرداخته است، شاید زمان آن رسیده باشد که پروژه‌هایی درباره کوروش کبیر، فردوسی، آرش، ابن‌سینا، خواجه نصیر، نادرشاه یا دیگر شخصیت‌های بزرگ این سرزمین نیز از مرحله آرزو عبور کنند.
امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازگشت به اصل خویش هستیم؛ به ریشه‌ها، به حافظه تاریخی و به قهرمانانی که می‌توانند میان گذشته و آینده پلی استوار بسازند. در چنین مسیری، داوود میرباقری و پروژه «سلمان فارسی» فقط یک سریال تلویزیونی نیستند؛ آنها بخشی از تلاشی بزرگ‌تر برای یادآوری این حقیقت‌اند که هیچ ملتی بدون شناخت گذشته خود، نمی‌تواند آینده‌ای روشن برای خویش بسازد.