سفر قالیباف و عراقچی به دوحه دیروز در بحبوحه تحرکات دیپلماتیک انجام شد
آزمون عملی آمریکا در بزنگاه دوحه
یادداشت دلفانی، سفیر اسبق ایران در فرانسه | پرونده هستهای در مسیر راه حل مرحلهای؟
محمدباقر قالیباف رئیس هیأت مذاکرهکننده ایران، به همراه سیدعباس عراقچی وزیر امور خارجه، روز گذشته و در روند تداوم تحرکات دیپلماتیک برای مدیریت بحران منطقه راهی قطر شدند. این سفر در امتداد رایزنیهایی ارزیابی میشود که طی هفتههای اخیر با محوریت میانجیگری پاکستان برای پایان دادن به جنگ تحمیلی و جلوگیری از گسترش تنشها در منطقه آغاز شده است. پیش از این نیز برخی منابع از سفر عبدالناصر همتی، رئیس کل بانک مرکزی به دوحه خبر داده بودند که این حضور نشان میدهد رایزنیها تنها به ابعاد سیاسی محدود نیست و پروندههای اقتصادی و مالی نیز همزمان در حال پیگیری است.
این تحرکات در شرایطی دنبال میشود که تبادل پیامها میان تهران و واشنگتن همچنان ادامه دارد؛ هرچند به گفته مقامهای دیپلماتیک ایران، روند موجود با الگوهای متعارف مذاکرات تفاوت دارد. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه روز گذشته در نشست سخنگویی در پاسخ به «ایران» درباره تقویت گمانهها مبنی بر احتمال دستیابی به تفاهم با اشاره به ادامه تلاشها برای رسیدن به تفاهم گفت که «هنوز درباره برخی موضوعات جمعبندی نهایی حاصل نشده است.» او در عین حال تأکید کرد که تغییر مکرر مواضع مقامهای آمریکایی و تناقضگوییهای آشکار در اظهارات و حتی پیامهای منتشرشده از سوی آنان، روند دیپلماتیک را با پیچیدگیها و موانع جدی مواجه کرده است.
با این حال، بقایی تصریح کرد که تبادل پیام میان ایران و آمریکا ادامه دارد و تمرکز اصلی در شرایط کنونی بر «خاتمه جنگ» قرار دارد و در این مرحله، گفتوگوها وارد جزئیات پرونده هستهای نشده است. این موضع در حالی مطرح میشود که تهران همچنان کاهش تنشهای میدانی و توقف درگیریها را مقدمه ورود به سایر پروندههای اختلافی میداند.
سخنگوی وزارت خارجه در ادامه این تحولات درباره تنگه هرمز نیز تأکید کرد که ایران به دنبال اخذ عوارض از کشتیها نیست و همکاری تهران و مسقط برای تدوین سازوکاری مشترک جهت تضمین امنیت تردد دریایی، اقدامی مسئولانه و در چارچوب حقوق بینالملل محسوب میشود. او در عین حال توضیح داد که خدمات ناوبری، حفاظت از محیط زیست دریایی و صیانت از امنیت کشتیرانی در خلیج فارس، دریای عمان و تنگه هرمز، نیازمند تأمین هزینههای اجرایی است.
همزمان با این تحولات، نقش پاکستان در روند میانجیگری نیز پررنگتر شده است. عاصم منیر فرمانده ارتش پاکستان که از چهرههای کلیدی این روند به شمار میرود، روز گذشته در گفتوگو با «وانگ یی»، وزیر امور خارجه چین اعلام کرد که توافق میان ایران و آمریکا درباره تنشهای جاری به حصول نتیجه نزدیک شده است. «وانگ یی» نیز با توصیف پاکستان بهعنوان میانجیای مورد اعتماد و واجد صلاحیت، از تلاشهای اسلام آباد حمایت و قدردانی کرد.
یادداشت
پرونده هستهای در مسیر راه حل مرحلهای؟
ابوالقاسم دلفی
سفیر اسبق ایران در فرانسه
تحولات اخیر منطقه نشان میدهد که بحران وارد مرحلهای پیچیده اما قابل مدیریت شده است؛ مرحلهای که در آن، هم نشانههایی از کاهش تنش دیده میشود و هم برخی اختلافات همچنان پابرجاست. در چنین فضایی مذاکرات و تحرکات دیپلماتیک بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا کردهاند. اصل مهم این است که آتشبس برقرار مانده و همین موضوع نشان میدهد که فعلاً ارادهای برای گسترش فوری جنگ وجود ندارد.
در این میان، به نظر میرسد تحولات اخیر، به ویژه پس از سفر دونالد ترامپ به پکن، معادلات را وارد مرحله تازهای کرده است. ترامپ تصور میکرد میتواند در جریان این سفر، فشارهای سیاسی و رسانهای علیه ایران را افزایش دهد و از مسیر میانجیها روند مذاکرات را به نفع واشنگتن تغییر دهد. با این حال، اتفاقات پس از سفر پکن نشان داد که فضای جدیدی در حال شکلگیری است. فعال شدن پاکستان در نقش میانجی، آن هم بلافاصله پس از پایان این سفر نشانهای بود از اینکه آمریکا نیز با فعال شدن این کانال موافق است؛ زیرا بدون چراغ سبز واشنگتن ورود جدی اسلامآباد به این پرونده بعید به نظر میرسید. اکنون پیامها میان تهران و واشنگتن هرچند غیرمستقیم از طریق پاکستان در حال تبادل است. این موضوع در ذات خود یک تحول مثبت به شمار میرود؛ زیرا نشان میدهد دو طرف همچنان مسیر گفتوگو را باز نگه داشتهاند.
اختلافات محتوایی در بطن مذاکره
در سطح محتوایی، اختلاف اصلی همچنان بر سر تقدم «توقف جنگ» یا «حل وفصل پرونده هستهای» است. ایران تأکید دارد که ابتدا باید جنگ متوقف شود، حملات اسرائیل علیه لبنان و حزبالله پایان یابد، محاصره شکسته شود و به شرایط عادی بازگردد. در مقابل، آمریکا مسأله هستهای را محور اصلی مذاکرات میداند. بر همین اساس به نظر میرسد راه حل میانی در حال شکلگیری است؛ مدلی که ابتدا بر توقف درگیریها، رفع محاصره و بازگشایی مسیرهای تردد متمرکز میشود و سپس در یک دوره انتقالی مذاکرات درباره مسائل کلیدیتر از جمله پرونده هستهای، رفع تحریمها، فروش نفت و محدودیتهای بانکی ادامه پیدا میکند. این روند اگرچه پیچیده و زمانبر است اما میتواند مقدمهای برای عبور از چالش فعلی باشد. بنابراین در شرایط کنونی اختلافات میان ایران و آمریکا در چند سطح قابل بررسی است؛ در گام نخست، موضوع توقف جنگ و کاهش تنشهای میدانی از اهمیت بیشتری نسبت به سایر مطالبات برخوردار است، زیرا میتواند زمینهساز ورود به مراحل بعدی مذاکرات شود. در ادامه، پرونده هستهای و موضوع غنیسازی ۶۰درصدی از محورهای اصلی اختلاف باقی میماند. ایران بارها در سطوح عالی اعلام کرده که به دنبال ساخت سلاح هستهای نیست و این سیاست در گذشته، حال و آینده تغییر نخواهد کرد. در چنین فضایی مسأله اصلی باید بر ایجاد سازوکارهایی متمرکز باشد که نگرانیها را کاهش دهد و مسیر حرکت به سمت سلاح را اساساً منتفی کند، نه اینکه صرفاً با رویکردهای تقابلی دنبال شود.
ورود میانجیگران عربی
تحولات اخیر نشان میدهد روند میانجیگری میان ایران و آمریکا وارد مرحلهای تازه شده و بازیگران جدیدی به این پرونده اضافه شدهاند. در کنار پاکستان، اکنون قطر نیز نقش فعالتری در مذاکرات و انتقال پیامها برعهده گرفته است؛ موضوعی که میتواند نشانهای از تلاش کشورهای عربی حوزه خلیج فارس برای مدیریت تبعات جنگ و کاهش تنشها باشد. اکنون به نظر میرسد قطر چه به نمایندگی از این کشورها و چه به صورت مستقل در تلاش است راهکاری برای مدیریت این پرونده پیدا کند. در سوی دیگر، نقش پاکستان همچنان برجسته است. سفر نخستوزیر پاکستان به پکن و سپس حضور مقامهای ارشد پاکستانی در تهران از جمله رئیس ستاد ارتش این کشور نشان میدهد اسلامآباد به یکی از کانالهای اصلی انتقال پیام میان تهران و واشنگتن تبدیل شده است.
با این حال، آنچه اکنون اهمیت دارد، اصل تداوم گفتوگوهاست. تبادل پیامها، فعال شدن کانالهای میانجی و حتی تعیین سخنگو برای مذاکرات در داخل ایران همگی نشان میدهد ارادهای جدی برای پیشبرد مسیر دیپلماسی و رسیدن به توافق وجود دارد.
وابستگی اروپا به انرژی؛ اهرم ایران
در این میان، اروپا نیز به یکی از محورهای مهم معادلات تبدیل شده است. برخلاف آمریکا بسیاری از کشورهای اروپایی در موضوع جنگ و تحولات تنگه هرمز مواضعی مستقلتر اتخاذ کردهاند و حتی در برخی موارد حاضر به همراهی کامل با واشنگتن نشدهاند. اروپا به انرژی منطقه وابستگی جدی دارد و همین مسأله میتواند به اهرمی برای ایران در مذاکرات تبدیل شود. در مجموع با وجود پیچیدگیهای کنونی، تداوم اراده ایران و اروپا برای گفتوگو و تبادل پیام، چشمانداز دیپلماسی را همچنان زنده نگه داشته است؛ حتی اگر دو طرف همزمان از ابزار فشار برای کسب امتیاز بیشتر استفاده کنند. در چنین شرایطی، تعریف روابطی باثبات و واقع بینانه میان تهران و اروپا میتواند به ظرفیتی مؤثر در سیاست خارجی ایران تبدیل شود؛ آن هم در حالی که تهران اتهامات واهی اروپاییها درباره جنگ اوکراین و نقش منطقهای خود را رد میکند.
مذاکره، مسیر ترجیحی نظام تصمیمگیری
هنگامی که تصمیم نظام بر پیشبرد مذاکرات قرار گرفته، ضروری است همه جناحهای سیاسی و نهادهای نظامی از این رویکرد حمایت کنند تا تیم مذاکرهکننده از پشتوانهای قوی در داخل برخوردار باشد.
در چنین وضعیتی، افکار عمومی داخلی، سازوکارهای تصمیمگیری و الزامات منافع ملی و امنیت کشور باید در اولویت تدبیر مسئولان قرار گیرد. هنگامی که در سطح عالی نظام، مذاکره بهعنوان مسیر ترجیحی انتخاب و برای آن مسئول تعیین میشود، این امر نشان دهنده نوعی عقلانیت در تصمیمگیری است که هدف آن تضمین منافع و آینده کشور است.

