در نشست «ارزشها و نگرشهای سیاسی نسل زد ایران» مطرح شد
نسل پسادوقطبی در راه است
چرا نسل زد کمتر اهل گسست و بیشتر اهل همزیستی است؟
نشست «ارزشها و نگرشهای سیاسی نسل زد ایران» در محل پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، بار دیگر بحث درباره دگرگونیهای اجتماعی و فرهنگی نسل جدید را به مرکز توجه آورد؛ نسلی که به اعتقاد علیاصغر سیدآبادی، نه فقط در سبک زندگی بلکه در شیوه فهم جهان و نسبتش با قدرت، خانواده و جامعه تفاوتی بنیادین با نسلهای پیشین پیدا کرده است.
اعظم فردوست
گروه اندیشه
سیدآبادی، نویسنده و پژوهشگر اجتماعی، در این نشست با نقد رویکردهای رایج در مطالعات نسلی گفت: یکی از خطاهای اساسی این پژوهشها، تقلیل پیچیدگیهای جامعه به چند الگوی کلی است؛ الگویی که به باور او، در توضیح جامعه ایران ناکافی و حتی گمراهکننده است. او تأکید کرد که بسیاری از تحلیلها، نسل زد را صرفاً بر پایه نسبتش با رسانه و فناوری تعریف میکنند، حال آنکه در ایران تحولات عمیقتری رخ داده که با تکیه صرف بر فناوری قابل توضیح نیست.
خانواده ایرانی از ساختاری پدرسالار به نهادی گفتوگو محور بدل شده است
او در توضیح این دگرگونیها، به تحول نهاد خانواده اشاره کرد و گفت خانواده ایرانی طی چند دهه گذشته از ساختاری اقتدارگرو پدرسالار به نهادی گفتوگومحور و حمایتی نزدیک شده است؛ تغییری که به گفته او در بسیاری از جوامع دیگر مشاهده نمیشود: «در ایران، برخلاف برخی جوامع آسیای شرقی، خانواده هنوز برای نسل جدید یک پناهگاه عاطفی و حمایتی است. نوجوانان و جوانان امروز، خانواده را نهادی حامی، دلسوز و همراه توصیف میکنند. بخشی از این مسأله به تضعیف سایر نهادهای اجتماعی بازمیگردد که باعث شده جوانان بیش از گذشته به خانواده تکیه کنند، اما بخش مهمتر آن، تغییر واقعی در خود خانواده ایرانی است؛ خانوادهای که حالا بیشتر شنونده است تا فرماندهنده.»
رفتار نسل زد را تنها با الگوهای کلاسیک جامعهشناسی نمیتوان توضیح داد
این پژوهشگر همچنین تحولات سیاسی و تجربههای تاریخی جامعه ایران را از عوامل مهم شکلگیری ذهنیت نسل جدید دانست و افزود که نمیتوان رفتار نسل زد را تنها با دادههای کمی یا الگوهای کلاسیک جامعهشناسی توضیح داد. به گفته او، جامعه ایرانی در طول تاریخ خود همواره با ناآرامیها، جنبشها و اعتراضهای اجتماعی زیسته و همین پیشینه تاریخی و فرهنگی، نوع خاصی از نگرش اجتماعی را در ایرانیان شکل داده است. در بخش دیگری از این نشست، سیدآبادی مهمترین ویژگی نسل زد ایران را عبور از نگاههای دوقطبی و سیاهوسفید توصیف کرد؛ تغییری که به اعتقاد او، میتواند پیامدهای مهمی برای سیاست و فرهنگ عمومی کشور داشته باشد: «نسلهای پیشین، چه در عرصه سیاست و چه در زندگی اجتماعی، اغلب جهان را در قالب دوگانههای خیر و شر، خودی و غیرخودی و سیاه و سفید میفهمیدند. اما نسل جدید تجربهای متفاوت از تنوع دارد. آنها الزاماً شبیه خانوادههایشان فکر نمیکنند، اما برخلاف دهههای گذشته، تفاوت را مساوی تنش و ستیز هم نمیدانند. جوان امروز ممکن است فاصله فکری عمیقی با والدینش داشته باشد، اما ترجیح میدهد با این تفاوت کنار بیاید و همزیستی کند، نه اینکه وارد تقابل دائمی شود.»
برش
نسل زد توانسته نوعی بازآرایی فرهنگی ایجاد کند
سیدآبادی با مقایسه وضعیت نسل جدید با جوانان دهههای گذشته گفت در دهه ۶۰، بخش مهمی از انرژی نسل جوان صرف گریز از سلطه خانواده، مدرسه و نظام سیاستگذاری میشد، اما نسلهای متولد بعد از دهه ۸۰ شمسی، بیش از آنکه در پی رویارویی مستقیم باشد، به دنبال ساختن نوعی زیست متفاوت در کنار دیگری است. سیدآبادی این تغییر را صرفاً یک تفاوت رفتاری ندانست، بلکه آن را نوعی «دگرگونی معرفتشناختی» توصیف کرد؛ تغییری که به باور او سبب شده شکاف فکری میان نسلها عمیقتر شود، اما در عین حال از شدت گسستها و تنشهای اجتماعی کاسته شود. او در پایان با اشاره به تأثیر نسل جدید بر تغییر ذهنیت خانوادهها گفت: «نسل زد فقط خود را تغییر نداده، بلکه خانواده را هم دگرگون کرده است. این نسل توانسته بر ذهنیت والدین اثر بگذارد و نوعی بازآرایی فرهنگی در جامعه ایجاد کند؛ اتفاقی که میتوان از آن بهعنوان یک رنسانس فرهنگی یاد کرد.»

