روایت همدلی «مندی ژو» بانوی چینی که برای ساخت مدرسه در میناب پیشقدم شد
همبستگی جهانی علیه جنایت جنگی
غزل ثانی
گروه اجتماعی
خبر آنقدر دردناک بود که قلب هر شنوندهای را به درد بیاورد، جنگ کجا، بچههای دبستانی کجا، موشک کجا، میناب کجا... همین موضوع باعث شد خانم «مندیژو» تاجر چینی که سالهاست با بازرگانان ایرانی همکاری میکند، این بار نه برای قراردادهای تجاری، بلکه برای ساخت مدرسه پیشقدم شود. خانم «ژو» وقتی خبر حمله وحشیانه دشمن به مدرسه شجره طیبه را شنید، با کمک شریک تجاری خود در ایران، مبلغ ۵ هزار دلار برای کمک به ساخت مدرسه جدید اهدا کرد. خانم«ژو» در گفتوگو با «ایران» درباره احساس خود پس از شنیدن حمله به مدرسه شجره طیبه و به شهادت رسیدن 168 دانشآموز بیگناه و معلمان آنها میگوید: «این موضوع بسیار ناراحت کننده بود. بعد از شنیدن این خبر بسیار غمگین شدم، اما وظیفه انسانی خود دانستم تا در حد توان، کمک کوچکی برای حمایت از کودکان و خانوادههای داغدار آنها انجام بدهم. به همین دلیل مبلغ 5 هزار دلار به یکی از شرکای تجاری خود در ایران دادم تا آن را به مسئولان آموزش و پرورش ایران برسانند. من باور دارم حمایت از آموزش کودکان و فراهم کردن فضایی امن برای یادگیری آنها در واقع کمک به آینده یک جامعه است و اگر این اقدام من بتواند حتی اندکی از رنج این خانوادهها بکاهد، برای من بسیار ارزشمند خواهد بود. در روزهای ابتدایی حمله آمریکا و اسرائیل به ایران خبرها را دنبال میکردم. وقتی خبر موشکباران مدرسه میناب و تصاویر آن را از رسانهها دیدم، آن صحنهها و شهید شدن دانشآموزان و معلمان، تأثیر عمیقی بر روح و احساسات من گذاشت. این خبر آنقدر دردناک بود که واقعاً هر بار با یادآوری آن اشک میریزم. در همان زمان، به دلیل همکاری صمیمانه و طولانیمدتی که با یکی از شرکای تجاری ایرانی خود داشتم و همچنین رابطه دوستانهای که میان ما شکل گرفته است، فرصت پیدا کردم اطلاعات بیشتری درباره این حادثه و شرایط مردم منطقه به دست بیاورم.»
خانم ژو درباره تجربههای متعدد خود در حوزه فعالیتهای خیــــرخواهانـــه و بشــــردوستانـــه میگوید: «من در کشور خودم، تجربههای متعددی در زمینه امور خیریه داشتهام و همواره تلاش کردهام بخشی از فعالیتهای حرفهای خود را به مسئولیتهای اجتماعی اختصاص بدهم. باور دارم هر فردی که توانایی و امکاناتی در اختیار دارد، باید سهمی هرچند کوچک در بهبود زندگی دیگران ایفا کند. البته کمک به مدرسه میناب اولین تجربه کار خیر من در خارج از چین نیست. یکی از شرکای تجاریام در شهر لاهور پاکستان درمانگاه خیریهای تأسیس کرده که بهصورت رایگان خدمات درمانی و پزشکی ارائه میدهد. این مرکز، روزانه پذیرای افراد زیادی است که توانایی پرداخت هزینههای درمانی را ندارند و برای دریافت خدمات اولیه سلامت به این مکان مراجعه میکنند. من هم از روز اول یکی از حامیان این مجموعه هستم و برای تأمین وسایل مورد نیاز با آنها مشارکت دارم.»
خانم ژو درباره تأثیر و اهمیت آموزش به کودکان و دانشآموزان میگوید: «آموزش ریشه یک درخت تنومند است که در برابر هیچ طوفانی از پای نمیافتد. من معتقدم بهترین سرمایهگذاری برای آینده، تقویت این ریشهها در دوران کودکی است. چون هر نونهال برای آنکه روزی به درختی استوار و پربار بدل شود، بیش از هر چیز به نور علم و آموزش نیاز دارد. به نظر من شروع آینده یک کشور از آموزش کودکان و نسل جدید است و این یک نگاه بلندمدت و سرمایهای است که با هیچ رقم و مبلغی نمیتوان به آن دست پیدا کرد.»
حادثه میناب را نمیتوان فراموش کرد
خانم ژو درباره نگاه خود نسبت به مفهوم «همبستگی جهانی» و تأثیر آن بر ارتباط هرچه بهتر کشور ایران و چین میگوید: «نه تنها کشور چین و ایران بلکه همه کشورهای جهان باید در واکنش به این فاجعه همبستگی داشته باشند. حادثهای که در مدرسه شجره طیبه رخ داد، اتفاقی نیست که بتوان به راحتی از کنار آن گذشت. در حال حاضر بحث انساندوستانه و اخلاقیات انسانی مطرح است و هیچ انسان خوبی نمیتواند به راحتی از این مسأله دردناک عبور کند. من بچههای میناب را فراموش نمیکنم و اگر در آینده فرصتی فراهم شود با کمال میل به ایران سفر میکنم تا مدرسه جدید و دانشآموزان آن را ببینم و با احساسات و عشق قلبی به کودکان این سرزمین با آنها ملاقات خواهم کرد. وقتی آنها را ببینم حتماً به آنها خواهم گفت شما آینده روشن این کشور هستید و امیدوارم میوه علم و دانش شما برکت و پیشرفت روزافزون برای این کشور به ارمغان بیاورد.»
او به دلیل حضور مستمری که برای کارهای تجاری در ایران داشته به فرهنگ کشور ما علاقه زیادی پیدا کرده است، خانم ژو درباره شناخت خود از فرهنگ مردم ایران میگوید: «در چند سال گذشته سفرهای متعددی به ایران داشتهام و بسیاری از شهرهای این کشور را دیدهام. فرهنگ ایران بسیار غنی و مردم بسیار خونگرم و میهماننوازی دارد. من ارتباط احساسی عمیقی با کشور و مردم ایران دارم و همین حس نزدیکی و همدلی باعث شده بیش از پیش با این اتفاق همذاتپنداری کنم و تلاش کنم هر کمکی که از دستم برمیآید برای حمایت از کودکان و دانشآموزان این منطقه انجام بدهم. همین ارتباط انسانی، الهامبخش من شد تا هر زمان که زمینهای برای فعالیتهای خیرخواهانه فراهم شود، برای کمکهای بشردوستانه، حتی اگر اندک باشند اعلام آمادگی کنم.»

