در حافظه موقت ذخیره شد...
مسئولیتپذیری نخبگان و گروههای سیاسی در شرایط بحران
نماینده ادوار مجلس
از خرداد سال گذشته تاکنون، اتفاقات مهم و تعیینکنندهای در کشور رخ داده است؛ تحولاتی که بهنظر میرسد هنوز درک دقیق و عمیقی از ابعاد آن، حتی در میان بخشی از کسانی که خود را اهل سیاست و تحلیلگر مسائل سیاسی میدانند، شکل نگرفته است.
البته گروهی از فعالان سیاسی و افرادی که در سه یا چهار دهه گذشته در فضای سیاستورزی کشور حضور داشتهاند، اهمیت شرایط جدید را درک کردهاند، اما همچنان برخی الگوهای قدیمی و آسیبزا در رفتار سیاسی پابرجاست. سالها رقابتهای سیاسی در کشور، گاه از چهارچوب رقابت سالم خارج شده و به کنشها و واکنشهای شدید، تخریب و حتی بیاعتمادی متقابل منتهی شده است. فضایی شکل گرفت که در آن، برخی جریانها خود را فرشته و رقیب را دیو میپنداشتند.
این نگاه متأسفانه هنوز بهطور کامل از میان نرفته و همچنان در رفتار و تحلیل برخی افراد دیده میشود. نمونه آن را میتوان در اظهاراتی مشاهده کرد که درباره مذاکرات یا تحولات سیاسی مطرح میشود؛ جایی که برخی مدعی میشوند «این مذاکرات قرار است خون شهدا را پایمال کند.» این نوع موضعگیری در واقع حامل یک پیام روشن است: بیاعتمادی به مسئولان، بیاعتمادی به وزیران، بیاعتمادی به نهادهای قانونی و حتی بیاعتمادی به سازوکارهای تصمیمگیری کشور. این در حالی است که بارها تأکید شده تصمیمات مهم دیپلماتیک و سیاسی بدون طی فرآیندهای قانونی و سطوح عالی تصمیمگیری انجام نمیشود.
سؤال اساسی اینجاست که تا چه زمانی قرار است در عرصه سیاست، بهجای تقویت نهادهای قانونی، دائماً مسئولان و سازوکارهای رسمی کشور زیر سؤال بروند؛ آن هم از هر دو سوی فضای سیاسی؟ نکته قابل تأمل اینجاست که حتی برخی از کسانی که همواره بر تبعیت کامل از رهبری تأکید داشتهاند، امروز به اشکال مختلف رفتارهایی از خود نشان میدهند که نتیجه آن، ایجاد تردید در فضای عمومی است.
این مسأله در شرایطی رخ میدهد که کشور درگیر یک مواجهه گسترده و پیچیده با دشمن است؛ شرایطی که حتی در اظهارنظرها و مواضع خارجی نیز تلاش میشود از شکافهای داخلی سخن گفته شود و میان جریانهای سیاسی داخلی تمایزهای هدفمند ایجاد شود.
در چنین شرایطی، ادامه برخی رفتارها نشان میدهد که یا فهم دقیقی از مناسبات سیاسی وجود ندارد یا اهمیت شرایط موجود به درستی درک نشده است. مسأله تنها اختلافنظر سیاسی نیست؛ مسأله اصلی، حفظ انسجام ملی در شرایطی حساس و پیچیده است.
در همین روزها شاهد بودیم که مردم برای ایران و در حمایت از کشور، با شور و انگیزه در صحنه حضور پیدا کردند. مردم نشان دادند که در بزنگاههای مهم، پشت کشور، نیروهای نظامی و مدافعان امنیت خود میایستند.
موضوع مهم دیگر، مسأله اعتماد عمومی و تابآوری اجتماعی است. اگر اعتماد مردم آسیب ببیند، در شرایط دشوار و بحرانها، هزینههای سنگینی بر کشور تحمیل خواهد شد. در شرایطی که جامعه نیازمند آرامش و انسجام است، برخی مواضع و تحلیلها میتواند پیامآور نگرانی باشد.
واقعیت این است که امروز بخش زیادی از مردم زندگی عادی خود را دنبال میکنند و شاید حتی عمق برخی تهدیدها را به شکل مستقیم احساس نکنند. همین مسأله نشان میدهد که حفظ آرامش اجتماعی و افزایش تابآوری عمومی تا چه اندازه اهمیت دارد. اگر این ظرفیت تضعیف شود، مدیریت شرایط دشوار نیز پیچیدهتر خواهد شد.
در چنین فضایی، این پرسش جدی مطرح است که با چه استدلال منطقی، عقلانی و حتی اخلاقی میتوان اختلافات جناحی و رقابتهای سیاسی را بر منافع کلان کشور ترجیح داد؟ آیا صرف تعلق به یک حزب یا جریان سیاسی میتواند توجیهی برای برهم زدن فضای عمومی کشور باشد؟ نخبگان، فعالان سیاسی و کسانی که مدعی فرهیختگی و سیاستورزی هستند، بیش از دیگران وظیفه دارند که در این شرایط با مسئولیت بیشتری رفتار کنند.
از سوی دیگر، مردم نیز باید بدانند که کشور با دشمنی قدرتمند و پیچیده مواجه است؛ دشمنی که اگرچه به دلیل برخی محدودیتها و ملاحظات، نمیتواند همه اهداف خود را عملی کند، اما همچنان از ظرفیتهای قابل توجهی برخوردار است.
آنچه تا امروز توانسته کشور را در برابر فشارها حفظ کند، بیش از هر چیز همبستگی و انسجام داخلی بوده است. به همین دلیل، کسانی که در چنین شرایطی تلاش میکنند این تصور را ایجاد کنند که کشور در وضعیت عادی قرار دارد و میتوان همچنان درگیر نزاعهای داخلی، حذف افراد، تخریب مسئولان و تسویهحسابهای سیاسی شد، احتمالاً در آیندهای نهچندان دور با قضاوت افکار عمومی مواجه خواهند شد.
تجربه نیز نشان داده جریانهایی که تصور میکردند با تکیه بر حمایت بیرونی، فضاسازی رسانهای یا ایجاد آشوب میتوانند مسیر دیگری برای کشور ترسیم کنند، در نهایت با واقعیت جامعه ایران مواجه شدند.
نظرسنجیها و تحولات اجتماعی نیز بارها نشان دادهاند که جامعه نسبت به رفتارهایی که بوی وابستگی، خودخواهی یا ترجیح منافع فردی و جناحی بر منافع ملی بدهد، حساسیت بالایی دارد.
بنابراین آنچه امروز بیش از هر زمان دیگری ضرورت دارد، صبوری، صداقت، انسجام و درک صحیح از شرایط کشور است؛ زیرا در مقاطع حساس تاریخی، هر رفتار سیاسی تنها یک موضعگیری ساده نیست، بلکه میتواند بر امنیت روانی جامعه، سرمایه اجتماعی و آینده کشور تأثیرگذار باشد.

