بازار سهام با مدیریت قابل قبول دولت و سازمان بورس پس از ۸۰ روز بازگشایی شد

بازگشت متعادل بورس

بازار سهام سرانجام پس از ۸۰ روز توقف در ۲۹ اردیبهشت بازگشایی شد؛ اتفاقی که از هفته‌ها قبل با نگرانی جدی فعالان بازار، سهامداران و حتی ناظران بیرونی همراه بود. طولانی شدن توقف معاملات، آثار روانی ناشی از جنگ تحمیلی، ابهام درباره وضعیت برخی شرکت‌های بورسی و نیاز بخشی از سهامداران به نقدینگی، فضایی ایجاد کرده بود که در آن بسیاری، اولین روز بازگشایی بورس را مترادف با ریزش سنگین، صف‌های فروش گسترده و از دست رفتن تعادل بازار می‌دانستند. در چنین شرایطی، بازگشت بازار سهام فقط یک رویداد معاملاتی نبود؛ آزمونی بود برای سنجش میزان آمادگی سیاست‌گذار، توان نهاد ناظر و ظرفیت بازار برای عبور از یکی از پیچیده‌ترین دوره‌های خود.
با این حال، آنچه در روز اول معاملات رخ داد، با سناریوی غالب فاصله داشت. شاخص کل بورس که در ابتدای بازار با افت حدود ۱۱ هزار واحدی مواجه شده بود، رفته‌رفته از شدت کاهش فاصله گرفت و در پایان معاملات با رشد بیش از ۲۵۰۰ واحدی در ارتفاع ۳ میلیون و ۷۱۶ هزار واحد ایستاد. شاخص هم‌وزن نیز ۲۶۶۱ واحد افزایش یافت. در پایان معاملات، ۵۶ درصد نمادهای بازار مثبت و ۴۴ درصد منفی بودند؛ آرایشی که برای اولین روز بازگشایی پس از یک توقف طولانی، نشانه‌ای مهم از کنترل شرایط و عبور بازار از شوک ابتدایی به شمار می‌رود. این اتفاق بویژه از آن رو اهمیت دارد که بخش مهمی از فضای عمومی پیش از بازگشایی، نه بر احتمال تعادل، بلکه بر قطعی بودن ریزش متمرکز شده بود.

بورس در برابر یک انتظار بدبینانه
برای درک اهمیت آنچه در ۲۹ اردیبهشت رخ داد، باید به فضای روانی پیش از بازگشایی بازار بازگشت. بورس طی ۵۱ روز کاری متوقف بود؛ توقفی که در کنار ابعاد جنگی و سیاسی، از منظر فنی نیز پیامدهای خاص خود را داشت. هرچه زمان توقف یک بازار طولانی‌تر شود، ابهام درباره قیمت‌ها، نگرانی نسبت به نقدشوندگی و احتمال واکنش‌های هیجانی افزایش می‌یابد. در این فاصله، بازارهای دیگر از ارز و طلا گرفته تا خودرو و برخی دارایی‌های موازی، از شوک اولیه عبور کرده و فعالیت خود را از سر گرفته بودند. طبیعی بود که در چنین فضایی این تصور شکل بگیرد که بورس در اولین روز بازگشایی، با انبوهی از سفارش‌های فروش روبه‌رو خواهد شد.
حتی برخی فعالان و کارشناسان بازار از افت‌های بالای ۵ یا ۶ درصدی سخن می‌گفتند و این تحلیل در میان بخشی از سهامداران نیز تقویت شده بود که احتمالاً بازار در روز اول، توان مقاومت در برابر فشار عرضه را نخواهد داشت. اما بازگشایی بازار نشان داد میان یک پیش‌بینی روانی و آنچه در عمل بر تابلو رخ می‌دهد، فاصله قابل توجهی وجود دارد؛ بویژه زمانی که سیاست‌گذار از قبل برای روز بازگشت بازار، تمهیدات مشخصی اندیشیده باشد.

بازگشایی با طراحی قبلی
نه به شکل دفعی
اگر بورس در اولین روز بازگشایی به سناریوی ریزش گسترده تن نداد، این نتیجه را نمی‌توان صرفاً به شانس یا آرام‌تر شدن مقطعی فضای سیاسی نسبت داد. واقعیت این است که بازگشایی بورس طی هفته‌های گذشته در نتیجه سلسله‌ای از جلسات، هماهنگی‌ها و تصمیم‌های مرحله‌ای آماده شد. از همان ابتدا، سازمان بورس تأکید داشت بازار زمانی باز خواهد شد که حداقل‌هایی از شفافیت اطلاعاتی، امکان قیمت‌گذاری و ظرفیت مدیریت نوسان فراهم شده باشد. این یعنی نهاد ناظر، بازگشت بازار را نه به‌عنوان یک اقدام نمادین، بلکه به‌مثابه یک فرآیند حساس و نیازمند آمادگی قبلی می‌دید.
همایون دارابی، کارشناس بازار سرمایه، در گفت‌وگو با «ایران» همین نکته را برجسته می‌کند. به گفته او، پیش از بازگشایی بازار جلسات متعددی میان فعالان بازار، شورای عالی بورس و وزارت اقتصاد برگزار شد و در نتیجه آن سه تا چهار طرح مهم برای مدیریت شرایط بازار در دستور کار قرار گرفت. از نگاه او، همین آماده‌سازی‌ها باعث شد بازار در روز اول بازگشایی، برخلاف بسیاری از پیش‌بینی‌ها، کارنامه‌ای قابل قبول از خود به جا بگذارد.

نقش دولت در آماده‌سازی بازگشت بازار
نکته مهم در بازگشایی بورس این بود که دولت و سازمان بورس صرفاً به اعلام زمان ازسرگیری معاملات اکتفا نکردند، بلکه کوشیدند با طراحی ابزارهای حمایتی و هماهنگی با بازیگران اصلی بازار، هزینه بازگشایی را کاهش دهند. یکی از مهم‌ترین اقدامات، تقویت صندوق‌های توسعه و تثبیت بود؛ صندوق‌هایی که در شرایط خاص می‌توانند مانند یک ضربه‌گیر در برابر نوسان‌های شدید عمل کنند و مانع از آن شوند که صف‌های فروش، کنترل بازار را از دست نهاد ناظر خارج کند.
دارابی در این باره می‌گوید: «طرح اعطای وام ۲۰۰ میلیون تومانی به سهامداران حقیقی واجد شرایط، انتشار اوراق «هم‌وطن» برای بیمه کردن پرتفوی‌های زیر یک میلیارد تومان و افزایش سقف اعتبار فعالان بازار از جمله اقداماتی بود که با هدف کاهش فشار فروش و کاستن از نگرانی سهامداران طراحی شد.» همایون دارابی، کارشناس بازار سرمایه معتقد است همین تصمیم‌ها نقش مهمی در مهار نیاز فوری به نقدینگی و جلوگیری از تشدید رفتارهای احساسی داشت. به بیان ساده‌تر، دولت تلاش کرد به بازار این پیام را بدهد که در بازگشایی پس از جنگ تحمیلی، سهامدار قرار نیست بدون ابزار حفاظتی و بدون پشتوانه وارد میدان شود.
این نوع مداخله البته به معنای حذف ریسک یا تضمین رشد بازار نیست، اما در مقطعی که نگرانی از فروپاشی روانی بازار جدی بود، نقش مهمی در تغییر انتظارات ایفا کرد. بازار سهام، بویژه در شرایط خاص، فقط با متغیرهای بنیادی حرکت نمی‌کند؛ انتظارات، ادراک ریسک و احساس حمایت یا بی‌پناهی نیز در جهت‌گیری سرمایه‌گذاران اثر مستقیم دارد. از این منظر، اقدام دولت و سازمان بورس را باید بخشی از مدیریت انتظارات بازار نیز دانست.

مهار عرضه با ابزارهای فنی و نظارتی
در کنار بسته‌های حمایتی، بخش دیگری از مدیریت روز بازگشایی به ابزارهای فنی و نظارتی بازمی‌گشت. بازار با همان دامنه نوسان 
۳درصدی بازگشایی شد و از تغییر ناگهانی مقررات پرهیز شد تا معامله‌گران در مواجهه با قواعد تازه سردرگم نشوند. سمت فروش بازارگردان‌ها نیز در روزهای اول محدود شد تا فشار عرضه از سوی بازیگران بزرگ به بازار تحمیل نشود. برای برخی ابزارهای مشتقه و قراردادهای اختیار معامله نیز محدودیت‌هایی اعمال شد تا از جابه‌جایی غیرعادی منافع و تشدید نوسان در بازار جلوگیری شود.از سوی دیگر، همه نمادها به‌طور همزمان باز نشدند. شرکت‌هایی که به‌طور مستقیم در جریان جنگ تحمیلی آسیب دیده بودند یا هنوز امکان شفاف‌سازی کامل نداشتند، فعلاً بسته ماندند. این تصمیم شاید از بیرون به معنای بازگشایی ناقص تلقی شود، اما از منظر مدیریت ریسک، اقدامی ضروری بود. در واقع، سازمان بورس ترجیح داد نمادهایی را به بازار بازگرداند که امکان گزارشگری مالی، کشف قیمت و ارزیابی وضعیت آنها فراهم شده بود. این رویکرد باعث شد ابهام‌های انباشته‌شده یکباره به تابلوی معاملات منتقل نشود و بازار زیر فشار اخبار ناقص و برآوردهای هیجانی قرار نگیرد.

داده‌های بازار چه می‌گویند؟
مرور آمار معاملات نیز تصویری روشن از اثرگذاری این تدابیر ارائه می‌دهد. ارزش کل معاملات در روز اول به ۲۳.۶ همت رسید و ارزش معاملات خرد نیز ۱۱.۷ همت ثبت شد؛ رقمی که نشان می‌دهد بازگشایی بورس با وجود همه نگرانی‌ها، با مشارکت قابل توجه معامله‌گران همراه بوده است. در همین حال، حدود ۵ همت پول حقیقی از صندوق‌های درآمد ثابت خارج شد، اما این منابع الزاماً از بازار سرمایه خارج نشد. در مقابل، صندوق‌های سهامی ۸۳۸.۸ میلیارد تومان و صندوق‌های بخشی ۷۶۷.۳ میلیارد تومان پول حقیقی جذب کردند.
در سطح صنایع نیز فلزات اساسی با ۷۹۳ میلیارد تومان، فرآورده‌های نفتی و بانک‌ها هر کدام با ۵۱۹ میلیارد تومان، بیشترین اقبال را از سوی حقیقی‌ها به خود اختصاص دادند. گروه‌های دارویی، غذایی و سیمانی نیز از دیگر بخش‌های مورد توجه بازار بودند. در گروه دارویی، مجوز افزایش قیمت محصولات متناسب با رشد نرخ ارز بر انتظارات بازار اثر گذاشت و در گروه سیمان نیز سبزپوشی کامل نمادها نشانه‌ای از اقبال خریداران بود. این جابه‌جایی نقدینگی یک پیام روشن داشت: برخلاف تصور اولیه، بخش مهمی از سرمایه‌گذاران نه‌تنها از بازار فرار نکردند، بلکه در اولین روز بازگشایی، منابع خود را به سمت گزینه‌های جدید در درون بورس منتقل کردند.
کارنامه قابل قبول، نه پایان نگرانی‌ها
دارابی در ارزیابی خود تأکید می‌کند که بازار در مجموع، با وجود همه ریسک‌ها، «کارنامه قابل قبولی» از خود بر جا گذاشت. به گفته او، بخشی از این تعادل به آرامش نسبی فضای سیاسی بازمی‌گردد و بخشی دیگر نتیجه گزارش‌های مناسب برخی شرکت‌ها در گروه‌هایی مانند سیمانی، دارویی، ساختمانی، بانکی و غذایی است. این نکته مهمی است؛ زیرا نشان می‌دهد تعادل روز اول صرفاً محصول حمایت بیرونی نبود، بلکه برخی متغیرهای بنیادی نیز در پشت صحنه بازار وجود داشت که به تقویت تقاضا کمک کرد.
در عین حال، نمی‌توان از کنار ریسک‌های باقی‌مانده به‌سادگی عبور کرد. هنوز بخشی از نمادها بسته‌اند، برخی شرکت‌ها با تبعات مستقیم یا غیرمستقیم جنگ مواجهند و بازار همچنان به تحولات سیاسی و اقتصادی حساس است. بخشی از سهامداران نیز ممکن است در روزهای آینده، به دلیل نیاز به نقدینگی، در سمت فروش قرار بگیرند. بنابراین، عبور از شوک روز اول به معنای پایان مسیر دشوار بورس نیست. اما اهمیت بازگشایی ۲۹ اردیبهشت در این است که بازار از یک آزمون سخت، بدون افتادن در سناریوی فروپاشی عبور کرد.

 

بــــرش

دولت چه چیزی را مدیریت کرد؟
دستاورد اصلی روز اول بازگشایی بورس را باید در همین نقطه دید: دولت و سازمان بورس توانستند «ترس از بازگشایی» را مدیریت کنند. در وضعیتی که بخش مهمی از بازار انتظار داشت با باز شدن تابلوها، هراس انباشته‌شده به ریزش فراگیر تبدیل شود، سیاست‌گذار با ترکیبی از مداخله هدفمند، تنظیم‌گری محتاطانه و ابزارهای پشتیبان، اجازه نداد بورس در همان گام اول زمین‌گیر شود. این دستاورد، بیش از آنکه به معنای رشد پایدار بازار باشد، نشانه‌ای از توان مدیریت بحران در یکی از حساس‌ترین مقاطع بازار سرمایه است.
از این منظر، ۲۹ اردیبهشت فقط روز بازگشایی بورس نبود؛ روز سنجش ظرفیت دولت در اداره بازاری بود که زیر فشار جنگ، توقف طولانی و نگرانی عمومی قرار داشت. نتیجه این آزمون، دست‌کم در گام اول، نشان داد که با مدیریت هماهنگ و تصمیم‌گیری پیش‌دستانه، می‌توان بازار سرمایه را حتی پس از یک دوره سخت نیز به مدار فعالیت بازگرداند. تداوم این مسیر، البته به ثبات تصمیم‌گیری، شفافیت بیشتر و کاهش ریسک‌های بیرونی نیاز دارد، اما اولین گام به‌گونه‌ای برداشته شد که از شکل‌گیری همان سناریویی جلوگیری کند که بسیاری آن را قطعی می‌دانستند.