کارشناسان می‌گویند درختان از ورود خسارت بیشتر به کاخ سعدآباد در جنگ جلوگیری کردند

سپر بلای آثار تاریخی

معصومه دیودار
گروه زیست بوم

چندی پیش گزارشی در خصوص آسیب‌های وارده از جنگ به کاخ سعدآباد منتشر شد. در این گزارش مشاور فنی و مرمت مجموعه سعدآباد به این مهم اشاره کرد که اگر درختان انبوه این مجموعه نبود، حجم خسارت‌ها ممکن بود بیشتر باشد. «فتح‌الله نیازی» به درختانی اشاره کرد که در سال‌های اخیر در این مجموعه قطع شدند و به جای آنها درختان اشتباهی کاشته شد و از این نظر، حفظ محیط‌زیست سعدآباد را الزامی دانست.
 
درختان فقط بلاگردان نیستند
اسکندر مختاری، استاد حوزه مرمت و معماری سنتی ایران در خصوص نقشی که درختان و محیط‌زیست می‌توانند در حفاظت از بناهای تاریخی داشته باشند به «ایران» گفت: «اگر بخواهیم از درختان به عنوان حافظان میراث تاریخی و بناها یاد کنیم در واقع جفا در حق این میراث طبیعی است. درختان و گیاهان میراث طبیعی کشور ما هستند، بناهای تاریخی نیز میراث تاریخی و فرهنگی ما هستند، نمی‌توان هر یک از آنها را بلاگردان آن یکی قرار داد، چرا که هر یک در جایگاه خود حائز اهمیت است.»
او ادامه داد: «ارزش درختان مجموعه سعدآباد از بناهای این مجموعه کمتر نیست و گفتن اینکه این درختان جلوی موج انفجار را گرفته‌اند تا به بنای تاریخی سعدآباد آسیب کمتری وارد شود، صحبت سنجیده‌ای نیست. حتی اگر گفته شود که درختان جلوی موج انفجار را گرفته‌اند، نقشی است که به اجبار به آنها داده شده است. از تمام باغ‌های گسترده تهران و شمیرانات فقط باغ‌های نیاوران، سعدآباد و ۴ باغ سفارت‌های عثمانی، روسیه، آلمان و ایتالیا باقی مانده اند و در میان این باغ‌ها نیز سعدآباد با ۱۴ قناتی که دارد و حقابه‌ای که از رودخانه دربند دریافت می‌کند از همه با نشاط‌تر است.»
این عضو افتخاری باشگاه معماری و هنر یونسکو با اشاره به آنکه پس از حمله‌ای که در طول جنگ در اسفندماه ۱۴۰۴ به میدان ارگ شده بود برای بازدید به منطقه رفت، گفت: «در آن روز با ورود به میدان ارگ گویی پا در میان یک بیابان گذاشته‌ام، تمام منطقه پر از نخاله‌های ساختمانی شده بود و درختان سوخته بودند و اولین چیزی که دیدم یک میدان بدون درخت بود. این صحنه بسیار عذاب‌آور بود. البته باید به این نکته اشاره کنم که فقط یک درخت کهنسال از آن حادثه جان سالم به در برده و اگر امروز هم به آنجا سر بزنید آن درخت را می‌بینید. به‌تازگی نیز چند درخت دیگر در آن محل کاشته شده است.»
مختاری در پاسخ به این پرسش که «با توجه به آنکه اشاره کردید در میدان ارگ فقط یک درخت کهنسال توانست از موج انفجار و آنچه که در جنگ در آن میدان گذشت جان سالم به در ببرد آیا می‌توان گفت که درختان و میراث طبیعی ما می‌توانند جلوی موج انفجار مقاومت کنند؟» گفت: «بله، دقیقاً همین طور است. اما باز هم نمی‌توان به میراث طبیعی این‌گونه نگریست چرا که در واقع هنوز نگاه ما به میراث طبیعی تحت حمایت قانون قرار نگرفته است. اگر میراث تاریخی یا همان میراث فرهنگی ما مورد آسیب و صدمه قرار گیرد از طرف جامعه قابل فهم است، این در حالی است که اگر به طور مثال درختان جنگل‌های هیرکانی مورد صدمه قرار گیرد همه این‌گونه می‌گویند که درخت است دیگر، بعداً دوباره رشد خواهد کرد و این قضیه جدی گرفته نمی‌شود.»
مختاری با اشاره به آنکه به درختان تا زمانی که هستند به صورت جدی نگاه نمی‌شود، گفت: «در کوچه امامزاده یحیی سه درخت کهنسال بود، اکنون فقط یک درخت آن هم به صورت نیمه‌جان باقی مانده، این در حالی است که آن کوچه بدون آن درختان کهنسال بی‌معنی شده است. در جماران نیز دو درخت کهنسال وجود دارد که از جمله کهنسال‌ترین درختان تهران به حساب می‌آیند، حتی شاید به‌جرأت بتوان گفت از جمله کهنسال‌ترین درختان چنار ایران هستند که در کنار قنات جماران زندگی می‌کنند. اگر این دو درخت را از آن محل بگیریم آن محل معنای دیگری پیدا می‌کند. میراث طبیعی مکمل میراث فرهنگی و میراث فرهنگی مکمل میراث طبیعی است؛ این دو همدیگر را تکمیل می‌کنند و نمی‌توان یکی را به دیگری ترجیح داد.»
این مرمتگر و پژوهشگر میراث معماری و شهرسازی با اشاره به تجربه‌ای که چند سال پیش داشت، گفت: «دوست خارجی‌ای داشتم که روزی با اشاره به یکی از درختان کهنسال کوچه‌های فرعی خیابان ولیعصر به من گفت: «می‌دانی قیمت این درخت چند است؟» گفتم: «خیر. تاکنون این درختان در کشور ما خرید و فروش نشده‌اند.» گفت: «این درخت صد هزار دلار است.» گفتم: «مگر درخت قیمت دارد؟» گفت: «بله، درختان نیز قیمت دارند که با توجه به سن آنها این قیمت متغیر است، درختی که به ۱۰۰ سالگی می‌رسد قیمتش متفاوت خواهد بود، چرا که نایاب است.»
مختاری تصریح کرد: «وقتی یک درخت صد ساله می‌شود، ثروت ملی می‌شود، همان‌طور که درخت «ابرقو» تبدیل به ثروت ملی شد. درختان کهنسال ثروت ملی می‌شوند چرا که بار خاطرات را با خود به همراه دارند. در کشور ما نیز آیین‌ها با درختان زندگی می‌کنند چرا که ‌سال‌های سال چشم‌انداز و سایه درست کرده‌اند، ثمر داده‌اند و خدمتگزار جوامع انسانی بوده‌اند. باید با آنها با احترام رفتار کرد. درخت یک موجود زنده است.»
 
گیاهان و درختان می‌توانند 
جلوی موج انفجار را بگیرند
مهدی رئیسی، دکترای معماری، پژوهشگر و فعال حوزه پیشرفت و آبادانی درخصوص تأثیر درختان در کاهش موج انفجار به «ایران» گفت: «معماری تاریخی ایرانی از گیاهان و محیط‌زیست اطراف آن جدا نیست و مجموعه‌ای به‌هم‌پیوسته و درهم‌تنیده است و کارکردی مشترک در شکل‌دهی به «زندگی» دارد. درواقع می‌توان گفت، طراحی معماری ایرانی با توجه به اقلیم درصدد کنترل اثر باد است. هرچه بادشکن ساخته شود چه با معماری چه با گیاه، قطعاً در شرایط بمباران در عصر حاضر نیز در کاهش اثر موج انفجار مؤثر است.»
او با اشاره به آنکه بخشی از کارکرد گیاهان به موضوعات زیست‌محیطی و زیبایی‌شناسی باز می‌گردد و بخشی هم به طراحی اقلیمی (ایجاد شرایط آسایش محیطی برای انسان)، ادامه داد: «از نظر علمی، گیاهان مانند هر جسم دیگر می‌توانند بخشی از باد یا امواج محیط را به خود جذب کرده و میرا کنند. با توجه به جنگ اخیر و تجربیات حاصل می‌توان گفت، گیاهان و درختان با توجه به نوع، گونه، قدمت، حجم و گستردگی خود می‌توانند جلوی موج انفجار را نیز بگیرند و به قول معروف «بلا گردون» انسان‌ها و بناها شوند.»
رئیسی در پاسخ به این پرسش که «آیا به صورت علمی این مهم ثابت شده است که درختان می‌توانند جلوی موج انفجار را بگیرند؟» گفت: «این حقیقت که هر جسم صلب یا انعطاف‌پذیری که در اثر انفجار ترکش تولید نکند، می‌تواند جلوی موج انفجار را بگیرد، ثابت شده است. نیز هر چیزی از ارتفاع اثر موج انفجار پایین‌تر باشد در امان‌تر است. برای مثال در معماری «گودال باغچه‌» ایرانی شاهد آن هستیم که نماهایی که از سطح زمین پایین‌تر ساخته شده‌اند از موج انفجار چندان اثر نمی‌پذیرند و حتی شیشه‌های آنها نیاز به چسب زدن ندارد زیرا دیوارهای محصورکننده موج انفجار را مهار می‌کنند. حال گیاه هر اندازه بلندقامت‌تر و تنومندتر باشد و از سطح زمین ارتفاع گرفته باشد می‌تواند با انعطافی که دارد سطح اثر موج انفجار را به بالاتر منتقل کند. اگر این درختان از ارتفاع بناها بلندتر یا همقد آن باشند موج انفجار را از آن بنا و ارتفاع انسانی دورتر می‌کنند. طبیعتاً اگر گیاه خشک و بی‌برگ باشد این کارکرد ناچیز و در مقابل ممکن است در موج انفجار نزدیک، شاخه‌های خشک شکننده آن را به ترکش و آسیب‌زننده به بنا و انسان تبدیل کند.»
او تصریح کرد: «همان‌طور که در جنگ اخیر شاهد بودیم در مجموعه کاخ سعدآباد نیز با توجه به انبوه درختان و ارتفاع و بلندی آنها این پوشش گیاهی به نوعی سپر بلای این مجموعه تاریخی تبدیل شده است. در باغ‌های ایرانی یا حیاط‌های سنتی ما که دارای حیات محصور و مشجر هستند این امر مشهود است که وجود پوشش گیاهی و درختان سبب شده تأثیر موج انفجار بر بنا کمتر باشد. اصطلاحاً می‌توان گفت اثر تاریخی با وجود درختان و گیاهان اطراف خود بی‌پناه نیست.»
رئیسی در پاسخ به این پرسش که «آیا نوع درختان برای مثال سرو، کاج، صنوبر حتی قدمت و ارتفاع آنها می‌تواند در جلوگیری از موج انفجار تأثیرگذار باشد یا خیر؟» گفت: «پاسخ به این پرسش نیازمند انجام بررسی‌های میدانی دقیق‌تری است، چرا که انفجارها نیز انواع مختلفی دارند؛ شدت موج انفجار نیز بستگی به فواصل دور یا نزدیک آن دارد و با توجه به متغیر بودن شرایط، نیازمند مطالعات و پژوهش‌های بیشتر و دقیق‌تر است. ممکن است در برخی شرایط درخت‌های بلندتر و قطورتر در کنترل موج انفجار بهتر عمل کنند و در برخی از موارد نیز درخت‌های کوتاه‌قامت‌تر بهتر عمل کنند. مطلع نیستم که تاکنون تحقیقی در این خصوص صورت گرفته باشد.»
 به گفته او «با وجود تجربه سترگی که از معماری تاریخی داریم اما متأسفانه آن را در حوزه ساخت‌وسازها و معماری جدید در عصر حاضر به کار نگرفته‌ایم. با اجبار انبوه به الگوهای وارداتی (مانند ۴۰ درصد-۶۰ درصد) که در پروخالی آپارتمان‌های رایج ۴ تا ۶ طبقه اعمال می‌شود، در عمل ساختمان‌های ما بی‌پناه شده‌اند. خصوصاً که در شهرسازی «سواره‌محور» عمل می‌کنیم. بویژه بناهای واقع در قطعات شمالی فضای خالی زیادی در جنوب خود دارند. این در حالی است که مثلاً در شهرسازی جدید با اصول ایمنی، انسانی، کاهش ارتفاع و در نظر گرفتن محوطه‌های درختکاری و «پیاده‌محور» انجام می‌شود. مثلاً در آلمان، فاصله محل پارک خودرو تا منزل می‌تواند تا ۷۰ متر پیاده‌روی باشد که معمولاً فضای سبز است. در واقع در اصول شهرسازی جدید در دنیا نه خودرو‌ها بلکه انسان‌ها، محور هستند. از این رو فضا برای درختکاری و حضور گیاهان در شهر بیشتر است.»