محسن کدیور در گفت‌وگو با خبرگزاری جمهوری اسلامی:

حمله به ایران «بربریت مدرن» بود

تمدن ایران لقمه گلوگیری است که متجاوزان طمعکار را خفه خواهد کرد

دکتر «محسن کدیور»، استاد مطالعات اسلامی دانشگاه دوک در کارولینای شمالی آمریکا، یکی از نخبگان ایرانی مقیم خارج از کشور است که در پی جنگ تجاوزکارانه آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، به نوبه خود، همچون دیگر نخبگان، به دفاع از مقاومت ملی ایرانیان و محکومیت تعرض به کشورمان پرداخت. در همین چهارچوب، کدیور در گفت‌و‌گو با خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) به تشریح ابعاد جنگ 40 روزه، سختی‌های میهن‌دوستی در خاک دشمن و ارزشمند بودن هویت ایرانی پرداخت.
 
با توجه به تجربه جنگ‌های اخیر و حملات نظامی علیه ایران، «ایرانی بودن» برای شما در لحظه بحران چه معنایی پیدا کرده است؟ آیا این هویت در شرایط جنگ تقویت می‌شود یا پیچیده‌تر و چندلایه‌تر؟
هنگام تجاوز نظامی اسرائیل و آمریکا به ایران، احساس وطن‌دوستی افزایش یافت. وقتی دست روزگار، آدمی را به سرزمینی پرتاب کرده که از آنجا به ایران حمله می‌شود، مخالفت با این تجاوز، تمام وقت و ذهن آدم را اشغال می‌کند. هر بمبی که جان هموطنی را می‌گرفت، انگار زخمی به بدن خودم بود و وقتی موشکی به تأسیسات متجاوزان خصوصاً اسرائیل اصابت می‌کرد، بی‌اختیار شادمان می‌شدم. این دو تجاوز اصلاً با تجاوز صدام قابل مقایسه نیست. یک ابرقدرت و یک رژیم جنایتکار با پیشرفته‌ترین سلاح‌ها به ایران حمله کردند، اما نتوانستند به اهداف خود برسند. امروز ایرانی بودن به یک ارزش تبدیل شده است. هویت ایرانی پیچیده و چندلایه است.
 
فاصله جغرافیایی از ایران، در تحلیل و قضاوت درباره جنگ و پیامدهای آن چه اثری دارد؟
با توجه به پیشرفت وسایل ارتباط جمعی، فاصله جغرافیایی، خللی جدی در تحلیل ایجاد نمی‌کند. کسی که داخل کشور است، شهود بیشتری دارد، اما نگاه از بیرون می‌تواند با مقایسه دیدگاه‌های متنوع به اشراف اطلاعاتی بیشتری منجر شود. خطر ساده‌سازی واقعیت در هر دو جا هست. تحلیل درست، تابع جغرافیا و ملیت نیست، ملاک خاص خود را دارد.
 
تهدیدات و مواضع تند مقامات سیاسی آمریکا در جریان این بحران‌ها، از جمله اظهارات دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا درباره «نابودی تمدن ایران»، «بازگرداندن کشور به عصر حجر» و تهدید به هدف قرار دادن زیرساخت‌های حیاتی را چگونه تحلیل می‌کنید؟
این تجاوز بر خلاف قواعد حقوق بین‌الملل، قانون اساسی آمریکا، موازین سازمان ملل و حتی خلاف نظر اکثر شهروندان آمریکایی بود. آمریکا در هر دو نوبت، زمانی به ایران حمله کرد که در حال مذاکره با ایران بود. ترامپ به دنبال تسلیم بی‌قید و شرط ایران بوده و هست. اطلاعات غلط، این توهم را در او ایجاد کرده بود که هیچ کشوری توان مقاومت در برابر سلاح‌های پیشرفته آمریکا و اسرائیل را ندارد. حمله به دبستان میناب و ناو آموزشی دنا، تخریب انستیتو پاستور و ده‌ها بیمارستان و دانشگاه، خسارت به برخی آثار باستانی و نابود کردن زیرساخت‌های خدماتی، از مصادیق جنایات جنگی است. ترامپ و نتانیاهو از ارتکاب جنایت جنگی واهمه‌ای ندارند. در مصاحبه با روزنامه فرانسوی لومانیته (L’Humanité) گفتم این «بربریت مدرن» است. تمدن ایران لقمه گلوگیری است که متجاوزان طمعکار را خفه خواهد کرد. پس از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در نوامبر (آبان)، احتمال از دست رفتن اکثریت جمهوریخواه در کنگره و سنا بسیار زیاد است و متعاقب آن استیضاح و محاکمه ترامپ به دلیل ارتکاب جنایات جنگی محتمل است. همین سرنوشت در انتظار نتانیاهو هم هست. افکار عمومی جهان اکنون بشدت علیه این دو رهبر جنگ‌طلب است.
 
بسیاری معتقدند این جنگ صرفاً یک تهاجم نظامی و سیاسی نبوده است. ارزیابی شما با توجه به پیشینه فرهنگی و تمدنی ایران چیست؟
«عادی‌سازی سیستماتیک» حمله به بنیان‌های زندگی غیرنظامیان، با جنایات اسرائیل در غزه آغاز شد. تلفات انسانی در غزه حدود ۲۰ برابر تلفات در ایران بوده و غزه با خاک یکسان شده است. اگر حملات اسرائیل به فلسطین، لبنان و دو حمله به ایران را با هم ببینیم، باید اذعان کرد متأسفانه عادی‌سازی نهادینه حمله به غیرنظامیان رخ داده است. زیر پا گذاشتن هنجارهای حقوق بشردوستانه، حداقل در مورد جهان‌سومی‌ها یا غیرغربی‌ها در برابر غربی‌ها (Rest درمقابل West) یک واقعیت است. در جهانی با یک بام و دو هوا (double standards) زندگی می‌کنیم؛ ایرانی، لبنانی و فلسطینی از حقوق مشابه انسان غربی برخوردار نیستند. این تبعیض تنها در حقوق بشر نیست، در زمینه انرژی هسته‌ای هم هست.
 
به نظر شما چرا آمریکا به‌رغم ادعای دستیابی به اهداف خود در این جنگ، همچنان ناکام مانده است؟
ایران جنگ را آغاز نکرده، آماده دفاع است و تسلیم هم نمی‌شود، اما طالب پایان دائمی تجاوز با ضمانت معتبر بین‌المللی است. آمریکا در موقعیتی نیست که بتواند خواسته‌های خود را به ایران تحمیل کند. اگر واقع‌بینانه به قضیه بنگریم، ایران هم در موقعیتی نیست که بتواند تمام خواسته‌های برحقش را به طرف آمریکایی تحمیل کند. مذاکره جای بده‌بستان است. مهم این است که نمایندگان ایران در این مذاکرات بتوانند با درایت و تدبیر، مطالبات بیشتری را به نفع منافع ملی ایران تحصیل کنند.
خوشبختانه تاکنون دولت پزشکیان و شورای عالی امنیت ملی، مواضع معقول و قابل‌قبولی داشته‌اند. باید مطابق مقدورات‌مان (منطق هزینه و فایده) پیش برویم و مقدورات‌مان هم نامحدود نیست.
 
از نگاه شما، مفهوم «مقاومت مردم ایران» در این شرایط چه معنایی دارد؟
مردم ایران، خردمندی فراوانی از خود نشان دادند. به جای استقبال از متجاوزان، برای دفاع از میهن به خیابان آمدند، آنچنان‌که ترامپ، تصاویرشان را ساخته هوش مصنوعی قلمداد کرد، اما حضور خبرنگاران بین‌المللی ادعای او را باطل کرد. این مقاومت اجتماعی، ابعاد سیاسی، فرهنگی و هویتی هم دارد. هر کسی از ظن خود آن را به نفع موضع‌اش تفسیر می‌کند. اما با توجه به سوابق جنبش‌های اجتماعی-‌اعتراضی در همین چند سال اخیر، در تفسیر مقاومت مردم ایران باید بشدت احتیاط و از مبالغه و تفاسیر احساسی و مقطعی پرهیز کرد. این مقاومت، جلوه تنها یک جنبه از «مسأله ایران» است: دفاع اکثریت قاطع ایرانیان از استقلال، تمامیت ارضی، هویت ملی، پیشینه تمدنی و فرهنگی، زیرساخت‌های خدماتی، اقتدار قوای مسلح کشور و صنایع خودکفای غیرنظامی و نظامی. در این جنبه، نه‌تنها با اجماع ملی مواجهیم، بلکه ملت و حاکمیت، هم‌داستانند. 
اما «مسأله ایران» جنبه دیگری هم دارد: حاکمیت قانون، عدالت اجتماعی، رعایت آزادی‌های مصرح در قانون اساسی و اسناد بین‌المللی، دموکراسی و رضایتمندی مردم، رعایت مطلق منافع ملی و تقدم آن بر هر تلقی فراملی. به نظر می‌رسد بخش بزرگی از مردم ایران در این جنبه، مطالبات انباشته ‌شده‌ای دارند.  این مطالبات مردمی را نمی‌توان نادیده گرفت. مردم در زمان جنگ، پیگیری این مطالبات را به تعویق انداختند؛ حاکمیت باید آنها را مطمئن کند که پیگیر انجام این مطالبات است. 
 
از نظر شما، نقش نخبگان ایرانی خارج از کشور در مواجهه با جنگ چیست؟
نخبگان ایرانی خارج، سه گروه متمایزند: گروه اول پیگیر هر دو جنبه استقلال و آزادی هستند. گروه دوم فقط پیگیر استقلال و گروه سوم فقط پیگیر آزادی هستند و دغدغه استقلال ندارند. این گروه سوم، از ترامپ و نتانیاهو برای حمله به ایران دعوت کردند و پایگاهشان، رسانه‌های فارسی‌زبان خارج و رسانه‌های همسو با سیاست ترامپ و اسرائیل است. آنها این دو جنگ را جنگ اسرائیل و آمریکا با جمهوری اسلامی (نه با ایران و ملت ایران) تفسیر کردند و می‌پندارند به هر قیمتی باید جمهوری اسلامی تغییر کند، ولو با فرشته‌های نجاتی به نام نتانیاهو و ترامپ! گروه اول به دلیل مواضع انتقادیشان به جمهوری اسلامی ایران در جنبه آزادی، دفاعشان از ایران در جنبه استقلال بسیار تأثیرگذار بوده و مقالات و مصاحبه‌هایشان مرجع رسانه‌های مستقل غربی شده است.
 
قبح‌زدایی از مداخله خارجی و مشروع دانستن جنگ و تجاوز به خاک کشور را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
همان جریانی که تجاوز آمریکا به لیبی، عراق و افغانستان را «تجاوز بشردوستانه» خواند، کوشید این دو جنگ را نیز جنگ آمریکا و اسرائیل با نظام جمهوری اسلامی -‌نه با ملت ایران‌- توجیه کند. این تفسیر در میان «اپوزیسیون ملی» ایرانی مقبول نیفتاد. این منتقدان جمهوری اسلامی که طعم زندان را هم چشیده‌اند، تمام‌قد این تجاوز را محکوم کردند. از دیدگاه گروه اول و دوم نخبگان ایرانی، هر کسی که مداخله خارجی را قبح‌زدایی کند یا از جنایتکارانی چون نتانیاهو و ترامپ برای حمله به ایران دعوت کند، یا «نادان» است، یا بی‌لکنت زبان «خائن و مزدور اجنبی»، یا هر دو.
پایگاه تأثیر گروه سوم (اپوزیسیون وابسته به اسرائیل و آمریکا) بدون تردید رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور است. 
 
نخبگان ایرانی خارج از کشور چه نقشی می‌توانند در بازسازی آینده ایران ایفا کنند؟
نخبگان ایرانی در زمره تحصیلکرده‌ترین و موفق‌ترین اقلیت‌های مهاجر در آمریکا و اروپا هستند. بازگشت آنها می‌تواند به چرخه ارتقای آبادی و آزادی ایران کمک فراوانی کند؛ هم از حیث تخصص و سرمایه، هم از حیث تجربه در کشورهای پیشرفته. اما بازگشت موقت یا دائم نخبگان در گرو امنیت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی واقعی است. بازگشت نخبگان در گرو «تجدیدنظر اساسی در عملکرد سابق» است. 
 
با توجه به اینکه در برخی محافل سیاسی تلاش‌هایی برای زیر سؤال بردن نام تاریخی خلیج‌فارس یا بازتعریف جایگاه تنگه هرمز دیده می‌شود، این رویکردها تا چه حد با واقعیت‌های مستند تاریخی و حقوق بین‌الملل در تعارض است؟
«خلیج‌فارس» مطابق کلیه اسناد بین‌المللی و سازمان ملل، همواره همین نام را داشته است. برخی کشورهای عربی با پرداخت دلارهای نفتی، نقشه‌هایی با نام‌های مجعول منتشر کرده‌اند که فاقد هر گونه پشتوانه حقوقی است. تنگه هرمز آبراه استراتژیکی است که یک ‌سوی آن ایران و سوی دیگر عمان است. عبور و مرور از آن آزاد است، اما اگر کشورهای منطقه خاک خود را در اختیار متجاوزان به ایران قرار داده و پایگاه نظامی در خاکشان تأسیس شده باشد، ایران بر اساس اصل دفاع مشروع مطابق موازین حقوق بین‌الملل حق دارد عبور شناورهای نظامی کشورهای متجاوز و هم‌پیمانان منطقه‌ای‌شان را محدود یا ممنوع کند.