درباره «ترومای جمعی» که واژه نام آشنایی در روزهای سخت اخیر است
خانه امن
نیلوفر منصوری
گروه گزارش
کنار هم ماندن انتخاب بسیاری از خانوادهها در روزهای سخت اخیر بود. روانشناسان میگویند تجربه جنگ و اخبار آن میتواند نوعی «ترومای جمعی» ایجاد کند و بر روابط عاطفی اثر بگذارد. با این حال، آنچه از خانوادهها محافظت میکند، شیوه مواجهه زوجین با یکدیگر است. وقتی زن و شوهر به جای تغییر دادن هم، شنیدن احساسات یکدیگر را تمرین میکنند، تنشها کمتر میشود و احساس امنیت در خانه بیشتر. گاهی یک گفتوگوی آرام و چند دقیقه سکوت همراه با همدلی میتواند از بسیاری از سوءتفاهمها جلوگیری کند. در چنین شرایطی، همین همراهیهای ساده است که خانه را به پناهگاهی امن تبدیل میکند و پیوندهای خانوادگی را محکمتر از قبل نگه میدارد.
شرایط بحرانی فقط به معادلات سیاسی و اقتصادی تأثیر نمیگذارد؛ این وضعیت میتواند روابط انسانی را نیز تحت تأثیر قرار دهد و زندگی روزمره خانوادهها را دستخوش تغییر کند. با این حال تجربه بسیاری از خانوادهها نشان میدهد که همین روزهای دشوار میتواند فرصتی برای نزدیکتر شدن اعضای خانواده نیز باشد. بسیاری از زوجین تلاش میکنند با گفتوگو، درک متقابل و توجه بیشتر به احساسات یکدیگر، فضای خانه را آرام و بیتنش نگه دارند و اجازه ندهند فشارهای بیرونی بر رابطهشان سایه بیندازد. دکتر فریبا همتی، روانشناس، در گفتوگو با «ایران» معتقد است تجربه این روزها نشان میدهد اگر زوجین بتوانند احساساتشان را با احترام بیان کنند و شنونده یکدیگر باشند، حتی شرایط دشوار هم میتواند به فرصتی برای شناخت بهتر و نزدیکتر شدن تبدیل شود.
اثر ترومای جمعی بر روابط خانوادگی
با همه این تلاشها برای همدلی و تابآوری، نمیتوان منکر تأثیر عمیق وقایع بیرونی بر لایههای درونی خانوادهها شد. همتی با اشاره به مفهوم «ترومای جمعی» توضیح میدهد: «وقتی جامعه در معرض فشارهای شدید قرار میگیرد، واکنشهای هیجانی افراد نیز تشدید میشود. اضطراب، بیخوابی، زودرنجی یا حتی گوشهگیری میتواند پاسخ طبیعی به شرایط بیرونی باشد. در چنین موقعیتی اگر زوجین این تغییرات رفتاری را نشناسند، ممکن است آن را به حساب بیتوجهی یا بیعلاقگی همسر بگذارند و همین سوءبرداشتها تنش را افزایش دهد.»
او با بیان اینکه در چنین شرایطی مهمترین گام، پذیرش وضعیت روانی یکدیگر است میگوید: «اولین و مهمترین کار این است که تلاش نکنیم یکدیگر را اصلاح کنیم. در شرایط عادی هم تغییر دادن دیگری کار آسانی نیست، چه برسد به زمانی که فرد زیر فشار روانی قرار دارد. جملههایی مثل «اینقدر حساس نباش» یا «بی دلیل میترسی» نه تنها کمکی نمیکند، بلکه احساس تنهایی فرد را بیشتر میکند.»
این روانشناس تأکید میکند که بسیاری از واکنشهایی که در چنین شرایطی بروز پیدا میکند، طبیعی است و نباید آنها را به عنوان ضعف شخصیتی تعبیر کرد: «کسی که اخبار جنگ یا بحران را دنبال میکند، ممکن است دچار اضطراب یا نگرانی شدید شود. اگر این احساسات نادیده گرفته شود یا مورد تمسخر قرار بگیرد، فشار روانی چند برابر خواهد شد. در حالی که همدلی میتواند از شدت این اضطراب بکاهد.»
شنیدن، مهمتر از نصیحت کردن
به باور همتی، همدلی مهارتی است که باید آگاهانه تمرین شود. او میگوید: «وقتی همسرمان نگران است، لازم نیست حتماً راهحل ارائه بدهیم. گاهی کافی است بگوییم: میفهمم که نگران هستی. همین جمله ساده پیام همراهی و درک را منتقل میکند. اگر هم نمیتوانیم همدلی کلامی داشته باشیم، سکوت و گوش دادن فعال نیز بسیار مؤثر است. شنیده شدن یکی از اساسیترین نیازهای روانی انسان است.»
او میگوید: «نادیده گرفتن اضطراب یا تلاش برای کم اهمیت جلوه دادن آن، معمولاً نتیجه معکوس دارد. فرد احساس میکند احساساتش جدی گرفته نشده و همین مسأله میتواند فاصله عاطفی ایجاد کند.»
به گفته این روانشناس، شناخت منشأ بحران نیز نقش مهمی در مدیریت آن دارد: «زوجین باید از خود بپرسند مشکل دقیقاً از کجا ناشی میشود. آیا مسأله به رابطه آنها مربوط است یا نتیجه شرایط بیرونی مانند مشکلات اقتصادی، شغلی یا فشارهای اجتماعی است. وقتی مشخص شود ریشه مشکل بیرونی است، نگاهها کمتر متوجه یکدیگر میشود و زوجین بیشتر به سمت همکاری و حمایت از هم حرکت میکنند.»
فشارهای اقتصادی و کیفیت رابطه
همتی با اشاره به تأثیر مشکلات اقتصادی بر روابط خانوادگی میگوید: «چالشهایی مانند بیکاری یا کاهش درآمد میتواند کیفیت رابطه را تحت تأثیر قرار دهد. این شرایط گاهی احساس ناکامی یا نگرانی شدیدی در افراد ایجاد میکند و ممکن است به شکل عصبانیت یا بیحوصلگی بروز پیدا کند.»
او توضیح میدهد: «ممکن است همسر شما به ظاهر پرخاشگر یا کم حوصله به نظر برسد، اما در واقع با احساس شکست یا نگرانی درباره آینده روبه رو باشد. در چنین شرایطی سرزنش یا مقایسه با دیگران میتواند آسیب زا باشد. آنچه کمک میکند همذات پنداری و ایجاد حس امنیت عاطفی در خانه است.»
این روانشناس، با بیان اینکه امنیت عاطفی زمانی شکل میگیرد که خانه به محلی برای بیان احساسات تبدیل شود، نه جایی برای قضاوت و سرزنش میگوید: «زوجین باید زمانی مشخص برای گفتوگو درباره دغدغهها تعیین کنند. نه اینکه هر لحظه و در هر جمعی درباره مشکلات صحبت کنند. وقتی زمان گفتوگو مشخص باشد، ذهن آمادگی بیشتری برای شنیدن دارد و احتمال بروز تنش کمتر میشود.»
او همچنین توصیه میکند که گفتوگوها بیشتر بر زمان حال متمرکز باشد: «پرداختن مداوم به گذشته یا نگرانی بیش از حد درباره آینده ذهن را فرسوده میکند. بهتر است زوجین از خود بپرسند امروز چه کاری میتوانند انجام دهند که شرایط کمی بهتر شود. حتی کارهای کوچک مثل برنامهریزی روزانه یا تقسیم مسئولیتها میتواند احساس کنترل و آرامش بیشتری ایجاد کند.»
مدیریت استرس
و حفظ آرامش خانه
همتی به علائم جسمانی استرس نیز اشاره میکند و میگوید: «فشارهای روانی فقط در ذهن باقی نمیماند. تپش قلب، خستگی شدید، بیخوابی یا سردرد میتواند از نشانههای استرس باشد. این نشانهها طبیعی است و نباید به عنوان ضعف شخصیت تلقی شود. اگر زوجین این علائم را بشناسند و درباره آنها صحبت کنند، میتوانند از تبدیل شدن آنها به بحران بزرگتر جلوگیری کنند.»
او نقش تکنیکهای آرامش بخش را نیز مهم میداند: «روشهایی مانند تنفس عمیق، مدیتیشن یا چند دقیقه سکوت آگاهانه میتواند سطح تنش را کاهش دهد. وقتی میزان استرس کمتر شود، گفتوگوها نیز منطقیتر و سازندهتر خواهد بود.»
از نگاه این روانشناس، چالشها میتوانند فرصتی برای شناخت عمیقتر یکدیگر نیز باشند: «در روزهای آرام بسیاری از اختلافها پنهان میماند، اما در شرایط دشوار ویژگیهای واقعی افراد بیشتر آشکار میشود. اگر این شناخت با پذیرش همراه باشد، رابطه قویتر خواهد شد. زوجهایی که در بحران کنار هم میمانند معمولاً پیوند عاطفی عمیقتری پیدا میکنند.»
او درباره حفظ انگیزه فردی در چنین شرایطی نیز توضیح میدهد: «نباید تمام انرژی روانی صرف نگرانی شود. انجام فعالیتهای مورد علاقه مانند مطالعه، ورزش، هنر یا یادگیری مهارت جدید میتواند به بازسازی انرژی ذهنی کمک کند. وقتی حال فرد بهتر باشد، تعامل او با همسر نیز مثبتتر خواهد بود.»
حریم خانواده و نقش فرزندان
این روانشناس با هشدار نسبت به دخالت اطرافیان در مسائل خانوادگی میگوید: «گاهی زوجین مشکلات خود را با دوستان یا بستگان در میان میگذارند، اما این کار اغلب نتیجه معکوس دارد. ممکن است اطرافیان از سر دلسوزی قضاوتهایی کنند که تنش را بیشتر کند. بهتر است مشکلات در فضای خصوصی بین زوجین حل شود. شنیده شدن توسط همسر بسیار مؤثرتر از تأیید گرفتن از دیگران است.»
او همچنین بر اهمیت حفظ آرامش در حضور کودکان تأکید میکند و میگوید: «کودکان بیش از آنچه تصور میکنیم متوجه فضای عاطفی خانه میشوند. اگر بحثها و اختلافها در حضور آنها مطرح شود، احساس ناامنی خواهند کرد. لازم است والدین حتی در شرایط دشوار نیز تصویر همکاری و حمایت از یکدیگر را به فرزندان نشان دهند تا امنیت روانی آنها حفظ شود.»
به گفته این روانشناس، یکی از مهمترین مهارتها در چنین شرایطی انعطافپذیری است. به اعتقاد او انعطاف پذیری یعنی بپذیریم شرایط تغییر کرده و لازم است شیوه برخورد خود را نیز متناسب با آن تغییر دهیم. اصرار بر انتظارات قبلی یا شیوههای قدیمی میتواند فشار بیشتری ایجاد کند.
بــــرش
عبور از بحران با پنج اصل
همتی در جمعبندی توصیههای خود میگوید: «همدلی، گفتوگوی هدفمند، مدیریت استرس، حفظ حریم خصوصی مشکلات و تمرکز بر راهحلهای عملی پنج اصل مهم برای عبور سالم از بحران است. اگر زوجین این اصول را رعایت کنند، نه تنها رابطه آسیب نمیبیند بلکه میتواند مستحکمتر نیز شود.»
او میگوید: «واقعیت این است که چالشهای اجتماعی و اقتصادی دیر یا زود پایان مییابد، اما کیفیت رابطهای که در این مسیر شکل میگیرد میتواند سالها ادامه پیدا کند. بسیاری از زوجهایی که روزهای سخت را با همراهی پشت سر میگذارند بعدها از همین دوره به عنوان نقطه عطف زندگی مشترک خود یاد میکنند؛ روزهایی که یاد گرفتند به جای ایستادن مقابل یکدیگر، در کنار هم بایستند.»
به اعتقاد او، خانه در نهایت باید امنترین نقطه زندگی باشد؛ جایی که نگرانیها شنیده میشود، احساسات جدی گرفته میشود و اعضای خانواده میدانند در سختترین شرایط نیز تنها نخواهند ماند. اگر چنین نگاهی در خانواده تقویت شود، حتی فشارهای بیرونی و چالشهای اجتماعی نیز نمیتواند بنیان رابطهای را که بر پایه احترام، درک متقابل و همدلی شکل گرفته است، متزلزل کند.

